پوستر فیلم شرور

تلاش بی‌ثمر برای جبران گذشته

شرور
Villain
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده اردیبهشت

حوادث و اتفاقاتی که برای هر فرد در گذشته رخ داده می‌تواند خوشایند یا ناخوشایند باشد؛ حال اگر خوشایند باشد که تجربیات شیرینی را رقم زده و در پسِ ذهن انسان بطور دلچسبی ماندگار می‌شود و با مرور آنها انرژی مضاعف و امیدی به آینده را نویدبخش است. اما اگر نامطلوب بود چه؟! چطور می‌توان از اعمال پیشین فرار کرد و در برخی موارد پیامدهای ناگوار را جبران نمود؟؛ عواقبی که در بعضی اوقات منجر به از دست دادن اعتماد اطرافیان شده و یا در وضعیت اسفناک‌تر فقدان عضوی از خانواده به‌واسطه‌ی سهل‌انگاری فرد. این اثر نیز روایتگر مردی‌ست تبهکار که ده سالی از عمر خود را در زندان سپری کرده و حال برای جبران روزهای غیبت و نبودش تلاش می‌کند ننگ را از گذشته خویش بزداید. اِدی فرَنکس – کریگ فِربرَس- زندانی سابقه‌داری‌ست که پس از آزادی به‌دنبال احیای روزگار قبلی است و امور پیشین؛ برادرش -شان- با استقبال از وی پذیرائی می‌کند. اما به‌تدریج متوجه می‌شویم که او به یک نفر از گنگسترهای بومی مبلغ هنگفتی را بدهکار است و به او مدتی معین برای بازپرداخت پول مهلت داده‌ است. برادرها صاحب باری هستند که کم‌وبیش پاتوق محله است. شان، فردی بسیار بی‌مسئولیت و لاابالی است که چیزی جز ضرر برای ادی ندارد. فردی که به‌‌قول طلبکاران خائن محسوب می‌شود و محموله‌ای که قرار بوده برای تبهکاران باشد را به جیب زده و حالا با تظاهر به اینکه کیف سرقت شده است سعی در فرار از زیر بار این اتهام است. با این وجود همچنان ادی سعی می‌کند بدهی را پرداخت کند تا همگی به زندگی عادی خود برگردند. از طرف دیگر او خواهان رابطه‌ی مجدد با تنها فرزندش است. دخترش از ملاقات با وی امتناع می‌ورزد و ادی را در هر ملاقات طرد می‌کند. طی دیدارهای بعدی رابطه‌ی بین آنها کمی به ملایمت گرائیده و دختر- کول- که از مرگ مادرش هنوز دلخور است، نمی‌تواند پدرش را ببخشد. پدری که باید زمان بیماری مادر در کنارش می‌بود و در سال‌های دور خانواده را به‌خاطر رابطه با زن دیگری ترک نمی‌کرد. حال با مرگ مادر دیگر رمقی برای همراهی با پدر باقی‌نمانده و اعتمادی شکل نمی‌گیرد. اما اِدی تلاش می‌کند تا اطمینان کول را جلب کند و او را از نظر مالی نیز حمایت کند. در همین اثنا جیسون- همسر کول- به‌خاطر درگیری اخیری که با اِدی داشته از او کینه به دل دارد.
داستان شرور بیش از هرچیز درون‌مایه‌ای بر مبنای واقعیت دارد. رابطه‌ی احساسی که بین فرد شرور و بیننده شکل می‌گرفت مصداق همین امر بود. کوششی که ادی برای پاک کردن چهره‌ی منفور پیشین کرده بود به خوبی نمایان شده بود. بازیگر نقش ادی- کریگ فربرس- را باید تحسین کرد که این‌چنین توانست در کنار الِمان‌های مثبت فیلم به جذابیت اثر کمک کند و بار سنگینی را از دوش کارگردان بردارد. فیلیپ بارانتینی -کارگردان- روایتی ساده را فقط پیش رو داشت و بس. داستانی که ما را باخود به فیلم‌های سال جاری همچون: تباه‌شده، نامیرا و تحت‌تعقیب می‌رساند. روایاتی تقریباً مشابه با سبکی یکسان. قطعاً با پرداخت بسیار قوی‌تر می‌توانست از ارائه‌ی درست این اثر برآید اما در انتها با اثری معمولی ذهن مخاطب را ترک کرد. فیلمی که درگیری ذهنی طولانی‌مدت را برای بیننده به همراه نداشت. دیالوگ‌های سطحی که بیننده را جذب نمی‌کردند. تصویربرداری اثر را می‌توان از نکات قوت دانست. موسیقی اثر که در لحظات تکان‌دهنده همراه مخاطب بود و احساسی را منتقل می‌کرد. صحنه مُثله کردن اجساد و صداهایی که به‌خوبی هم‌پوشانی شده بود و حس را به تماشاگر القاء می‌کردند. نماهای دراماتیک که خلق لحظات تراژیکی را منتج می‌شد؛ مثل سکانس‌های مربوط به دیدار قهرمان فیلم و دخترش؛ و یا ارتباط گرفتن با نوه‌اش. باز هم باید بازی بازیگران را نادیده نگرفت و به‌واسطه‌ی اجرای خوب آنها هم که شده پای این فیلم به تماشا نشست تا همچنان امیدوارانه منتظر آثار دلچسب‌تری از این ژانر بر پرده‌ی نقره‌ای باشیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟