پوستر فیلم عمو بی‌مخ (مطمئناً در ترجمه‌ی اثر باید از همان معنای کوچه‌بازاری استفاده کرد. اما «بی‌مخ» مؤدبانه‌ترین برابرنهاد بود)

مستقل، ساده، و خوب

عمو بی‌مخ (مطمئناً در ترجمه‌ی اثر باید از همان معنای کوچه‌بازاری استفاده کرد. اما «بی‌مخ» مؤدبانه‌ترین برابرنهاد بود)
Uncle Peckerhead
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

مت لاورنس در اولین تجربه‌ی بلند داستانی خود به‌سراغ ژانری تلفیقی رفته و توانسته اثری خوب را مقابل دیدگان مخاطب قرار دهد. یک گروه پانک-راک که تا کنون ناموفق بوده‌اند، در تدارک اولین تور حرفه‌ی کاری خود برای دیده شدن هستند. جودی، مل و مکس قرار است در این تور خود را ثابت کنند تا بلکه بزرگان این ژانر آنها را ببینند و بتوانند به رؤیای خود جامه‌ی عمل بپوشانند. فیلم در فضای کمدی-ابزورد در جریان است و تا حدی به دنیای فیلم‌های جارموش نزدیک است. تسلط کارگردان به حوزه‌ی موسیقیایی‌ای که در فیلم گنجانده باعث شده تا موسیقی زمینه روی صحنه‌های فیلم بنشیند و همین یکی از ارکان اصلی فیلم به‌شمار می‌رود. نقطه‌‌ی عطف داستان در لحظه‌ای رخ می‌دهد که جودی و مکس – پس از توقیف ون – به‌دنبال کرایه‌ی یک ون هستند و با مرد مسنی روبه‌رو می‌شوند که در ون خود خوابیده است. او موافقت می‌کند که آنها را در ازای پول بنزین و غذا در این تور همراهی کند. در اولین اجرای خود و پس از اینکه مسئول سالن کنسرت مربوطه چیزی جز سه دلار به آنها نمی‌دهد، راننده‌‌ی ون – که خود را «بی‌مخ» نام‌گذاری کرده – از آنها فرصت می‌خواهد تا از دستشویی سالن استفاده کند. با دیر کردن او، جودی به سراغ‌اش می‌رود و صحنه‌ای را مشاهده می‌کند که همان اتفاق عجیب داستان است؛ «بی‌مخ» تبدیل به موجودی ترسناک شده که در حال خوردن مسئول سالن است. کش‌و‌قوس‌هایی که بعد از این صحنه به‌و‌جود می‌آیند و مخالفت جودی و موافقت مل و مکس باعث ادامه‌‌ی این تور در کنار «بی‌مخ» می‌شود. آنها دیگر او را به‌عنوان کسی که در نیمه‌شب بدل به موجود دیگری می‌شود پذیرفته‌اند و او نیز به پاس همین همراهی و یافتن این دوستان جدید، از تمام توان خود برای خوشحال نگه داشتن آنها استفاده می‌کند.
آنچه که این فیلم ساده و دوست‌داشتنی را در رده‌ی آثار خوب نگه می‌دارد، تبحر کارگردان در نگه‌ داشتن خود روی خط باریک کمدی-ابزورد-وحشت است و در هیچ‌جای داستان از این خط خارج نمی‌شود. استفاده‌ی به‌جا از گریم مناسب و جلوه‌های تصویری اقتصادی باعث شده هچ‌کدام از صحنه‌ها از فیلم بیرون نزنند. بازیگران تماماً روی آن شخصیتی که قرار است ارائه دهند تسلط دارند و ارتباط مخاطب با شخصیت‌های فیلم هیچ‌گاه پاره نمی‌شود. کارگردان در هیچ‌جای داستان خود دچار هیجان کاذب برای استفاده‌ی بی‌مورد از آن هیولای درون «بی‌مخ» نمی‌شود و به‌طور زیبایی جنبه‌ی انسانی را به‌عنوان پوششی روی این قضیه قرار داده است.
آنچه که باعث می‌شود این فیلم در رده‌ی آثار خوب و مستقل امسال قرار بگیرد، همین نگاه ساده و مسلط کارگردان به اتفاقات فیلم است. به‌یاد فیلم اول جارموش – عجیب‌تر از بهشت – می‌افتیم و آن سفر سه‌نفره. این فیلم نه در آن حد، بلکه در حد خود توانسته در کادر سینما قرار گیرد و از منظر اثری پست‌مدرن ما را با خود همراه کند. مت لاورنس با این اثر باعث شد که مخاطب بی‌صبرانه منتظر اثر بعدی او ( که باز هم امید است در سینمای مستقل باشد) باشد.