پوستر فیلم هتل ترانسیلوانیا: دگرگونی

کاش قسمت جدیدی ساخته نمی‌شد

هتل ترانسیلوانیا: دگرگونی
Hotel Transylvania: Transformania
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

در جشن صدوبیست‌وپنج سالگی آغاز به‌ کار هتل ترانسیلوانیا «دراکولا» تصمیم گرفته است تا بازنشسته شود و هتل را به دخترش، «میویس»، واگذار کند، اما شنیدن این خبر زودتر از موعد به گوش «جانی» باعث می‌شود او نتواند خود را کنترل کند و برای تشکر از پدرِ همسرش به سراغ او رود. جانی آرزوهای بزرگ خود را برای تغییر هتل می‌گوید و دراکولا که دل‌اش نمی‌خواهد هتل‌اش تغییر کند با گفتن یک دروغ از انجام این کار خودداری می‌کند. این دروغ در ادامه اما منجر به ایجاد اتفاقاتی می‌شود.

انیمیشن «هتل ترانسیلوانیا» اولین بار در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و طرفداران بسیاری را متوجه خود کرد. دراکولایی شوخ‌طبع و هتلی جذاب با موجوداتی عجیب‌وغریب که هر یک دارای شخصیت‌هایی بامزه بودند و می‌توانستند بیننده را با خودشان همراه کنند، جذابیت‌های این انیمیشن بودند. در سال ۲۰۱۵ و سپس ۲۰۱۸ قسمت‌های بعدی نیز ساخته شد که اگرچه هیچ‌کدام محبوبیت قسمت اول را پیدا نکردند، اما توانستند طرفدارانی را جذب کنند. حال قسمت چهارم این انیمیشن ساخته شده است و باید دید آیا می‌تواند بینندگان‌اش را راضی نگه دارد؟ بهتر است در همین ابتدا خیلی صریح پاسخ این پرسش را بدهیم و بگوییم که قسمت چهارم این انیمیشن هرگز نتوانسته است حتی نزدیک به قسمت جذاب و خلاقانه‌ی اول آن شود و حرف جدیدی را ارائه دهد. این انیمیشن با وارد کردن داستان در مسیری بیش‌ازاندازه خسته‌کننده و البته تکراری حوصله‌ی بیننده‌اش را سر خواهد برد.

انیمیشن «هتل ترانسیلوانیا: دگرگونی» قرار است جانی و دراکولا را وارد ماجراجویی خطرناکی بکند. اما چه ماجراجویی‌ای در این انیمیشن وجود دارد یا آنها با چه خطراتی مواجه می‌شوند؟ مگر قرار نبود آنها از جنگلی خائن که زنده ماندن از آن کار راحتی نیست، رودخانه‌ای خطرناک و غاری مرگبار عبور کنند؟ در کجای این سفر ما با اتفاق وحشتناکی روبه‌رو هستیم؟ جز اینکه ما جانی هیولاشده را مدام جلوتر از دراکولای انسان‌شده در مسیری می‌بینیم که راه می‌روند و تنها پس‌زمینه‌ی آنها با تغییر شکل و رنگ جابه‌جا می‌شود. هیچ اتفاقی در هیچ‌کدام از این مسیرها رخ نمی‌دهد و اگر خطری هم در انتها برای آنها وجود داشته باشد تنها در چند ثانیه رفع می‌شود و همه‌چیز به خوبی و خوشی تمام می‌شود. دعوای میان جانی و دراکولا و انجام کارهایی که جانی انجام می‌دهد و هر بار منجر به خرابکاری می‌شود هم اگرچه در این داستان شکل دیگری به خود گرفته، اما باز همان است که ما در قسمت‌های دیگر دیده‌ایم. این شخصیت‌ها دیگر نه تنها حرف جدیدی برای گفتن ندارند، بلکه آن خوشمزگی و طنز روان‌‌اشان نیز از آنها گرفته شده است. تمام طنز فیلم در اداهای فرانکشتاینِ انسان‌شده که بسیار خوش‌تیپ است و اداهای دیگر شخصیت‌هایی که انسان‌ شده‌اند، خلاصه می‌شود و جز تلاش عشقِ دراکولا و عشقِ جانی برای رسیدن به آنها هیچ اتفاق خاص و قابل ذکری رخ نمی‌دهد. این انیمیشن عملاً هیچ‌چیز در خود ندارد. نه داستانی پرهیجان، نه شخصیت‌هایی بامزه و نه حتی تصاویری جذاب. و احتمالاً به همین دلایل هم است که بسیاری از عوامل گذشته در آن حضور ندارند، مانند «آدام سندلر» و «تارتاکوفسکی».

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟