«تمی فی» و «جیم بیکر» زوج هنرمندی بودند که توانستند طی یک دهه بسیاری از مردمان ایالات متحده را با حربهی «خدا شما را از طریق ما مینگرد» فریب داده و در کاخ مجلل خود روزگار بگذرانند. قرن بیستم کم از این کلاشان نداشته است و یک نکته بیش از همه آنها را وسوسه میکند تا بیشتر و بیشتر این تودهی احمق را بفریبند و آن هم چیزی جز طمع متقابل این تودهی جاهل نیست. توده همیشه در آرزوی رسیدن به جایگاه پادشاهان و همیشه هم مطیع آنها بوده است. اما در این میان، بین آن پادشاهان و این توده، گروهی از شیادان زیست میکنند که وظیفهشان تأمین مخدر کافی برای ذهن مخاطب متوهم است. تمی و جیم نیز از این دسته بودند. «مایکل شوالتر» در جدیدترین اثر خود مروری بر زندگی این زوج کرده است.
این فیلم جز بازی درخشان «جسیکا چستین» هیچ نکتهی قابل اعتنایی ندارد. شوالتر اصولاً در ساخت کمدی تخصص دارد و چنین درام بیوگرافی سیاهی بزرگتر از اندازهی اوست. اصلاً نمیتوان درخشش جسیکا چستین را بهپای او حساب کرد چرا که این بازیگر در زمرهی هنرمندانی است که در مکتب بازیگرانی چون دنیرو و پاچینو آموخته است و بهنوعی از کارگردان این اثر یک سر و گردن بالاتر است. شوالتر گویا اصلاً تسلطی روی اثر نداشته و نمیدانسته باید از کجا آغاز کند. بههمین سبب است که فیلم از افتتاحیه تا پردهی سوم آنقدر آشفته و پر از پرش است که مخاطب وارد حباب کاراکترهای فیلم نمیشود. گویا طی این مدتِ فیلم روایت آرام و قرار ندارد و کارگردان دائم سعی میکند عنصر جدیدی را به آن اضافه کند اما باز هم این غذا چیزی کم دارد. فضایی که کارگردان قصد داشته در دوران کودکی فی ایجاد کند کاملاً پتناسیل پرداختی بهتر را داشت؛ دختری که فهمید چگونه خدا را واسطهی خود و توده قرار دهد؛ دختری که این توهم را خلق کرد و تبدیل به ملکه شد. اما کارگردان با ضعیفترین زاویهی دوربین و بدترین برش و تدوین ممکن این فرصت طلایی را از دست میدهد.
حتی تلاش بیشازحد بازیگری چون «اندرو گارفیلد» هم در حد و اندازههای چستین نیست و خدا میداند اگر کسی جز جسیکا چستین قرار بود این نقش را ایفا کند چه بلایی بر سر فیلم میآمد. جسیکا چستین گویا آن جنون پشت خندههایِ تمی فی را درک کرده که گویی خود اوست. برای درک بهتر بازی چستین باید یکی از برنامهها یا سخنرانیهای فی را تماشا کرد تا این همگنی عجیب بین بازیگر و کاراکتر را درک کرد. بههمین سبب است که در پردهی دوم دیگر فیلم برای مخاطب از دست میرود و این بازیهای بیکلام اوست که قابهای بیجان این فیلم را زنده نگاه میدارد. بهنظر باید به آقای شوالتر توصیه کرد که در دنیای کمدی باقی بماند چون در این ژانر است که بهراحتی میتواند فضاسازی کند و روایتهای قابلقبولی را روی پرده ببرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.