پوستر فیلم قهرمانان ملی

شعارهای زیبا، قاب‌های بی‌فروغ

قهرمانان ملی
National Champions
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در باب اعتصاب قهرمانان ورزشی در لیگ‌های بیسبال، فوتبال آمریکایی و بسکتبال بسیار شنیده‌اید. عمده‌ی این اعتصابات یا با تغییر برخی قوانین لیگ‌های حرفه‌ای پایان پذیرفته یا اقدام مسئولان لیگ در استفاده از بازیکنان رزرو و بعضاً آماتور. «ریک رومن وو» در جدیدترین اثر خود و برخلاف آثار قبلی قرار است مخاطب را به سه روز قبل از بازی فینال قهرمانی لیگ جوانان فوتبال آمریکایی ببرد.
یکی از کانتربک‌های موفق فوتبال آمریکایی در سطح دانشگاهی که قرار است در سال بعد پیک درفت یک برای ورود به لیگ حرفه‌ای باشد، ۷۲ ساعت قبل از مسابقه‌ی فینال تصمیم می‌گیرد اعتصاب کند و در مسابقه‌ی فینال شرکت نکند. همراه «لمارکوس» در این ماجرا هم‌تیمی‌اش، «اِمِت»، است. این فیلم قصد دارد نوعی تمرد از سیستم حاکم بر ورزش حرفه‌ای و اقتصاد پویای آن را نشان دهد. نمونه‌ی خفیف آن در فوتبال همان ماجرای سوپرلیگ است که متمولان باشگاهی اروپا قصد داشتند بیرون از لیگ قهرمانان بازی کنند. اما در این درام یک طرف قضیه سرمایه‌دار نیست بلکه بازیکنانی هستند که احساس می‌کند سرمایه‌داری از همه‌طرف آن‌ها را مورد سوء‌استفاده قرار می‌دهد. اما اینکه بخواهیم انتظار داشته باشیم دوربین بی‌قرار رومن وو در این روایت موفق باشد آرزویی محال است.
ریک رومن وو را با فیلم‌هایی چون «گرینلند»، «سرکرده»، «خبرچین»، «مجرم» و «آنجل سقوط کرد» می‌شناسیم. همه‌ی این آثار یک نقطه‌ی اشتراک دارند و آن هم ژانر هیجان‌انگیز، جنایی و بعضاً اکشن است. هیچ تصوری نمی‌توان داشت که چنین دوربین پر از برشی بتواند یک درام، آن هم درامی در نقد سرمایه‌داری، را به‌تصویر بکشد. در نتیجه‌ با اثری روبه‌رو هستیم که حتی به‌اندازه‌ی یک سکانس هم وفادار به ساختار خود نیست. کاراکتر لمارکوس در فیلم گم می‌شود و پیدا کردن او به‌عنوان تنها عصیان‌گر زیر انبوه پیرنگ‌های فرعی و ناقص فیلم کاری دشوار است. رومن وو تمام تلاش خود را می‌کند تا به یک پالایش در روایت‌اش دست پیدا کند اما آن‌قدر روایت را به حاشیه برده که در نهایت قادر نیست اثرش را دچار این پالایش روایی کند. در نهایت این فیلم می‌ماند و انبوهی از تک‌جملات بزک‌شده و قشنگ در باب حمله به سرمایه‌داری و نگاه‌های زیرکانه و همراه با لبخند ریز سرمایه‌دارن به کاراکترهای عصیان‌گر فیلم.
مشکل اساسی چنین فیلم‌هایی این است که کارگردان دچار هیچ جهان‌بینی خاصی در باب نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نیست. کارگردانی چون رومن وو که فقط در سینمای سرگرمی فعالیت کرده نمی‌تواند و قادر نیست اثری را در نقد نظامی به‌تصویر بکشد که هزینه‌ی آثار قبلی او را پرداخت کرده است. آنچه که در باب چنین اثری می‌توان گفت جز انگ‌های کنترل‌شده و سرگرم‌کننده‌ی سیستم سرمایه به خودش نیست. کارگردان‌هایی چون رومن وو نیز جز اپراتورهای همیشه‌در خدمت این سیستم نخواهند بود. شاید برای کارگردانی چون رومن‌ وو بهتر باشد که به ساخت آثاری همچون فیلم‌های گذشته‌اش در سینمای سرگرمی بپردازد و خود را وارد دنیایی که هیچ شناختی از آن ندارد نکند. چنین روایت‌هایی یک ذهن عاصی و دچار استقلال فکری را می‌طلبند که رومن وو نشان داده هیچ‌کدام از این دو فاکتور را ندارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟