«سارا» و دوستاش در خیابان مست کردهاند. «دنی»، دوست قدیمی سارا، که به همراه چهار دوست دیگرش در گشتوگذاری شبانه است، کاملاً اتفاقی سارا را میبیند. این هفت نوجوان در ادامه تصمیم میگیرند «فرانک»، مردی میانسال که سارا را مورد آزارجنسی قرار داده است، تنبیه کنند.
فیلمهای بسیاری تلاش کردهاند در داستانهای خود به شرح دوران نوجوانی بپردازند. دورانی حساس که با نادیده گرفتهشدن نوجوانان توسط بزرگسالان میتواند خطرناکترین دوران زندگی هر فردی باشد. فیلم «نوجوانان بزهکار» نیز تلاش میکند با در کنار هم قرار دادن نوجوانانی که هر یک بهگونهای از سوی خانواده و جامعه طرد شدهاند و مورد آزار قرار گرفتهاند، به جزئیات زندگی آنها توجه کند. اما اولین ایراد داستان آن است که این کار هرگز عملی نمیشود. ما با نوجوانانی روبهرو هستیم که تمام آنها به نوعی قربانی محیط و افراد پیرامونیشان شدهاند. همهشان دلایل خاص خود را برای بزهکار شدن هم دارند، اما آیا بیان یک اتفاق به زبان ساده میتواند برای نشان دادن عمق احساسات این افراد کافی باشد؟ این فیلم هرگز به عمق احساسات یا اتفاقاتاش وارد نشده و همهچیز به صورت سطحی نشان داده میشود.
سارا به عنوان قربانی تجاوز چرا باید احساس همدردی بیننده را با خود داشته باشد وقتی همهچیز در همان سکانسهای اولیه تنها گفته میشود و در ادامه نیز هیچ پرداختی به این اتفاقِ بسیار مهم نمیشود. سارا با شدیدترین واکنشها نسبت به فرانک رفتار میکند و موجب تغییر زندگی تمام این هفت نوجوان میشود، اما این فیلم به جز این سکانسها دیگر به این امر توجهی نمیکند. حتی مولی به عنوان همسر فرانک چرا باید در چند ثانیه تمام حرفهای سارا را باور کند و بپذیرد که همسرش سالها یک پدوفیلی بوده است. آیا او خود میدانسته است؟ فیلم به این سؤال هم پاسخی نمیدهد، به همین جهت رفتار مولی که در ادامه بسیار فداکارانه است، باورپذیر نمیباشد. غیرواقعی بودن این فیلم در ادامه هم خود را در تمام اتفاقات نشان میدهد. چرا نوجوانانی در این سن کم باید رو به کارهایی بیاورند که حتی تعریف کردن آنها شهامتی بسیار میخواهد؟ این همه خشم از کجا میآید؟ میتوان دلایل هر یک از این نوجوانان را برای این همه خشم باور کرد؟ در هیچ سکانسی ما نمیبینیم این نوجوانان مورد آزار قرار بگیرند یا توسط اطرافیانشان مورد بیمهری شدیدی که منجر به خشم شود واقع شوند. فیلم هیچ زحمتی برای پرداخت شخصیتهایاش نمیکشد و تنها به دنبال قهرمان کردن آنها به هر قیمتی است.
فیلم «رانت»، که چندی پیش آن را مرور کردیم، را اگر به یاد داشته باشیم کاملاً متوجه تفاوت نوع پرداخت شخصیتهای فیلمها میشویم. در فیلم «رانت» آزار و اذیت کال و دوست دیگرش آنقدر ادامه دارد و به خوبی نشان داده میشود که به راحتی موجب خشم بیننده نیز میشود چه برسد به خود کال. به همین علت است که تغییر رفتار کال به راحتی قابلپذیرش بوده و حس همذاتپنداری ما را بیدار میکند. ما خشم کال را درک کرده و با او همراه میشویم. اما در فیلم «نوجوانان بزهکار» بااینکه دلایلی شرح داده شده است هیچچیز واقعی نیست. حتی بازی بازیگران نیز پذیرش این شخصیتها را سختتر میکند. بازیها به شدت خالی از احساسات واقعی بوده و نمیتواند جذابیتی به روایت بیفزاید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.