معمولاً آثاری که از یک کارگردان جوان تقدیم به فردی در زندگیاش میشود نشان از یک اثر کاملاً شخصی دارد. «جوناس باک» نیز این فیلم را به مادربزرگ خود تقدیم کرده است و در نهایت اثرش یک کار شخصی از یک کارگردان جوان باقی مانده است.
داستان از روز بازنشستگی یک کارمند کلیسا آغاز میشود. او در همان شب اول خبر بازنشستگی را به دخترش میدهد. فیلم با حیرانی این فرد در دنیایی که حال تماموقت میتواند آن را نظاره کند آغاز میشود و ادامه دارد. بهنوعی با یک کاراکتر و نوستالژی او از تمام مکانهایی که در آنها بوده و خاطره دارد روبهرو هستیم. نیمهی اول فیلم کاراکتر در یک قدمی طبیعت همچنان احساس خلأ میکند. پسرش که در هنگکنگ مشغول کار است بهدلیل اعتراضات خیابانی و اعتصاب نمیتواند به آلمان بیاید. پس کارگردان نقطهعطف جدایی کاراکتر خود از طبیعت را سفر او به هنگکنگ قرار میدهد.
شاید تنها نکتهی مثبت این اثر ایجاد کانتراستی تصویری بین دو محیط است؛ محل زندگی کاراکتر که در لبهی ساحل و جنگل قرار دارد و محیط کاملاً فشردهی شهری هنگکنگ که شخصیت مادر بهمحض ورود به آن دچار نوعی سرگردانی میان مصنوعات میشود. اما کارگردان این سرگردانی را ادامه نمیدهد و فقط گزارشی از زندگی روزانهی او در این شهر به ما میدهد. شخصیت مکس وارد قاب فیلم نمیشود و این زن تنها بهراحتی در میان ابرسازههای سربه فلککشیده در هنگکنگ و مردمان معترض دچار کیفوری منحصربهفردی میشود. اینکه کارگردان جسارت وارد کردن تنش به اثر خود را نداشته یک واقعیت عریان در جایجای این فیلم است. او سعی دارد با قاببندی برگرفته از زیباییشناسی فرم در سینما ذهن مخاطب را به جایی دیگر معطوف کند و اینگونه تصویر کند که در این فیلم بهدنبال رهایی کاراکتر مادر است. او سعی کرده کاراکتر را آرام و سازگار با هر محیطی نشان دهد اما نمیداند آرامش میان تنش نیاز به زمینهای گسترده از روحیات این فرد دارد.
این فیلم در کل یک کار خانوادگی از خانوادهی آقای باک است که در حد همان اثر خانوادگی باقی میماند. در فیلم با قابهایی واید و تا حدی چشمگیر مواجه هستیم اما هیچکدام بهعنوان یک جزء در فیلم قرار نمیگیرند. در این فیلم اجزاء شکلدهندهی روایت و تصویر در هوا معلق هستند. مخاطب در هنگام تماشای آن وصل شدن هیچکدام از این اجزاء را به یکدیگر شاهد نیست. کارگردان سعی دارد با استفاده از رمل و اسطرلاب در میانهی مدرنیسم فشرده و نفسگیر هنگکنگ و درست در جایی که معترضان برای آزادی و دموکراسی به خیابان آمدهاند، عنوان فیلم خود را توضیح دهد. این کارگردان جوان آلمانی مسیری بسیار طولانی را در فیلمسازی پیش رو دارد بلکه تفاوت مفاهیم جاری در زندگی و برقرار ارتباط بین آنها در قاب سینما را بهدرستی تشخیص دهد. این فیلم شاید در آلبوم خانوادگی خانوادهی باک تبدیل به یک اثر ارزشمند برای نوادگان شود.