یکی از کلیشهایترین اعتراضات به هالیوود زمانیست که فیلمی در نقد سرمایهداری و مناسبات سیاسی ایالات متحده تولید میکند. دیگر همگان این را میدانند که هالیوود نیز مانند بسیاری دیگر از مراکز سرمایهداری یکی از محرکهای چرخ اقتصادی آمریکاست. هالیوود هیچگاه خوشنام نبوده است؛ از ماجرای ننگین لیست سیاه هنرمندان در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ گرفته تا نوازشهای مالکان استودیو بر سر دختران جوانی که سودای شهرت داشتند. خیلی راحت میتوان با مروری گذرا به تاریخ سینما تأثیر بزرگ هالیوود بر ذائقهی مخاطب را مشاهده کرد که چگونه سینمای سرگرمی تبدیل به چالشی برای بازی کردن با ذهن تودهی از همهجا بیخبر شده است؛ تودهای که دیگر رمق مرور تاریخ سینما را ندارد و هر بار برای فرار از مواجهه با درایر، اوزو، برسون و بزرگان دیگر سینما خود را در آغوش بتمن، سوپرمن، اسپایدرمن و … میاندازد. توده این را آموخته که دیگر مجالی برای فکر نیست و باید هر لحظه خود را به مخدری ذهنی متوسل کند. حال اینکه یک اثر هالیوودی پایههای پدران خود را هدف بگیرد چیزی شبیه یک شوخی بامزه میماند. اثر پر سر و صدای جدید «آدام مککی» نیز چیزی جز این شوخی تلخ نیست.
«کیت دیبیاسکی»، دانشجوی پیاچدی اخترشناسی در دانشگاه میشیگان، متوجه یک شهابسنگ بزرگ میشود که مسیرش بهسوی کرهی زمین است. او استاد خود، دکتر «رندل مندی»، را خبر میکند و پس از انجام محاسبات متوجه میشوند تا این برخورد شش ماه بیشتر نمانده است. آدام مککی را با آثار کمدیای که در دههی ۲۰۰۰ تولید کرد میشناسیم. اما او از سال ۲۰۱۵ پروژههای سنگینتری را قبول کرد و بهنوعی کمکم در قلههای استودیویی هالیوود جایی برای خود باز کرد. این مسیر از فیلم پرستارهی «رکود بزرگ» آغاز شد، با فیلم «معاون» ادامه پیدا کرد و حال فیلم جدید «بالا را نگاه نکنید» او را قدرتمندتر از همیشه در این مسیر قرار داده است. مککی در فیلم رکود بزرگ به ماجرای رکود بزرگ اقتصادی ایالات متحده در دههی ۲۰۰۰ پرداخته بود؛ یک فیلم بسیار خوب با انبوهی از ستارگان بزرگ هالیوود دربارهی یک ورشکستی بزرگ اقتصادی که فهم درستی از این ماجرا را به مخاطب خود میداد. در فیلم «معاون» با حفظ «کریستین بیل» و «استیو کرل» به بیوگرافی «دیک چنی»، معاون اسبق ریاست جمهوری ایالات متحده، پرداخت. مککی ساختار درام را میشناسد و در هر پروژه سعی دارد بهترین عملکرد ممکن را از گروه بازیگری و دیگر عوامل بگیرد. بههمین سبب است که همچون وس اندرسون، برای نقشهای فرعی نیز سعی دارد از ستارهها استفاده کند. او در فیلم جدید خود نیز پکیج کاملی از ستارههای مطرح را گرد هم آورده تا کمدی بهاصطلاح سیاه خود را در بالاترین سطح ممکن روی پرده ببرد؛ ستارههایی مانند دیکاپریو، جنیفر لاورنس، کیت بلانشت و مریل استریپ.
اما مککی در فیلم خود واقعاً قصد دارد کل نظام سرمایهداری، پاپتهای دنیای مجازی، امثال ایلان ماسک، ساختار قدرت و تودهی جاهل را زیر سوال ببرد؟ او در فیلم رکود بزرگ در چند نما از یکی از پاپتهای دنیای مجازی یعنی سلنا گومز استفاده کرده بود و حال در فیلم جدیدش پاپت بهروزشدهای که بهتازگی دچار شهرت شده را استفاده کرده است؛ آریانا گرانده. فیلم «بالا را نگاه نکنید» مملو از برشهایی در باب زندگی روزمرهی مردمان، عقایدشان، محیط زیست و هر کنش اجتماعی، سیاسی و اجتماعی دیگر است. اما آیا فقط این نماهای همراه با موسیقی کافیست؟ اینکه گویندگان غولهای خبری تلویزیون، اعضای کاخ سفید، مناسبات اجتماعی ضعیف را فقط در حد چند نما و شوخیهای کلیشهای زیر سوال ببریم باید گفت؛«واو، چه کار بزرگ و انتقادی خوبی؟» اگر این مسئله است که آثار وودی آلن با فاصلهای نجومی نسبت به این دست آثار روی قله قرار میگیرند. نه، نمیتوان افههای تصویری امثال آقای مککی را باور کرد. چنین فیلمهایی همچون یک آمفتامین لحظهای برای مخاطب افسونشدهای هستند که برای لحظهای در سالن سینما دچار غلیان هیجان میشود. شاید هدف هم همین باشد که مخاطب پس از خروج از سالن سینما با چند استوری، پست و توئیت برای لحظهای حس اعتراضی به خود بگیرد و برای هفتهی بعد بلیت نمایش «مرد عنکبوتی» را رزرو کند. احتمالاً دیکاپریو نیز یک سلفی احساسی با «گرتا تونبرگ» در اینستاگرام با کپشن زرد و نخنمای محیطزیستی پست کند. بنرهای بزرگ فیلم در میدانهای اصلی شهرهای بزرگ جهان نصب میشوند و کیت بلانشت، جنیفر لاورنس و مریل استریپ خود را برای مراسم فرش قرمز اسکار آماده میکنند.