«لُوا» پسری جوان و خوشقیافه است که عاشق موتورسواریست. او قهرمان مسابقات مختلف موتورسواری میباشد و کاپهای زیادی را هم در خانه دارد. او هر عصر در استخری شنا میکند. چند روزیست به جای خدمتکار همیشگی دختری جوان به نام «راما» در استخر دیده میشود. راما عاشق لواست و از همان ابتدا این را هم نشان میدهد و رفتهرفته رابطهای میان این دو شکل پیدا میکند.
فیلم «مهربان» روایتی از پسری جوان است که علیرغم مادر الکلی و بیمسئولیتاش و مشکلات مالی بسیاری که در زندگی دارد، تلاش میکند همواره روی خوب خود را به همگان نشان دهد. همه او را دوست دارند و او قهرمانی مهربان برای تمام مردم شهر است. داستان با شرحی قابلقبول از شخصیت لوا آغاز میشود. ما او را در خانه و در کنار دوستاناش میبینیم. دوستانی که مهربانانه به هم کمک میکنند. رابطه لوا و راما نیز به شکلی هیجانانگیز آغاز میشود و تعقیبوگریزهای آنها بر جذابیت این مسیر میافزاید. همهچیز تا نیمههای داستان به خوبی شکل پیدا میکند و ما منتظر اتفاقاتی جدید در روند داستان هستیم. اما یک اتفاق و مرگ یکی از دوستان لوا باعث میشود ناگاه رشتهی روایت از دست کارگردان خارج شود. از اینجاست که روایت مسیر آشفتگی و سقوط خود را از آغاز میکند. لوا چنان از مرگ دوستاش متأثر میشود که زندگی و رفتارش تغییر میکند. اما چرا؟ رابطهی این پسر جوان با لوا به چه میزان بود که او اینچنین خود را ناراحت نشان میدهد؟ پذیرش مرگ دوستِ صمیمی البته که سخت است، اما این فیلم تنها در یک سکانس که آن هم چند ثانیه بیشتر به طول نمیانجامد به رابطهی لوا با این پسر پرداخته است. پیش از آن هرگز ما تصور نمیکنیم لوا بیشتر از دیگر افراد با این پسر ارتباط داشته باشد، زیرا لوا با همه خوب رفتار میکند و همه او را دوست دارند. درواقع ایراد داستان در آن است که در نیمهی اول خود تمام تمرکزش را بر رابطهی لوا و راما قرار داده، اما در نیمهی دوم با مرگ دوستی دیگر لوا تغییر اساسی میکند، چنانکه رابطهاش با راما را هم تحتتأثیر قرار میدهد. اگر کارگردان در نیمهی اول به رابطهی لوا و دوستاش بیشتر پرداخته بود، درک احساسات و ناراحتی او بهتر صورت میگرفت.
فیلم «مهربان» با تمرکز بسیار بر روی شخصیت لوا از اطرافیان او دور مانده به همین جهت گوشههای زیادی از رفتار لوا که به دیگران ارتباط دارد مبهم مانده است. اینکه داستان مدام اطرافیان لوا را بدون پرداخت درست دچار مشکل میکند تا لوا تحتتاثیر این اتفاقات قرار بگیرد ایراد مهم داستان است که میتواند نشاندهندهی ترسو بودن خودِ روایت نیز باشد، زیرا روایت هرگز به عمق اتفاقات دردناک پیرامونی لوا وارد نمیشود و درنتیجه اثرات آن بر زندگی او هم به خوبی درک نمیشود.
فیلم «مهربان» دقیقاً از آن فیلمهاست که همه چیز در ابتدا به نظر خوب میرسد و میزانسن بهجایِ آن توجه مخاطب را جلب میکند. فیلمی که دوربیناش با انتخاب فیلترهایی تیره غم نهفته در شخصیتها را نشان میدهد و بازیگران جوان و حرفهای درک شخصیتها را میتواند راحت کند، حتی موسیقی هم در مسیر داستان است. تمام این موارد المانهایی برای بهتر شدن داستان هستند، اما آنچه که در نهایت این فیلم را حیف میکند داستانیست که با پرداخت ضعیف و مشوش شخصیتهایاش باعث نابودی همهچیز میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.