نامی دهانپرکن، اما …
تمام آنچه که یک ملودرام خانوداگی از این دست در پی آن است چیزی جز همان مثبتاندیشیهای کتابهای موفقیت و … نیست. این فیلم هم بر اساس کتابی با نام «راز» ساخته شده است و بهنوعی اثری اقتباسیست. میراندا – زنی بیوه – بههمراه سه فرزند خود روزگار سختی را بهلحاظ شرایط اقتصادی میگذراند. بعد از مرگ همسرش که ظاهراً یک مخترع بوده، زندگی برای آنها سختتر شده است. یک دوستپسر پولدار و مادرشوهری که او هم پولدار است باعث نشده که میراندا لحظهای دست از کوشش بردارد. با ورود مردی بهنام برِی زندگی میراندا و خانوادهاش هم دچار تغییراتی میشوند. برِی ظاهراً در این فیلم قرار است نقش همان مرشدی را بازی کند که با هر جملهی خود زندگی هر کدام از اعضای خانواده را دگرگون میسازد.
زمانی که داستان همچنان با موعظههای برِی در حال پیشروی است، گویا کارگردان انتظار این را دارد که مخاطب هم بدون خمیازه داستانبافیهای او را ادامه دهد و در ذهناش هیچ سوالی شکل نگیرد. شاید آن لحظهی فیلم که دختر کوچک خانواده میگوید:« بابا نوئل چطور آدرسامون رو پیدا کنه؟» طعنهای به کل ساختار فیلم باشد. برِی ظاهراً همان بابانوئل ناپیدای فیلم است که باعث شده این اثر حتی از ملودرامهای آبکی تلویزیونی هم غیرقابلتحملتر شود.
شخصیتهایی که در این فیلم قرار است ما را با خود همراه کنند، نه شکل میگیرند و نه فرصت این را دارند که پرداخته شوند. فیلم دچار نوعی هراس از به انتها نرسیدن است و گویی برای هر شخصیتی زمانی را در نظر گرفته که چیزی بگوید و برود. فرزندان میراندا را نه در مدرسهاشان میبینیم و نه دلیل آن همه هراس دختر بزرگتر در جشن ۱۶سالگیاش را متوجه میشویم. کارگردان انتظار دارد مخاطب با همان دیالوگ تکخطی دختر در مورد نداشتن بوفهی غذا در مهمانی و همزمانی مهمانی یکی دیگر از هممدرسهایهایاش این داستان را بپذیریم و سوالی دیگر نپرسیم. اگر قرار این است که مهمترین اتفاق داستان در این مهمانی رخ دهد، پس بیجا نیست که بخواهیم روابط دختر در مدرسه را بیشتر برای مخاطب باز کند. اما نهتنها این اتفاق رخ نمیدهد، بلکه در کلیشهایترین و تکراریترین و مضحکترین حالت، این ماجرا طی ده دقیقه تمام میشود.
مخاطبان امروزی که از طریق سرویسهای پخش آنلاین، سالنهای سینما و … دائم در معرض فیلمهای سینمایی در ژانرهای مختلف هستند، بسیار سختگیرتر از مخاطبان کلاسیک شدهاند و برای نگاه داشتن آنها باید تا جایی که میتوان به تجربهی دیداریشان احترام گذاشت و روایتی را مقابل دیدگانشان قرار داد که کادربندیِ روایتیِ درستی داشته باشد. همهی مخاطبان سینما سادهانگار نیستند و انتظار دارند این دید را نیز از طرف فیلمساز مشاهده کنند. فیلم مورد نظر نتوانسته از پس این خواستهی مخاطب برآید؛ مخاطبی که برای تماشای اثری در این ژانر دایرهی انتخاب بسیار بزرگی دارد و مطمئناً سعی میکند از ندیدههای قبلی خود بهره ببرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.