پوستر فیلم لذت

اینجا همه‌چیز در باب سقوط است و نه لذت!

لذت
Pleasure
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

⚠️تماشای این فیلم به افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمی‌شود

برخی سوژه‌ها آن‌قدر زیر سایه‌ی ذائقه‌ی ویران‌شده‌ی توده گم شده‌اند که ورود به آن‌ها جز اینکه فیلم‌ساز جهان‌بینی خودش را داشته باشد غیرممکن است. چون در غیر این صورت، اثر در نهایت تبدیل به کلیپ‌های پاره‌پاره در دست همان توده می‌شود. صنعت پورنوگرافی یکی از همین سوژه‌هاست. باید گفت این صنعت آن‌قدر قدرتمند است و آن‌قدر کالای پول در آن جابجایی سنگینی دارد که سوژه قرار دادنش در سینما کار هر کسی نیست. در سال ۲۰۰۶، فیلم «غیرممنوعه» که مجموعه‌ای از ۷ فیلم کوتاه بود تولید شد. در این مجموعه هنر سینما به تقابل با پورنوگرافی رفت و به‌نوعی آن لذت سراب‌مانند را به رخ مخاطب خود می‌کشید. در طول چند دهه‌ی گذشته آثاری که بخواهند این سوژه را درون‌مایه‌ی خود قرار دهند بسیار وجود داشته‌اند اما مخاطب سینما از میان دود غلیظ نشئگی در دنیای پورنوگرافی بیرون نیامده و کارکرد این آثار برعکس شده است. چند هفته‌‌ی قبل فیلم زیبای «شهوت سگی»، جدیدترین ساخته‌ی شان بیکر، را با هم مرور کردیم. این فیلم یکی از همان آثاری بود که می‌توانست تکانی محکم به ذهن مخاطب دنیای صنعت هرزه‌نگاری وارد کند. حال کارگردان زن سوئدی، خانم نینیا تیبرگ، کاراکتر خود را به درون مغاک هرزه‌نگاری می‌فرستد.
دختری از سوئد، پاسپورت به‌دست، در برابر گیت فرودگاه مقصد می‌ایستد. افسر از او می‌پرسد برای چه پا به ایالات متحده گذاشته‌ای و او در پاسخ چنین می‌گوید؛ برای لذت. این دختر قرار است وارد دنیای پورن شود و قصد دارد به بالای قله‌ی این صنعت برسد. کارگردان با همین افتتاحیه و با استفاده از کلیشه‌های مرسوم در درام‌های انگیزشی که کاراکتر چشم‌بسته پا به دنیایی می‌گذارد که قرار است او را ببلعد، کاراکتر خود را در دنیایی موازی به انتهای مغاک جامعه‌ی انسانی می‌فرستد. خیلی ساده است. اگر از هر پدری بپرسید که آیا دوست دارد دخترش ستاره‌ی فیلم پورن شود، با قاطعیت به شما نه می‌‌گوید. اما از آن سو بیشتر این پدران خود یکی از مشتریان همیشگی سایت‌های هرزه‌نگاری هستند. این تناقض آزاردهنده یکی از همان ارکان دنیای مردسالار است. تعریفی که بسیاری از فمینیست‌ها سال‌هاست در حال مواجهه با آن هستند اما چیزی که هم‌اکنون در جهان می‌بینیم شکست این تفکر در برابر آن تناقض است.
نینیا تیبرگ سعی دارد ورود کاراکتر خود را همچون ورود انسان به دوزخ نشان دهد. او فرم روایی خود را نیز بر همین اساس چیده است. کاراکتر گویی همچون سرگردانی در این دوزخ هر بار به‌سوی انتهای دوزخ مسیر را می‌پیماید. برش‌ها، کلوز‌آپ‌ها و صدای صحنه‌های گذشته روی تصاویر بعدی ذکاوت کارگردان را می‌رسانند که از همان ابتدا مخاطبی که با ولع ارضا میل جنسی پای فیلم نشسته است را کنار بزند و حتی باعث شود این مخاطب دیگر فیلم را ادامه ندهد. این روایت سقوط است و نه شهوت. کاراکتر در این روایت سقوط را انتخاب کرده است و قرار نیست این سقوط تحریک میل جنسی مخاطب باشد. باید گفت کارگردان چنان ظریف و خوب این انفصال سقوط از شهوت را ایجاد کرده که در برخی از سکانس‌ها مخاطب آزار می‌بیند و آرزو می‌کند کاش فیلم دیگر ادامه نیابد.
اما مهم‌ترین نکته‌ی فیلم و شاید اصلی‌ترین فاکتوری که آن را نجات می‌دهد شکل‌گیری روایت بر پایه‌ی ابزوردیسم است. همه‌‌ی کاراکترها، موقعیت‌ها و کاخ‌های پوشالی این دنیا می‌توانند به سادگی یک بشکن فرو بریزند. در این دنیا هیچ‌کس پیروز نیست جز امپراتوری پول! همه‌چیز در این دنیا به‌سادگی یک انتخاب می‌تواند محو شود همچون تصمیم ناگهانی برای پیاده شدن از ارابه‌ی دوزخ. در این دوزخ دنیایی، همچون تمام رخدادهای این دنیا، این انسان است که در مرکز هستی خود قرار دارد و حتی در انتهای مغاک دوزخ نیز می‌تواند به‌سادگی باز کردن درب ماشین، پیاده شود؛ فقط کافی‌ست زندگی و بودن را انتخاب کنی.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟