«دوی» زنی مسن است که به تنهایی در اعماق جنگل زندگی میکند. او با کمک سه کارگر خود میتواند ماریجوآنایی که کاشته را جمعآوری کرده و به فروش برساند. بهنظر میرسد همهچیز در مسیری روتین درحال انجام است که ناگاه با قانونی شدن تولید و پخش ماریجوآنا همهچیز از کنترل خارج میشود. او حالا باید در پروسهی طولانی و پرهزینهی ثبتنام برای انجام این کار شرکت کند. مشتریاناش هم با وضع قانون جدید ترجیح میدهند برای دوری از دردسر مسیر قانونی را بروند تا با زنی کار کنند که هنوز مجوز ندارد. دوی تمام پول و پساندازش را برای این مسیر به وکیل میدهد و اما دیگر مشتریای برای مواد خود ندارد.
ماریجوآنا شاید تنها مادهی مخدری است که همواره در طول تاریخ سینما فیلمسازان به آن توجه کردهاند. فیلمهای درباره این ماده مخدر آنقدر زیاد است که زیرژانری را هم به خود اختصاص داده و طرفداران زیادی را دارد. از فیلمهای کمدیای که افراد با کشیدن این مواد دچار توهم میشوند و کارهای خندهداری میکنند تا فیلمهایی که مصرفکنندهگاناش برای خودشناسی و غرق شدن یا گم شدن در خود از آن بهره میبرند. حال فیلم «سرزمین آزاد» سعی کرده زنی مسن را نشان دهد که احتمالاً بیشتر عمر خود را در این کار قرار داده است، اما بهناگاه همهچیز در برابر چشماناش دود میشود و او هم نمیتواند برای آن کاری انجام دهد.
اما چرا از واژهی «احتمالاً» استفاده کردیم؟ بزرگترین و اولین ایرادی که میتوان به این فیلم گرفت این است که ما هیچچیز دربارهی دوی نمیدانیم. عملاً روایت هیچچیز واضحی از او و از سرگذشتاش و دلیل بودناش در این مکان نمیگوید. فیلم از همان ابتدا با او آغاز میشود و او را دنبال میکند. نشان دادن این زن در کنار کارگراناش و تنها بودناش در جنگلی به آن بکری بیننده را مدام با این سؤال مواجه میکند که این زن کیست و چرا تنهاست؟ فیلم اما هرگز به این سؤال پاسخ نمیدهد و تلاش بیننده برای شناخت او ناکام میماند. حتی فلشبکهایی تار به گذشته و نشان دادن او با یکی از دوستان قدیمیاش هم کار چندانی نمیکند. به همین دلیل است که بودن با او و همذاتپنداری کردن با این شخصیت سخت است. نه دوی که دیگر شخصیتها هم پرداختی ندارند. حتی با وجود تعداد کم این افراد باز هم فیلم تلاشی برای شناساندن آنها به بیننده نمیکند. دلیل تغییر رفتارهای کارگران آن هم با آن شکل غیرقابلباور است، زیرا نه رابطهی صمیمانهی ابتدایی این افراد با دوی به خوبی شکل پیدا کرده و نه دلیل رفتارهای پایانی آنها. از سوی دیگر روند تغییر رفتار این کارگران نیز نشان داده نشده است. حتی روند تغییر دوی از زنی آرام که تمام زندگی و سرنوشتاش در دستاناش دیده میشود هم به زنی آشفته، ترسو و بیثبات آنقدر سریع رخ میدهد که مجالی برای درک عمیق او وجود ندارد. زمان فیلم کمی بیش از هفتاد دقیقه است و دو کارگردان تازهکار آن میتوانستند با کمی تأمل بر روی شخصیتها داستانی نو و بهیادماندنی را خلق کنند.
در این میان اما نباید از بازی بازیگر نقش دوی دور بود، زیرا یکی از مهمترین دلایلی که بیننده میتواند این داستان را دنبال کند، وجود این بازیگر است. «کریشا فیرچایلد» بازیگر هفتادویک سالهی آمریکایی چنان در ارائه نقش خود مهارت دارد که بیننده علیرغم ناآشنایی با این شخصیت در درون به او احساس نزدیکی میکند. کریشا توانسته هم ثبات و اقتدار یک زن خودمختار را به خوبی نشان دهد و هم آن زن دیوانه و مستأصل را.
«کیت مکلین» و «ماریو فورلونی» مستندسازانی هستند که فیلم «سرزمین آزاد» اولین تجربهی سینمایی آنهاست، ازاینرو میتوان نگاه دوربین آنها به دوی را درک کرد. دوربینی که سعی میکند در سکوت و با صداهای پیرامونی تنها شخصیت داستاناش را دنبال کند و با گرفتن کلوزآپ و مدیومشات بیننده را با او همراه کند. اتفاقی که نشان از شناخت و آمادگی این افراد برای ورود به عرصهی حرفهایتر سینما دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.