پوستر فیلم مادران همتا

خرد کنید، تحریف کنید و بسوزانید اما تاریخ در جایی خودش را نشان می‌دهد

مادران همتا
Parallel Mothers
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سوسوی رنگ قرمز در قاب‌ تصویر، موسیقی «آلبرتو ایگلسیاس» و فید-اوت‌هایی که سکانس و روایتی خرد را در فیلم تغییر می‌دهند و مهم‌تر از هم «زن» که سوژه‌ی اصلی قاب‌هاست و تشکیل ملودرام‌هایی خرد در لابه‌لای خط سیر اصلی روایت فقط یک نام را در ذهن ما حک می‌کند؛ پدرو آلمودوار. این فیلم‌ساز اسپانیایی در طول چند دهه فیلم‌سازی خود امضایی پررنگ از تصویر را روی پرده‌ی سینما برای ما به‌جا گذاشته است. حال او در جدیدترین اثر خود باز هم روایتی دیگر را از فضای شهری اسپانیا تصویر می‌کند.
«جنیس» یک عکاس مدلینگ است که پس از هم‌خوابگی با دوست‌پسر متأهل خود حامله می‌شود و تصمیم می‌گیرد بچه را نگه دارد. آلمودوار در این فیلم نیز مانند سایر روایت‌های خود از روتین‌ترین جنبه‌های زندگی کاراکترهای خود شروع کرده است. او قصد دارد با مخاطب سفری را به آن لایه‌های زیرین زندگی جنیس آغاز کند. آلمودوار در همه‌ی فیلم‌های‌اش (حتی در فیلم‌هایی چون «پوستی که در آن می‌زیم» و «درد و شکوه») همه‌چیز را به ساده‌ترین شیوه‌ی ممکن آغاز می‌کند. در این فیلم نیز تا پرده‌ی اول گویی با یک ملودرام ساده از زندگی جنیس رو‌به‌رو هستیم که قرار است با چند افت‌و‌خیز در روایت آن را به پایان برساند. اما روایت جنیس از گذشته و درخواست از آرتورو در اولین دیدار یک روایت مهم را زیر این پوسته‌ی ملودرام پنهان می‌کند. جنیس خود را همتای مادر، مادربزرگ و مادر مادر بزرگ می‌داند و گویی همه‌ی آن‌ها در او حلول کرده‌اند. او از یک گور دسته‌جمعی در روستای‌شان می‌گوید که شوهران زن‌های روستا در زمان ژنرال فرانکو آنجا کشته و دفن شده‌اند. اما آلمودوار این روایت فجیع را با توسل به سانتیمانتالیسم سینمایی به‌تصویر نمی‌کشد بلکه خط اصلی روایت خود را بین جنیس و آنا تقسیم می‌کند.
آلمودوار همیشه نگاهی کنایی و ایهام‌دار در تصاویر خود داشته است. او سعی دارد با استفاده از کلیشه‌ای‌ترین روایت به درون‌مایه‌ی خود برسد. شاید اگر کسی با سینمای او آشنایی نداشته باشد و به‌طور اتفاقی یک فیلم از او مشاهده کند، در همان ۳۰ دقیقه‌ی ابتدایی حرف از یک ملودرام بزند که چیزی جز سینمای سرگرمی نیست. اما این امضای فیلم‌ساز است. آلمودوار کارگردانی صبور است که بی هیچ عجله‌ای سعی در قوت بخشیدن ساختار درام خود دارد. در این فیلم نیز مخاطب چنان با جنیس و زندگی‌اش درگیر می‌شود که در برخی زمان‌ها عکس‌العمل او را نسبت به وقایع پیش‌بینی می‌کند. جنیس یک زن، یک مادر و مهم‌تر از هم دختر مادرانی است که در طول دهه‌ها هر کدام چیزی را درون او به‌یادگار گذاشته‌اند. این زن همان انسانی است که خود سوژه‌ی هستی‌ست. در فیلم‌های شعاری فمینیستی دائم در حال دیدن قاب‌هایی هستیم که کارگردان در آن‌ها با تمام توان فریاد می‌زند که من این هستم یا آن، زن مورد ظلم است، زن آزاد است و … . اما آلمودوار با همان زبان ساده‌ی خود و بدون اینکه حتی سعی کند در جایی غلو کند یک زن را هسته‌ی مرکزی روایت و او را در معرض دنیای پیرامونی قرار می‌دهد. برای آلمودوار زن از آن پوسته‌ای که باید خود را به تمام دنیا ثابت کند درآمده است. زن در این فیلم خود انسان است و نه یک «جنس»؛ آن هم جنس دوم. به‌همین سبب است که اتفاقات فیلم و نحوه‌ی برخورد ساده‌ی جنیس با آرتورو و دیگر کاراکترها بسیار ساده و منطقی‌ست و هیچ بزرگ‌نمایی احساسی و حتی تعلیقی را در آن نمی‌بینیم.
فیلم «مادران همتا» از نگاهی دیگر سفری به اعماق تاریک تاریخ اسپانیا در زمان حکومت‌داری ژنرال فرانکو است. اما باز هم آلمودوار روایت خود را فدای نگاه سوبژکتیو نمی‌کند. بازماندگان آن کشته‌شدگان گور دسته‌جمعی همه در حال زیستن هستند و گویی منتظر مانده‌اند تاریخ در جایی و توسط بازمانده‌ای از نسل‌های بعدی خاک را بردارد و سیاهی را به همگان نشان دهد. نگاه رنجور و پر از درد آلمودوار را می‌توان در چشم‌های جنیس تماشا کرد.
پدرو آلمودوار در فیلم «مادران همتا» با روایتی بسیار ساده قاب خود را می‌بندد. او باز هم با استفاده از فیداوت‌های کمی طولانی سیاهی مطلق را بین سکانس‌های‌اش قرار می‌دهد تا مخاطب به‌راحتی وارد لایه‌ی بعدی روایت شود. تقسیم صحنه مانند همیشه با وسواس خاصی صورت گرفته و گویی دو خط همیشه صحنه را به سه قسمت مساوی تقسیم می‌کنند. این فیلم روایت مادرانی‌ست که در قامت یک مادر درد فقدان را سال‌هاست که بر دوش می‌کشند و امیدوارند روزی این بار سنگین را بر زمین بگذارند؛ حتی اگر این درد جایی زیر تلی از خاک دفن شده باشد.