پوستر فیلم گروه نجات

همان همیشگی‌ها

گروه نجات
The Rescue
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

هلیکوپترهای نجات بر فراز یک دکل نفتیِ درحال آتش پرواز می‌کنند. دو نفر از کارکنان این دکل در میان آتش گرفتار شده‌اند و اعضای گروه نجات تلاش می‌کنند تا این دو نفر را نجات دهند، اما آتش هولناک و خطرناک است.
یکی از سوژه‌های بسیار مهم سینمای تجاری استفاده از گروهی خبره برای نجات گروهی دیگر از یک خطر بزرگ است. المان‌های موجود در تمام این فیلم‌ها هم همگی یکسان هستند و هم سازنده‌ و هم بیننده از تمام آنها اطلاع دارند. این فیلم‌ها برای قشر عامی ساخته می‌شوند که دیدن فیلم برای آنها بیشتر فرار کردن از زندگی عادی و داشتن هیجان و شور لحظه‌ای است که در زندگی خود نمی‌توانند داشته باشند. این قشر هنگام دیدن این‌گونه فیلم‌ها علاقه‌ای به اندیشیدن درباره فیلم و رخدادهای آن ندارند، پس سازنده نیز زحمتی برای ایجاد یک داستان خاص به خود نمی‌دهد. همه‌چیز مشخص است؛ اتفاقات باید در بستری از سرعت و تنش یکی پس از دیگری رخ دهند تا بیننده را به هیجان آورند.
فیلم «گروه نجات» نیز چیزی بیش از همان تعریف‌های ساده‌ی این‌گونه فیلم‌ها نیست. در این فیلم در ابتدا یک عملیات نجات در دریا و سکوی نفتی رخ می‌دهد. سپس جنگل و رودخانه و حتی سقوط هواپیما محل‌هایی دیگر برای هیجانی بیشتر هستند و در نهایت هم دوباره دریا مکانی می‌شود برای هنرنمایی این قهرمانان همیشگی. در این میان داستان کاپیتانی فداکار که همسرش را از دست داده و فرزند کو‌چک‌اش هم بیمار است، جای گرفته است. حتی کلیشه‌ی تنها زن گروه نیز که در نهایت عاشق کاپیتان قهرمان و ازجان‌گذشته می‌شود هم در این داستان وجود دارد.
شخصیت‌های این فیلم در حد همان قهرمانان و ایثارگرانی می‌مانند که حاضرند جان خود را به راحتی برای نجات دیگری بدهند. سکانس ابتدایی فیلم کافی است تا بیننده متوجه نوع روایت این فیلم شود. در این سکانس کاپیتان مغرور بدون توجه به افراد گروه‌اش آنها را در معرض خطری غیرقابل‌پذیرش می‌گذارد. هرگز هیچ گروه نجاتی بدون توجه به سلامتی اعضای خود شروع به انجام عملیات نمی‌کند. این ساده‌ترین چیزی است که به یک نجات‌گر آموخته می‌شود و در این فیلم به هیچ‌عنوان به آن توجه نشده است. روابط میان افراد، عشق‌های ایجاد شده و حتی خوشحالی و شادی میان آنها هم بدون هیچ عمقی تنها در مسیر روایت قرار گرفته‌است تا برای بردن بیننده از یک سکانس پرهیجان به سکانس پرهیجان دیگر وقفه‌ای دراماتیک را ایجاد کند. این فیلم تنها سلاح خود را استفاده از احساسات بیننده‌اش قرار داده تا او را به دنبال خود بکشد. درواقع این فیلم ادغامی از تمام المان‌هایی است که می‌توان در یک فیلم کلیشه‌ای تراژیک مشاهده کرد. فیلمی دیگر از سینمای تجاری چین که می‌خواهد به هر قیمتی سینما را از وجود خود پر کند و برای این کار حاضر است از همه‌چیز بگذرد. موسیقی مداومی که در این فیلم شنیده می‌شود نیز یکی دیگر از همان المان‌های همیشگی این فیلم‌هاست که می‌تواند به شدت هم نابه‌جا باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟