پوستر فیلم خانواده‌ی ریکاردو بودن (طعنه به لوسی و دزی است که شاید اگر در نقش لوسی و ریکی ریکاردو می‌ماندند، زندگی شخصی بسیار بهتری داشتند)

درام خوش‌ساختی دیگر از آرون سرکین

خانواده‌ی ریکاردو بودن (طعنه به لوسی و دزی است که شاید اگر در نقش لوسی و ریکی ریکاردو می‌ماندند، زندگی شخصی بسیار بهتری داشتند)
Being the Ricardos
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

یکی از نویسنده-کارگردان‌هایی که در هالیوود خوب می‌داند روی چه پروژه‌هایی دست بگذارد «آرون سرکین» است؛ «دادگاه شیکاگو ۷»، «بازی مالی» در مقام کارگردان و نویسنده و آثاری چون «استیو جابز» و «شبکه‌ی اجتماعی» در مقام نویسنده چهار اثر مهم او در طی این دهه بوده‌اند. نقطه‌اشتراک این آثار یک چیز است و آن هم مروری بر بخشی از زندگی افرادی که در حوزه‌ای تأثیرگذار بوده‌اند. دو اثری که خود سرکین کارگردانی کرده است کاملاً تحت کادربندی کلاسیک فیلم‌نامه‌ی هالیوودی هستند و به‌این سبب باید او را یک کارگردان وفادار به روایت کلاسیک بدانیم. فیلم‌سازی که یک اثر بیوگرافی را پیش می‌برد خوب می‌داند که مخاطب با داستان او از ابتدا تا انتها آشناست و حال این خلاقیت اوست که چه بخش‌هایی از این زندگی تکراری قرار است تبدیل به یک درام پر فراز و نشیب شود. «بازی مالی» در باب یک زن با همین نام بود که میزهای پوکر زیرزمینی را اداره می‌کرد. سرکین در روایت خود از یک سو با انتخاب خوب بازیگر و از سویی دیگر با ایجاد حفره‌های روایی توانست مخاطب را در طول دو ساعت و بیست دقیقه درگیر زندگی مالی کند. او به‌خوبی می‌داند آن تعلیقی که قرار است مخاطب را دچار گزیدن لب کند کجا باید قرار بگیرد. حال سرکین در سال ۲۰۲۱ دوباره به‌سراغ یک درام بیوگرافی از زوج محبوب دهه‌ی ۱۹۵۰ تلویزیون ایالات متحده با نام‌های «لوسیل بل» و «دزی آرناز» رفته است.
لوسی و دزی در حال روی آنتن بردن قسمت جدیدی از سریال محبوب «عاشق لوسی‌ام» هستند که به‌یک‌باره در یک هفته مانده به قسمت جدید سریال، در برنامه‌ی خبری از کمونیست بودن لوسی می‌گویند. این دوره همان دوره‌ی معروفی است که بسیاری از نویسنده‌ها، بازیگران و کارگردان‌های هالیوود در لیست سیاه قرار گرفتند. بازی سرکین با مخاطب درست از همین سکانس آغاز می‌شود؛ لوسی از یک سو اصرار دارد که دزی به او خیانت کرده است و هم‌زمان این خبر پخش می‌شود. سرکین با ذکاوت این پیکان دو سر را پیش می‌برد و کل روایت تبدیل به رفت‌و‌برگشت پینگ‌پنگی این دو اتفاق در هفته‌ای حساس از زندگی این زوج می‌شود.
باید قبول کنیم که آرون سرکین به‌راحتی نوشیدن یک آب می‌تواند درامی ساده را این‌قدر زیبا دچار پیچش روایی کند. او با فرم قصه‌گویی فیلم‌سازان اسکاندیناوی مخاطب را در یک لوپ تکراری از زندگی این زوج قرار می‌دهد. البته تفاوتی که این فرم روایی با نمونه‌های شمال اروپایی دارد در ضربآهنگ و تعداد نماها و سکانس‌هاست. ضربآهنگ تمام آثار سرکین یک ریتم واحد دارند و بعد از دیدن یک اثر از او به‌راحتی می‌توانید نام او را در پس اثر بعدی تشخیص دهید. آثار او مملو از دیالوگ‌های پینگ‌پنگی هستند و هر کدام از این دیالوگ‌ها وظیفه دارند مخاطب را به آن‌سوی روایت پرتاب کنند.
سرکین در این درام سعی کرده هر دو سر پیکان را تبدیل به یک آشفتگی روی چهره‌ی لوسی کند. چه کسی بهتر از نیکول کیدمن که بتواند این آشفتگی را به‌نمایش بگذارد. نیکول کیدمن در این درام گویی خود لوسی است. شاید بهتر این است که برای درک بهتر بازی خوب کیدمن یک قسمت از شوی تلویزیونی لوسی را مشاهده کنید. سرکین به‌خوبی می‌داند که از چه بازیگری بهره ببرد. «دادگاه شیکاگو ۷» را به‌یاد بیاورید؛ او از «ساشا بارون کوهن» در نقش «ابی هافمن» بازی گرفته بود. برقراری تعادل بین آن حس شوخ‌طبعی ذاتی در بازی کوهن و شخصیت آنارشیست هافمن همه‌اش در نتیجه‌ی ذکاوت سرکین بوده است. از سویی دیگر سرکین به‌رسم عادت‌اش که به‌نوعی امضای آثار او نیز به‌حساب می‌آید کاراکترهای مرکزی فیلم را مدام با کاراکترهای فرعی روبه‌رو می‌کند و از دل همین دیالوگ‌ها پیرنگ‌های فرعی نیز به‌وجود می‌آیند.
این فیلم یک درام جاافتاده از فیلم‌سازی‌ است که می‌داند چگونه یک اثر بیوگرافی را روایت کند. سرکین در فیلم آن‌قدر مخاطب را با دیالوگ‌های پینگ‌پنگی بمباران می‌کند که در آن لحظه‌ی قطعی هر دوسر این پیکان گویی به دو هدف متفاوت می‌خورند و مخاطب تا مدتی پس از پایان فیلم همچنان به واکاوی ذهنی ماجرا خواهد پرداخت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟