«حفیصه حرزی» در دومین اثر بلند داستانی خود به حاشیهی شهر مارسی رفته است و روایت مادری با نام «نورا» را بهتصویر میکشد. نورا یک نظافتچی در فرودگاه است که پس از تمام شدن ساعت کاری به خانهی یک پیرزن میرود و خانهاش را نظافت میکند. نورا پس از نظافت کامل خانهی پیرزن و رسیدگی به او به مجتمعهای حاشیهی شهر مارسی وارد میشود و حال زمان کلنجار رفتن با خانوادهی شلوغاش است؛ دو دختر بالغ که یکی از آنها مادری مجرد است، نوهی پسری و پسری جوان. یکی از پسراناش نیز در زندان بهسر میبرد و این نوراست که ربطدهندهی این اعضا به یکدیگر است.
حرزی افتتاحیهی اثر خود را بسیار خوب بهتصویر میکشد؛ نورا زنی آرام است که عجلهای در انجام هیچ کاری ندارد. حتی زمانی که خسته است و دیگر تاب ریختوپاشها و اهمالکاریهای فرزندان را ندارد، باز هم با آرامش به گوشهای میرود، قهوهای مینوشد و شهر را مینگرد. اما کارگردان قادر نیست نورا را در مرکز روایت خود قرار دهد و داستاناش به بهانههای مختلف وارد زندگی دیگر شخصیتها میشود. حرزی گویا از این خبر ندارد که مخاطب دنیایی که او با مرکزیت نورا ساخته است را پذیرفته و نیازی نیست وارد زندگی دیگر کاراکترها شود. حرزی در میانهی روایت خود به این موضوع پی میبرد و بعد از سرک کشیدن به زندگی «صباح» که همچون قیدی بیارزش در میان فیلم قرار دارد دوباره نورا را مرکز روایت خود قرار میدهد. او نمیداند که مخاطب با نورا دچار همذاتپنداری شده و از مواجههی او با تمام نوسانات زندگی دچار هیجان میشود. کارگردانهای بسیاری مانند حرزی را شاهد بودهایم که از استحکام کاراکتر مرکزی خود خبر ندارند و فیلم را در برخی قسمتها از این کاراکتر جدا میکنند.
فیلم «مادر خوب» روایت زنی تنهاست که همهی شلوغیهای دور و بر انتظار ایستادگی را از او دارند؛ از پسری که منتظر است مادر از بیرون زندان برایاش حشیش بیاورد تا دختری که تحمل توصیههای سادهی یک مادر پیر را ندارد. نورا همهی دردها را جذب میکند و درد خودش را رو بهسوی خورشید کمرمق آنسوی شهر بیرون میریزد. او از درون میگرید اما درد بیرون کمرش را شکسته است. این فیلم میتوانست تقدیمی بزرگی به تمام مادرانی باشد که در جایجای این کرهی خاکی فرزندان را، با هر نقصی، تیمار میکنند. شاید یکی از سادهترین سکانسها و در عین حال تأثیرگذارترینشان در این فیلم نحوهی تهیهی حشیش توسط نورا برای فرزند در بند-الیاس- است. او با همان چهرهی معصوم خود و بهآرامی به قلمروی موادفروشان وارد میشود و با همان نگاه مادرانه در ازای مبلغی سفارش فرزند را تهیه میکند. حرزی بهخوبی توانسته شهریت مارسی را به درون این حاشیه بکشاند و در نتیجه مخاطب بهراحتی فقدان شهر و شلوغیهای رایج آن را میپذیرد. از آن سو استفادهی بهجای او از دوربین روی دست بهسبک برادران داردن برای بهتصویر کشیدن کاراکتر و زندگی روزمرهاش نشان از این دارد که داردنها تأثیر بیچونوچرایی روی کارگردانهای جوان فرانسه و بلژیک داشته و دارند. گویی هر فیلمساز فرانسویزبانی که بخواهد از مرکز شهر بهسوی حاشیهها برود لاجرم باید از دالان فرمی داردنها عبور کند تا مخاطب او را بپذیرد. در پایان باید گفت کمتجربگی کارگردان جوان فیلم را در میانهاش از رمق میاندازد و تا بهانتها مخاطب خلأ میان خود و نورا را حس میکند.
دانلود از سینمادریم
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.