پوستر فیلم محوطه‌ی بازی

نگاه قدرتمند به سوژه‌ای تکراری

محوطه‌ی بازی
Playground
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۴
نویسنده مصطفی ملکی

بگذارید ابتدا با نام فرانسوی فیلم شروع کنیم که به‌نظر بسیار به روایت فیلم مربوط است؛ یک جهان. این فیلم ۷۲ دقیقه‌ای مخاطب خود را به سفری پر استرس در باب یک سوژه‌ی تکراری می‌برد؛ قلدری و خشونت در مدارس. در هر جای دنیا که باشیم، همه‌امان خاطرات مشترکی از دنیای گاه بی‌رحمی که در مدرسه تجربه کرده‌ایم داریم. هر کدام از ما یا شاهد خشونت در مدارس بوده‌ایم یا خودمان به نوعی درگیر آن شده‌ایم. هر ساله بسیاری از کودکان در نتیجه‌ی این خشونت‌ها دچار آسیب‌های روحی شدید می‌شوند. دنیای سینما هم کم به این موضوع نپرداخته و باید گفت تقریباً تبدیل به یک کلیشه در روایت‌های سینمایی شده است. این تکرار به‌حدی است که حتی در آثار تینیجری هالیوودی نیز دائم با این موضوع، البته به‌شیوه‌ای طنزآمیز، روبه‌رو می‌شویم. «لورا وندل»، کارگردان بلژیکی، در اولین فیلم داستانی خود سعی دارد از زاویه‌دید دختر بچه‌ای کلاس اولی به این موضوع بپردازد.
«نورا» در اولین روز مدرسه به‌همراه پدر و برادرش، «ابل»، وارد دنیای بزرگی با نام مدرسه می‌شود. لورا وندل برای اینکه فراخی این محیط را به مخاطب نشان دهد، دوربین خود را هم‌سطح چشمان نورا کرده است. هر چه در فیلم می‌بینیم از زاویه‌ی چشمان نورا است؛ قد بلند بزرگسالان، بزرگی محیط، عمق آب و غربتی که در این محیط نورا را در می‌گیرد. کارگردان در هیچ قسمتی از فیلم خود حتی وسوسه نمی‌شود که زاویه‌ی دوربین را عوض کرده و برای یک نما هم که شده قاب خود را به صورت لانگ‌شات ببندد. هر چه مخاطب می‌بیند از زاویه‌دید نورا است. اوست که قرار است این بار و در این روایت مخاطب را به درون فضایی نآشنا [از نظر نورا] ببرد.
اینکه کارگردان در فیلم خود تحت تأثیر سینمای برادران داردن است شکی نیست اما او امضای خود را دارد و می‌داند روایت را چگونه مختص به خود پیش ببرد. خشونتی که نورا می‌بیند و شاهد آن است کم‌کم تمام باورهایی که تاکنون داشته را زیر سوال می‌برد. او وارد دنیای جدیدی شده است. کارگردان به‌هیچ عنوان سعی نمی‌کند از دروازه‌های مدرسه بیرون برود و همیشه در هنگام خروج با یک برش دوباره وارد روز بعد می‌شود. لورا وندل نمی‌خواهد حتی برای ثانیه‌ای نورا را از محیط جدیدی که در آن قرار دارد خارج کند. انسجام قدرتمند این فیلم هم در نتیجه‌ی همین تصمیم کارگردان است.
اما این دختربچه‌ی هفت ساله چگونه قرار است با خشونتی که گاه علیه خودش و گاه علیه برادرش می‌بیند کنار بیاید؟ او همان تصمیم‌هایی را می‌گیرد که یک کودک در سن او در مواجهه با این اتفاقات ممکن است بگیرد. کارگردان آن‌قدر قدرتمندانه این رخدادها را تصویر می‌کند که مخاطب بی‌هیچ تردیدی با هر تصمیم نورا وارد اتفاق بعدی می‌شود. بازی زیبایی که کارگردان از کودکان گرفته کاری دشوار است که نشان از تمرین‌های پیوسته‌ی گروه یا آن‌ها دارد.
این فیلم مواجهه‌ی ابتدایی یک کودک هفت ساله را با دنیایی جدید که قرار است واسطه‌ی او و دنیای بزرگ‌تر بیرون شود نشان می‌دهد. در طول فیلم نورا به‌مرور با واقعیت‌های تلخ و عریانی مواجه می‌شود که درک قبلی‌اش را زیر سوال می‌برند. او در لحظه‌ای زیر این فشار پدر را تخطئه می‌کند که چرا کاری جز مراقبت از او و برادرش ندارد و گاه برادر را از خود می‌راند و می‌گوید تو برادر من نیستی. در پس این اتفاقات و خشونت‌هاست که نماهای بسته‌ی کارگردان از آغوش‌ها تبدیل به زیبایی بی‌حد‌وحصر سینما می‌شوند؛ نماهایی که وقتی فریز می‌شوند همه‌چیز را در خود دارند؛ عشق، رنج، درد و دلتنگی.

زیرنویس فارسی این فیلم از کانال یک فیلم، یک زندگی از اینجا در دسترس است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟