ما آسیای شرقی را با فیلمهای اکشن و هیجانانگیز که اغلب از سلاحهای گرم هم استفاده نمیکنند میشناسیم. اما مدتیست این دنیا، کمدی را هم با خود آمیخته است و ژانر اکشن و کمدی آنها طرفداران بسیاری را متوجه خود کرده است و میتوان گفت در این ژانر و سبک حرف اول را بین دیگر کشورهای آسیای شرقی میزنند. سال گذشته کره با فیلم کمدی اکشن «Extreme Job» (اضافهکاری) توانست توجه بسیاری را به خود جلب کند. البته که پیش از این هم فیلمهایی در همین ژانر ساخته شده بود که تعدادی قوی و تعدادی ضعیف عمل کردند.
این فیلم اما نه آنچنان قویست که بشود از صفت خوب برای آن استفاده کرد و نه آنقدر ضعیف است که بشود نادیدهاش گرفت. ولی کفهی ضعف آن بیشتر است، آن هم بهدلیل پرداخت ضعیف در فیلمنامه است؛ چرا که فیلم بیش از حد کمدی و غیرمنطقی از آب درآمده است.
«جون» پسریست که پدر و مادر بوکسور و ژیمناستیک کارِ عضو تیم ملی خود را در حادثهی رانندگی از دست داده است و حالا سعی دارد با کشیدن نقاشیهای کمیک این خشم را رها کند. اما سرپرست یک گروه مخفی بهنام «کایت شیلد» که بهدنبال کودکان با استعداد و بیسرپرست است، او را یافته و وارد گروه خود میکند؛ گروهی که سعی دارند با آموزشهای ویژه، آنها را به گفتهی خودشان سلاحهایی کنند برای مبارزه با خلافکاران و متجاوزان. چندین سال میگذرد تا این که جون به مهارت و پختگی فراوانی میرسد. سپس برای رسیدن به آرزوی خود که نویسندهی کتابهای کمیک شدن است از این گروه فرار کرده و مخفیانه و با نام دیگری شروع به زندگی میکند. ۱۵ سال بعد، او در یک آپارتمان کوچک با همسر و دخترش زندگی میکند و هنوز برای یک نویسندهی خوب شدن در حال تلاش کردن است، اما پرداخت قبضها و نارضایتی دختر و همسرش او را در یک شبِ ناامیدکننده وادار میکند تا داستان زندگیاش را بهصورت کمیک بکشد و زندگیِ آراماش را دچار تغییر اساسی کند. او که در آن شبِ کذایی مست بوده است، صبح روز بعد با فهمیدن این موضوع از رییس خود میخواهد که متن را از روی سایتی که برای این کار دارند بردارد، اما متن بارها و بارها توسط افراد زیادی خوانده و پسندیده شده است و دیگر نمیتوان برای آن کاری کرد. حالا شهرت در انتظار اوست، اما از سویی نوشتن دربارهی این گروه مخفی حتماً عواقبی برایاش در بر خواهد داشت.
یکی از زیباییهای فیلم ادغام انیمیشن در آن است. کتاب کمیک «جون» برای ما بهصورت انیمیشنی کمیکوار نشان داده میشود. انیمیشنی که بخشی از تبحر کشورهای شرقیست و همواره باعث هیجان و زیبایی در تصاویر میشود. این انیمیشنها آنچنان زیبا هستند که مخاطب با خود فکر میکند، اگر تمام فیلم همین گونه بود شاید ارزش آن بیشتر هم میشد.
فیلم کمدیست؛ کمدیای آمیخته با سکانسهای اکشنِ خندهدار و مهیج. ریتم فیلم هم تند است و اتفاقات یکی بعد از دیگری رخ میدهند و حجم سکانسهای درگیری آن بسیار زیاد است؛ آنچنان که قطعاً دوستدارِ این نوع فیلمها را به وجد خواهد آورد. اما طنز بودن ماجرا نباید به محتوای فیلم لطمه بزند، کاری که در این فیلم رخ داد. در سکانسهای بسیاری اتفاقات به واسطهی یک حادثهی احمقانه پیش میروند، پلیسها احمقانه کشته میشوند و افراد «جیسون» -او خلافکاریست که قبلاً از جون شکست خورده و صورتش دچار سوختگی شده است- احمقانهتر میمیرند. پلیسها رفتارهای احمقانه انجام داده و به سرعت اسرارشان را به همه بازگو میکنند. جون هم که مدت مدیدیست تمرینهای گذشته را ندارد و همواره پشت میز نشسته است هنوز روی فرم و قوی بوده و از همهی آن افراد تمریندیده بهتر است و این نیز ایرادی دیگر است به فیلم.
فیلم برای علاقهمندان این ژانر میتواند دیدنی باشد، اما قطعاً مخاطب سختگیرتر را راضی نخواهد کرد.