پوستر فیلم دکتر لیزا

فیلمی برای تطهیر یک کاراکتر حکومتی؟

دکتر لیزا
Doctor Lisa
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

حکومت‌های توتالیتر و تک‌رهبری چون روسیه همچنان سینمای دولتی مشکوکی دارند و کم پیش می‌آید اثری در چارچوب این سینما بدون منظور باشد؛ به‌خصوص برای تطهیر چهره‌هایی که منتقدان حکومت نسبت به عملکردهای آن‌ها مشکوک هستند. یکی از این چهره‌ها «الیزاوتا گلینکا» در روسیه است که به‌عنوان یک فعال در زمینه‌ی کمک‌های انسان‌دوستانه به افراد طبقه‌ی پایین جامعه شهرت داشت. او حتی از شخص پوتین مدال افتخار نیز کسب کرده بود. اما نقطه‌‌ی مبهم زندگی بشردوستانه‌ی او مربوط به جمع‌آوری کمک برای شرق اوکراین و مردم سوریه بود. منتقدان او می‌گفتند چگونه چنین فردی هم در دربار پوتین حاضر می‌شود، هم می‌داند که پوتین این جنگ‌ها را به‌راه انداخته و در عین حال به‌سراغ مردمان جنگ‌زده و مصیبت‌زده‌ی اوکراینی و سوری می‌رود؟ آن‌ها حتی تا زمان مرگ دکتر لیزا نیز این سوالات را مطرح می‌کردند. در هر حال کارگردان جوانی که پیش از این فقط سابقه‌ی ساخت ملودرام‌های عاشقانه را در کارنامه‌ی خود داشته مأموریت یافته تا یک روز از زندگی دکتر لیزا را به‌تصویر بکشد.
همان‌طور که در بالا اشاره شد این فیلم یک روز از زندگی لیزا را روایت می‌کند و به‌سبب پر جنب‌و‌جوش بودن این شخصیت فعال مدنی، فیلم هم از ضربآهنگ بالایی برخوردار است. کارگردان سعی دارد در این فیلم لیزا را کاراکتری مجزا از حاکمیت نشان می‌دهد و برای آنکه پیازداغ ماجرا زیادتر هم شود سران میانه‌ی حکومت را علیه او تصویر می‌کند؛ لیزا به‌سبب اینکه یک دختر سرطانی در حال مرگ شب آخر زندگی خود را به‌آرامی و بدون درد بگذراند بدون اجازه یک بسته مرفین از بیمارستان برمی‌دارد. ماجرا از چه قرار بوده؟ فیلم با جواب شدن این دختر از سوی بیمارستان آغاز می‌شود. پدر و مادر با درماندگی نسخه‌ی مرفین فرزند را به داروخانه می‌برند. اما متصدی داروخانه می‌گوید مرفین امروز تمام شده و فردا سهمیه‌ی جدید می‌آید. در این بین کارگردان قصد دارد سیستم بروکراتیک را به‌نقد بکشد که البته در سطح همان ملودرام‌های آبکی‌اش باقی می‌ماند. لیزا در طول فیلم بابت این بسته مرفین تحت مراقبت است و همه سعی دارند بالاخره او را به بند بکشند. این به بند کشیدن را بر عهده‌ی پلیسی جوان با نام «کلسوف» قرار می‌دهند. او با دیدن زندگی شلوغ لیزا تبدیل به مرید او می‌شود و به‌طور حتم انتهای این مراد و مریدی را در انتهای داستان می‌توانید حدس بزنید.
خانم «اکسانا کاراس» در فیلم سفارشی خود تا جایی که توانسته از لیزا یک قدیسه ساخته است. اینکه او چگونه آدمی بوده و آیا تمام خدمات‌اش جدای از سیستم پرپاگاندای پوتینیسم بوده است را کسی جز خودش نمی‌داند. اما این نوع تطهیر کردن‌ها را بسیار خوب می‌شناسیم و باید گفت ماندگاران تاریخ نیازی به غلو کردن ندارند. فیلم «دکتر لیزا» بیشتر شبیه یک ملودرام یک روزه از زندگی پر تنش یکی از شخصیت‌های مورد حمایت دولت حاکم بر روسیه می‌ماند. کارگردان در فیلم خود از تمام عناصر سازنده‌ی یک ملودرام که مخاطب را دچار غلیان احساسات کند استفاده کرده است و در نهایت به هیچ نتیجه‌ای جز گریه‌های شوق، نوازش‌های آرامش‌بخش و تیتراژ پایانی غرورآفرین نمی‌رسد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟