پوستر فیلم دور برداشتن

خالی از هرگونه هیجان و پویایی

دور برداشتن
Rev
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده اردیبهشت

هیجانی که به‌واسطه‌ی سرقت مستولی می‌شود را نمی‌‌توان انکار نمود. حال می‌خواهد این سرقت‌ها جنبه‌ی تفنن و سرگرمی داشته باشند یا منفعت مالی. چه بسیار فیلم‌هایی که به سرقت خودروها اشاره کرده و ماجراهایی را برای مخاطب رقم زده‌اند. این اثر نیز به این ماجرا می‌پردازد و قرار است باندی را نشان دهد که به‌طور کلان و گسترده دست به سرقت زده و خودروهای مسروقه را به کشورهای دیگر منتقل می‌کنند.
در آغاز فیلم کمیک‌وار به این مسئله اشاره می‌شود که اگر خواهان ازدیاد و افزایش سرقت نیستید پس فیلم‌هایی با محوریت دزدی ماشین نسازید چرا که شخصیت اصلی فیلم تحت تأثیر فیلم «سرقت در شصت ثانیه» مرتکب سرقت می‌شود. مایکی پسری متبحر در به سرقت بردن اتومبیل است. بالاخره حین ارتکاب جرم به دام پلیس افتاده و نیروی پلیس او را برای نفوذ در یک باند سرقت بزرگ به کار می‌گمارد. او کم‌کم با چارلی از سران گروه دوست شده و اعتماد وی را به خود جلب می‌کند. از سوی دیگر اِیوا که دوست‌دختر چارلی نیز هست با او رابطه‌ای را آغاز کرده که یکی از سردسته‌های باند – سَمی- به این ارتباط پی برده و خواهان افشای این رابطه می‌شود. قرار است تعدادی خودروی لوکس سرقتی به کشورهای افریقایی منتقل شود. پلیس به‌دنبال دستگیری مجرمین است. در همین حین، سَمی تمایل به همکاری با یکی دیگر از سرکرده‌های گروه می‌کند. بر مبنای همین همکاری باید مواد مخدر در خوردوها جاسازی شده و به سایر کشورها منتقل شوند. حال ماجراهایی را در خود شکل داده و هیجاناتی را به فراخور داستان فیلم به بیننده القاء می‌کند.
روایت این فیلم بی شباهت به آثاری همچون: راندن(۲۰۱۱) و جنون سرعت(۲۰۱۴) نیست. فیلم‌هایی که تحت همین داستان ماجرایی را شکل داده و به تهییج اثر کمک رساندند.
انت هوراسانلی-کارگردان فیلم- در کارنامه خود آثاری نظیر سفر از دست رفته (۲۰۱۰) و سوخت (۲۰۱۶) داشته‌است. این‌بار اثری را به مدد این روایت ساده حول محور سرقت اتومبیل و قاچاق مواد مخدر به نمایش گذاشته است. متأسفانه مثل اغلب فیلم‌ها شاهد داستان‌پردازی قوی نیستیم و فیلم فاقد جذابیت‌های روائی در اثر است و همچنان بیننده را با اثری کاملاً معمولی و سطحی مواجه می‌کند. بازی بازیگران را هم نمی‌توان از امتیازات اثر برشمرد. نقش اِیوا – دوست‌دختر چارلی- توسط بازیگرش در نهایتِ تصنع‌ ارائه شده است. ابهامات حل نشده در اثر نیز مزید بر ضعف فیلم بود. نیروی پلیس مضحک که تلاش بر قدرت‌نمائی داشت. باند تبهکار و سارقین کلان که به هر چه کذب بودن کاراکترها کمک می‌کردند. شاید بتوان موسیقی و جنبه‌ی سینماتوگرافیکی اثر را از جمله مزایای تماشای این فیلم دانست. شاید باید گفت تلاشی بی‌نتیجه برای هر چه هیجانی‌تر کردن فیلمی‌ که در دهه‌های پیشین شاهد نسخه‌های بهتر و با کیفیت‌تری از همین ژانر بودیم. اندک درامی که ترکیب شده و چنگی به دل نمی‌زند و حتی لوکس بودن سبک زندگی کارکترها هم فاقد جذابیت‌های دیداری است و نکته‌ی دندان‌گیری را برای ریز شدن در جزئیات ندارد.