پوستر فیلم همه‌ی حقیقت

دلهره، حقیقت و اتصالی که کامل نشد

همه‌ی حقیقت
The Whole Truth
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

نتفلیکس در سال ۲۰۲۱ تجربه‌ای قدرتمند در تولید آثار سینمایی در انواع ژانرها داشته است. فیلم‌های بسیاری را به‌لطف نتفلیکس از سینماهای مهجور شاهد بوده‌ایم. یکی از ژانرهایی که نتفلیکس بسیار روی آن سرمایه گذاری کرده ژانر دلهره است. این بار داستانی را در تایلند و درون یک خانواده مرور خواهیم کرد.
«پیم» و «پوت» به‌همراه مادرشان، «مای»، زندگی نسبتاً مرفهی دارند. مای بر اثر یک تصادف به کما می‌رود و در نتیجه پیت و پوت باید مدتی را با پدربزرگ و مادربزرگی که تا کنون حتی یک‌بار هم نام‌شان را نشنیده‌اند زندگی کنند. کارگردان به‌مانند بسیاری از آثار ژانر دلهره اثرش را با یک جمله‌ی پر رمز و راز آغاز می‌کند. او قصد دارد در روایت خود روی دیگر هر حقیقتی را به مخاطب ارائه دهد. اما آیا در این کار موفق است؟ باید گفت تلاش او برای ایجاد تعلیق و موتیف قرار دادن آن حفره چندان بد نبوده و توانسته با استفاده از این موتیف مخاطب را با خود همراه کند. اما مشکل اصلی فیلم در کاراکترهای آن است. فضایی که کارگردان در روایت خود ایجاد کرده، خود روایت و آن رازی که پشت روتین زندگی کاراکترها پنهان است در جای درستی قرار دارند. اما این کاراکترهای پرداخت‌نشده هستند که فیلم را دچار از هم پاشیدگی می‌کنند. شاید قبل از کاراکتر باید گفت بازیگران ناآشنایی که قادر نیستند در لحظه‌ی‌ قطعی با اکت خود تعلیق مورد نظر کارگردان را به مخاطب ارائه دهند. بازیگران این فیلم معمولاً بیش‌از‌حد نسبت به صحنه‌ای واکنش نشان می‌دهند یا قبل از شکل‌گیری موقعیت دراماتیک دچار واکنش می‌شوند. به همین سبب است که فیلم پس از پرده‌ی اول خود دستان‌اش رو می‌شود و مخاطب تا انتهای فیلم به‌راحتی می‌تواند حادثه را در ذهن خود واکاوی کند. دست‌وپازدن‌های کارگردان در پرده‌ی سوم برای عوض کردن حقیقت اثبات‌شده و نشان دادن روایتی دیگر نیز نمی‌تواند ذهن مخاطب را از این ضعف منحرف کند.
کاراکتر مای و آن آسیبی که پس از حادثه‌ی پانزده سال قبل دچارش شده به‌قدری در فیلم گم می‌شود که تلاش پنج دقیقه‌ای کارگردان برای نشان دادن آن در انتهای فیلم نیز بیشتر شبیه لگد کردن گل می‌ماند. برای درک بیشتر این موضوع می‌توان از «جزیره‌ی شاتر» اسکورسیزی نام برد که چگونه طی دو ساعت مخاطب را به سفری مبهم می‌برد تا فقط یک تروما را در ذهن بیمار کاراکتر خود تصویر کند. اینکه کارگردان این اثر بخواهد طی پنج دقیقه به چنین چیزی برسد کمی مضحک است. در هر حال این فیلم نشان می‌دهد که سینمای دلهره‌ی تایلند کم‌کم در حال شکوفایی است و می‌توان در آینده و با‌توجه‌ به پتانسیلی که در جامعه و باورهای این کشور وجود دارد شاهد آثار قابل قبولی از آن در ژانر دلهره باشیم. برخی کشورها مانند تایلند به‌راحتی می‌توانند در چنین ژانری روایت‌هایی منحصربه‌فرد را تصویر کنند اما تنها چیزی که برای جهانی شدن آن لازم است چنین آزمون‌و‌خطاهایی‌ست تا بتوانند به روایتی سلیس از درون‌مایه‌های دلهره‌آور برسند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟