در بین فیلمهایی که هر ساله روانهی بازار میشوند، گاهی پیش میآید فیلمهایی از این دست در برابر دیدگان ما قرار بگیرند؛ فیلمهایی که هیچ ندارند. داستانی نیست، تصویری نیست و فقط درهمبافیهایی با دوربین که در نهایت به چیزی ختم نمیشود. بازیگرانی که از رسوخ به استودیوها باز ماندهاند و شانس خود را در این صحنهها امتحان میکنند.
فیلم چیزی ندارد. «پلات»ی که بخواهد داستان را برای ما بازگو کند کجاست؟ نمیدانیم. پدری که با همان چند شات اولیه قرار است در نظر بیننده یک سرباز از جنگ برگشته باشد و یک قاتل اجارهای در زمان حال. با کدام منطق قرار است به این برسیم؟ با ریشهایی که دارد و دراز کشیده در صندلی عقب؟
کاراکترهای فیلم ناخوانا و با اکتهایی مصنوعی قرار است به ما این باور را برسانند که ما آمریکایی-آفریقایی یا دگرباش هستیم. هیچکدام حتی از مرحلهی پردازش ذهن نویسنده عبور نکردهاند و عقیم ماندهاند. گاهی حتی به این نتیجه میرسیم که حتی دیالوگی هم وجود ندارد و فقط و فقط به کاراکتر امر شده که این را بگو و آن را.
صحنههای اکشن فیلم در قبل از واژهی اکشن باقی ماندهاند و با برشهایی که حاصل از ضعف پرداخت کارگردان هستند سروتهاشان هم میآید. شاید ضعیفترین کارهای اکشن چند سال اخیر با بازی بازیگرانی مثل «نیکلاس کیج» و «بروس ویلیس» قابلتحملتر از دیدن این کلیپ بیسروته باشند.
این فیلم در حدی از فاجعهی فیلم سازی قرار دارد که نه میتوان توصیه به تماشا نکردناش کرد و نه توصیه به تماشا و رسیدن به این تعبیرات.
قاعدههای یک فیلم اکشن باتوجهبه طرفداران زیادی که دارد مشخص است و بسیاری از کارگردانهای این حوزه همچون «لوک بسون» با پرداختهای مخصوصبه این گونه از فیلمسازی اثر خود را خلق میکنند. این فیلم در هیچکدام از قاعدههای فیلمسازی اکشن و جنایی حضور ندارد و همچون فیلمهای همدستهی خود در شرایط ویژهی پیشآمده بهسبب کرونا عرضه شدهاند و ممکن است دیده شده باشند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.