«بلانکا» و «ورتا» برای مقابله با «راهب فاهای» همپیمان میشوند اما راهب قدرتی بیش از این دو نفر دارد پس بلانکا را در بتکدهی خود محبوس کرده و ورتا را هم به شهری متروکه و آخرالزمانی میفرستد. ورتا که اسیر در این شهر شده است تلاش میکند در ابتدا خود را نجات دهد و سپس برای آزادی خواهرش اقدام کند.
با توجه به اینکه انیمیشن «مار سبز» دنبالهی انیمیشن «مار سفید» است درنتیجه هیچکدام از شخصیتهای اصلی این داستان جدید هیچ پرداختی ندارند و بیننده در ابتدا برای دیدن این انیمیشن باید حتماً قسمت اول آن را دیده باشد یا حداقل پیشزمینهای از داستان این دو خواهر و شکارچیان مار داشته باشد. اگرچه بعد از سکانس ابتدایی این انیمیشن دیگر داستان آن هیچ ارتباطی به داستان انیمیشن اول ندارد اما دانستن اصل افسانه میتواند باعث شود با شخصیتهای اصلیِ روایت ارتباط برقرار کرد.
اما بزرگترین ایراد این انیمیشن در آن است که شخصیتهای جدید هم هیچکدام پرداختی ندارند. بعد از سکانس افتتاحیه و نبرد این دو خواهر با راهب، ورتا به شهری فرستاده میشود که نه مشخص است چه کسانی در آن وجود دارند و چرا در آنجا گرفتار شدهاند و نه مشخص است قوانین این شهر جادویی و برزخی چه است. او در همان ابتدا در این شهر با دختری مواجه میشود که علیرغم ماهیت شهری که در آن زندگی میکند به راحتی با او دوست میشود و سپس بهسرعت در سکانسهای پیدرپی و با برشهای فراوان شروع به آموزش ورتا برای زنده ماندن در این شهر میکند. اما این تازه ابتدای داستان صدوسیویک دقیقهای این انیمیشن است. در ادامه آنقدر شخصیتهای مختلف ناگهانی وارد داستان میشوند و ناگهانی از آن خارج میشوند که داستان هرگز مجالی برای پرداخت به این افراد ندارد. نبردها و اتفاقات عجیبوغریب و بدون منطق هم آنقدر به سرعت و پشتسرهم در داستان رخ میدهد که به بیننده هم فرصتی برای تمرکز و فکر کردن دربارهی اتفاقات نمیدهد. درواقع بیننده در تلاشی بیهوده تنها باید ورتا را ببیند که با موجودات مختلف در ستیز و جنگ است و قرار هم نیست هیچ دلیل و منطقی برای این کارش وجود داشته باشد. داستانی توخالی با شخصیتهایی توخالی که شاید تنها تصاویر آن بتوانند بیننده را مجاب به دیدن آن کنند. البته که اصل داستان مار سفید افسانهای بسیار قدیمی بوده که از سالهای بسیار بسیار دور و دوران کهن چین نسل به نسل نقل شده تا به این زمان رسیده است. حتی این انیمیشن یک افسانهی اصیل تاریخی را با روایت توخالی خود به تمسخر نیز گرفته است.
اما از تصاویر این انیمیشن گفتیم. ما که تصاویر زیبا و خارقالعادهی این نوع انیمیشنهای باکیفیت را در فیلمهای دیگری چون « خدایان جدید: تولد دوبارهی نژا» و «جیانگ ژیا» دیده بودیم بار دیگر توانستیم خلاقیتهای یک دنیای جادویی و زیبا را در این انیمیشن جدید چینی نیز ببینیم و علیرغم داستان آشفته و باریبههرجهت آن حداقل از تصاویر آن لذت ببریم. تصاویری که جزئیاتی مانند برگها و گلهای درختان، قطرههای آب و شعلههای آتش آن به خوبی میتواند توجه ما را به زیباییهایاش جلب کند. اگرچه زمان بسیار طولانی و نبردها و جنگهای بیمعنی آن لذت این تصاویر هنرمندانه را هم بعد از زمانی اندک از ما میگیرد و درنهایت جز ملال و خستگی چیزی برایمان باقی نمیگذارد.