پوستر فیلم شاه میمون دوباره متولد شد

چین با همین داستان‌های بی‌محتوا هم در حال گرفتن جهان است

شاه میمون دوباره متولد شد
Monkey King Reborn
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

استاد «تانگ» به همراه سه شاگرد خود با سفر به سرزمین‌های مختلف سعی در جمع‌آوری تاریخچه‌ی شیطان بزرگ و تلاش او برای پادشاهی به سه سرزمین دارد. در میانه‌ی راه آنها برای استراحت وارد معبدی بزرگ می‌شوند. در این معبد سه شاگردِ استاد با شنیدن داستانِ گنج از دو شاگردِ این معبد تلاش می‌کنند، آن گنج عظیم را بیابند. اما این گنج درختی بزرگ است که حیاتی طولانی را به کسانی که از میوه‌اش بخورند، می‌دهد. این سه شاگرد با خوردن میوه‌های این درخت که البته تعداد محدودی میوه هم دارد، باعث خشم شاگردان معبد می‌شوند. اینجاست که جنگی میان این افراد رخ می‌دهد که درنهایت منجر به بیدار شدن شیطان بزرگِ محبوس‌شده از زیر آن درخت می‌شود.
شاید آنقدر که ما داستان‌های افسانه‌های چینی را شنیده‌ایم و آنها را در انیمیشن‌های پرزرق‌وبرق‌شان دیده‌ایم، افسانه‌های سلحشورانه‌ی کشور خودمان را نشنیده باشیم. -بهتر است حتی آن «شاید» ابتدایی را هم حذف کنیم.- استودیوهای چینی در تلاشی غیرقابل‌وصف هم در عرصه‌ی ساخت فیلم‌ و هم در عرصه‌ی ساخت انیمیشن‌هاشان تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا بتوانند فرهنگ خود را به تمام مردم جهان بشناسانند و چه اتفاقی مهم‌تر از اینکه تمامِ جهان تمامِ داستان‌ها و افسانه‌های چندین و چند ساله‌ی یک کشوری را بداند؟ چینی‌ها آموخته‌اند که راز بزرگ شدن در جهان در فرهنگ و هنر نهفته است و اگر کشوری بزرگ است به همین علت است. شاید به همین خاطر هم است که کشوری مانند کشور ما علی‌رغم پیشینه‌ی هنری و فرهنگی و ادبیاتی‌ هنوز نتوانسته است، یک قدم خود را به دنیا نزدیک‌تر کند.
از داستان افسانه‌ای این انیمیشن دور نشویم. همانطور که گفتیم کشور چین آنقدر به امر ساختن و نمایش افسانه‌های‌ خود با بهترین تکنولوژی‌های روز توجه کرده که انگار فراموش کرده است مهم‌ترین المان اصلی این انیمیشن‌ها که داستان‌های آن هستند را مورد توجه قرار دهد. انیمیشن «شاه میمون دوباره متولد شد» هم با همین ایراد اصلی ساخته شده است. این انیمیشن با داستانی آشفته و باری‌به‌هرجهت بدون اینکه تلاش کند، منطق خاصی را در اختیار شخصیت‌های خود قرار دهد، تنها با ایجاد سکانس‌های اکشن پی‌درپی سعی در مجذوب کردن مخاطب خود دارد. در ابتدا میمونی که نه مشخص است که است و نه مشخص است چرا این‌چنین خودسر و بدون توجه به دیگران است، با غروری احمقانه که در شأن یک شاگرد مطیع هم نیست، به‌راحتی درختی جادویی و هزار ساله را از بین می‌برد و سپس بدون اینکه حتی از کار خود پشیمان نشان داده شود، به دنبال گرفتن انتقام و آزادی استاد خود است.
انیمیشن «شاه میمون دوباره متولد شد» هیچ تلاشی برای شناساندن شخصیت‌های خود به مخاطب نمی‌کند. حتی داستان اصلی و طرح کلی روایت هم بدون اینکه منطق روایی در آن وجود داشته باشد، مدام این شخصیت و آن شخصیت را وارد داستان می‌کند و کمی بعد با ترتیب دادن یک جنگ آنها را از سر راه برمی‌دارد. در این میان تنها همان میمونِ شجاع است که باقی می‌ماند تا به آنچه می‌خواهد، برسد. البته که با توجه به تکنولوژی‌های مورد استفاده در این انیمیشن ما با تصاویری باکیفیت و زیبا و حتی جنگ‌هایی جذاب روبه‌رو هستیم، اما این جنگ‌ها قرار است منجر به چه شوند، زمانی که هیچ طرح شفافی برای داستان وجود ندارد؟ ازاین‌روست که این انیمیشن را هم باید در زمره‌ی همان داستان‌های بیهوده‌ای دانست که اگرچه هیچ هدف داستانی‌ای را در خود ندارند اما همین که توجه مخاطبانی را به خود جلب می‌کنند، یعنی استودیوهای چینی چندان هم بی‌جهت در ساخت این فیلم‌ها و انیمیشن‌ها کوی سبقت را از دیگران نگرفته‌اند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟