مردی سیساله درحال تیراندازی با تفنگ دیده میشود. برش. همان مرد حالا با سروصورت مجروح در اتاق انتظار زندان منتظر وکیل تسخیریاش است. وکیل وارد اتاق شده و از این مرد که خود را «آموس اوتیس» معرفی کرده است، میخواهد برای او تمام اتفاقات این چند روز را تعریف کند. اوتیس محکوم به قتل رئیسجمهور ایالتمتحدهآمریکا است. او اما میگوید حرفی برای گفتن ندارد.
آیا تا به حال به این فکر کردهاید اگر این شخصیت معروف یا آن مسئول حکومتی و دیکتاتور جنایتکار به دنیا نمیآمد یا توسط عدهای پیش از رخدادِ اتفاقاتِ دردناک کشته میشد، چه اتفاقی رخ میداد؟ اگر هیتلر با تمام آن استعدادهایاش در همان بچگی مرده بود آیا جنگهای جهانی رخ میداد؟ آیا قذافی، صدام یا صدها دیکتاتوری که هنوز در این جهان حکمرانی میکنند اگر زودتر مرده بودند یا کشته شده بودند، اوضاع جهان فرق نمیکرد؟ این سؤال مهمی است که میتواند سوژهی بسیار خوبی برای ساخت یک فیلم معنادار باشد. حال در فیلم «آموس اوتیس کیست؟» کارگردان سعی کرده است این موضوع را سوژه قرار دهد و به آن معنا دهد، اما متأسفانه همچنان که این موضوع بسیار جذاب و جالب توجه است، این فیلم نتوانسته به آن به خوبی بپردازد و همهچیز بهنوعی حرام شده است.
فیلم «آموس اوتیس کیست؟» با وارد کردن اوتیس و وکیلاش بعد از بیست دقیقه ابتدایی به دادگاه مابقی سکانسهای خود را درون این فضا ساخته است و دقیقاً یکی از ایرادات اصلی روایتاش همین لوکیشن است. در این لوکیشن به غیر از مکالماتی که میان شخصیتهای داستان ردوبدل میشود، هیچ اتفاق دیگری نمیتواند رخ دهد، به همین دلیل داستان هرچه بیشتر طولانی میشود خستهکنندهتر، تکراریتر و حتی اغراقآمیزتر میشود. البته که فیلمهای بسیاری در دادگاه ساخته شدهاند که هرگز مکالمات میان شخصیتهای آنها تکراری و خستهکننده نشده است، مانند فیلم «دادگاه شیکاگو– ۷». در این فیلم آنقدر اتفاقات متأثرکننده و واقعی هستند و بازیگران آن توانستهاند نقشهای خود را به خوبی بازی کنند که بیننده نه تنها حس نمیکند در حال دیدن فیلم است، بلکه خود را در دادگاه و در کنار متهمان آن میبیند. همذاتپنداری در این فیلم بر اساس آنچه رخ داده است و حتی به خاطر زاویهی دوربین دقیق آن آنقدر راحت صورت میگیرد که نمیتوان چشم از آن برداشت. اما فیلم «آموس اوتیس کیست؟» دراستفاده از هیچکدام از این المانها به خوبی عمل نکرده است.
اوتیس برای کشتن رئیسجمهور آمریکا دلایل خاص خود را دارد، اما بازگو کردن این دلایل و اظهارات آن در دادگاه در زمانهای طولانی و متمادی بیشتر به سخنرانیهایی اغراقشده و روشنفکرمأبانهای میماند که تنها میخواهد شخصیت اصلی روایت و دلایل انجام کارش را بزرگ نشان دهد. این فیلم با پیچش داستانی ناگهانی در اواسطاش میتواند بیننده را وارد هیجانی جذاب کند، اما شخصیت اوتیس آنقدر غیرقابلباور است که نمیتواند بیننده را به دنبال خود بکشد. بیننده نه میتواند این شخصیت را باور کند و نه دلایل آن را چندان واقعگرایانه ببیند. درست است که در این فیلم هرگز نام رئیس جمهور آمریکا آورده نمیشود، اما کاملاً مشخص است که کارگردان «آقای ترامپ» و حزباش را نشانه گرفته و بیمهابا به تخریب آنها دست زده است. جدا از اینکه آیا سخنانی که پیرامون این افراد زده میشود درست است یا نه، اینکه این کارگردان شهامت آن را ندارد که نام مشخصی از این افراد را بیاورد مسألهای بسیار مهم است، آن هم در کشوری که میتوان برای هر شخصی فیلم ساخت و آزادی حداقل در ظاهر وجود دارد.
این فیلم اما میتوانست به جای تلف کردن وقتاش در دادگاهی تکراری با نشان دادن اتفاقاتی که اوتیس تعریف میکند، روایتاش را روحی دیگر بخشد. داستانی که کمتجربگی و نداشتن شهامت کارگرداناش در نهایت باعث حرام شدن آن میشود.
فیلم۲موویز
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.