پوستر فیلم کرگدن

دو روی متفاوت یک فیلم

کرگدن
Rhino
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

پس از ۱۰ سال، «اولگ سنتسوف» فیلم جدید خود را روی پرده برده است. او طی این مدت توسط دولت روسیه به‌جرم اعمال خرابکارانه و تروریستی متهم بود و قرار بود به ۲۰ سال حبس محکوم شود. اما در سال ۲۰۱۹ آزاد شد و حال در سال ۲۰۲۱ فیلم جدید خود با نام «کرگدن» را تولید کرده است.
این فیلم روایت زندگی یک جوان اوکراینی با نام «وُوا» است که درگیر اعمال مجرمانه می‌شود و به گروه‌های گنگستری می‌پیوندد. فیلم دو روی متفاوت دارد؛ ۱۱ دقیقه‌ی ابتدایی و مابقی فیلم. کارگردان فیلم را از زمان کودکی «وُوا» آغاز می‌کند. او در حال شکستن ساقه‌های گل‌های آفتابگردان در یک مزرعه‌ی بزرگ است. چوبی در دست دارد و فیلم سر ضخیم این چوب را در یک قاب بسته می‌گیرد. کودک دوان‌دوان به‌سمت منزل می‌رود و سر راه با چند کودک دیگر گلاویز می‌شود. به محض ورود به خانه لانگ‌تیک رویایی کارگردان آغاز می‌شود. دوربین در فضای بسته‌ی خانه دائم در حال حرکت است و با هر پن راست‌به‌چپ یا برعکس برهه‌ای از زندگی این خانواده نشان داده می‌شود؛ از زمان کودکی تا جوانی وُوا. زمانی که این برداشت بلند و زیبا را می‌دیدم گویی بخشی از سینمای شوروی سابق و روسیه‌ی فعلی در ذهنم مرور می‌شد و با خود می‌گفتم که مطمئناً قرار است با یک اثر زیبا از سینمای اوکراین مواجه شوم. اما فیلم به‌محض باز شدن درب خانه و خروج وُوا به قعر دره‌ی کلیشه و آثار سینمای گروه ب سقوط می‌کند.
باورپذیر نیست کارگردانی که می‌تواند چنین افتتاحیه‌ای داشته باشد و به‌یک‌باره اثر خود را تبدیل به یک فیلم گنگستری مبتذل کند. فیلم پس از دقیقه‌ی ۱۲ دیگر فیلم نیست و دائم برش‌های عجولانه و بی‌روایتی را در آن شاهد هستیم. نمونه‌های بسیار بهتری برای چنین روایتی در سینمای جریان اصلی وجود دارد و این فیلم از لحاظ ساختار روایی و فرم تصویری حتی به گرد پای آن‌ها هم نمی‌رسد.
اولگ سنتسوف شاید اگر سودای یک فیلم گنگستری را در سر نمی‌پروراند و می‌توانست فیلم را تبدیل به یک درام با خشونت ذاتی کاراکتر اول فیلم کند بسیار موفق‌تر بود. وُوا همان‌طور که کارگردان در افتتاحیه‌ی فیلم به ما نشان می‌دهد یک شخصیت ضد اجتماع است و حتی تثلیث بر سر جنازه‌ی برادر را هم بلد نیست. زمانی که چنین شخصیت‌پردازی زیبایی از کاراکتر اول فیلم ارائه می‌شود، انتظار مخاطب هم برای ادامه‌ی این روایت بسیار بالاتر می‌رود. برش‌های سریع و درگیری‌های این فیلم ذات مستقلی ندارند و بیشتر کپی از نمونه‌های هالیوودی هستند. خاصیت سینمای گنگستری آمریکا و فیلمی مانند «کازینو» همانی است که اسکورسیزی تصویر می‌کند. اما در سینمای شرق اروپا چنین فرمی پاسخ‌گو نیست. انتخاب بازیگر خوب کارگردان فدای فرم عاریه‌ای او پس از دقیقه‌ی ۱۲ فیلم شده است. فیلم «کرگدن» پس از افتتاحیه‌ی خود تبدیل به لاشه‌ای می‌شود که تلاش کارگردان برای زنده کردن آن هیچ سرانجامی ندارد.