آن هنگام که همهی دنیا توان ایستادن مقابل ناامیدی تو را ندارد
«ری» یک جوان بیست و اندی سالهی استرالیایی است که این فیلم قرار است برشی از روزمرگی او را بهتصویر بکشد. روایت با مکالمهی «ری» و دختری با نام «آلیس» در فضای شهری سیدنی آغاز میشود. آن دو در حال صحبت در باب هر آنچه که میبینند هستند و با هم عازم یک سفر آخر هفتهای میشوند.
ری در این فیلم یکی از همان کاراکترهای محبوب سینمای کمدی-ابزورد است که در حال سپری کردن آن بخش از زندگی خود است که در آن هیچ چیزی برایاش تفاوتی ندارد. این کاراکترها معمولاً در مواجهه با افراد و شرایط مختلف چیزی جز حقیقت عریان را بیان نمیکنند. زمانی که از کمدی-ابزورد برای این فیلمها استفاده میکنیم ناخودآگاه با شنیدن نام ابزورد بهسراغ شخصیت داستانی فراموشنشدنی ادبیات قرن بیستم، «پاتریس مورسو»، میرویم. این کاراکترها چه با آگاهی کارگردان چه بهصورت ناخودآگاه گویی بخشی از کاراکتر خود را از مورسو به ارث بردهاند. آنها مانند مورسو همیشه حقیقت عریان و ترسناک را همچون سیلی به اطرافیان هدیه میدهند. تفاوتی که ساختار روایی این آثار با دنیای پیرامون مورسو دارد در همان لایهی طنزی است که فیلمساز وارد داستان میکند. «ری» بدون هیچ برنامهای بهسراغ اتفاق بعدی میرود و حتی در شرایطی که ممکن است اتفاق ناخوشایندی هم بیفتد بهجای احتیاط آن اتفاق را در آغوش میگیرد.
از این نگذریم که کارگردان در فیلم خود فضای شهری را نیز تبدیل به یک کاراکتر اصلی در فیلم کرده است. نوع نگاه او نه همانند اوزو و برسون بلکه نگاهیست که نشان از خمودگی کل فضا دارد. گویی لنز دوربین همان چشمان ری است و فضایی که مقابل چشمان مخاطب قاببندی میشود همین احساس روزمرگی صرف را متصاعد میکند. ساختمانهای بلند بدون اینکه بوق ماشینی در زیر تصویر بهگوش برسد، گرمایی که گویی مخاطب را نیز گرمازده میکند و باد گرمی که شاخههای درختان در دو طرف خیابان را وادار به حرکتی اجباری میکند. گویی تصاویر هم مانند ری چندان تمایل به پیش رفتن ندارند.
کار خوب کارگردان در تقسیمبندی فضای فیلم را میتوان در انتخاب پالت رنگی او متوجه شد. در پردهی اول فیلم، زمانی که ری و آلیس به مسافرت بیرون از شهر رفتهاند، کارگردان از رنگ قرمز برای آلیس استفاده کرده است که تضاد زیادی با رنگهای زمینهی تصاویر دارد. گویی آلیس میتواند موتور محرکی برای ری در وارد شدن به مسیر جدید باشد اما کارگردان به مقاومت ری احترام میگذارد و این تضاد رنگ بهمرور و با پیش رفتن فیلم کموکمتر میشود. فیلم «دوستان و غریبهها» برشی از زندگی هر کدام از ماست که کموبیش در برههای آن را تجربه کردهایم. این فیلم طی مدت ۸۵ دقیقهای خود تصویری کامل از مقطعی از زندگی کاراکتر خود را ارائه میدهد. این روایت با آمدن تیتراژ پایانی تمام نمیشود بلکه گویی ادامه دارد و مخاطب همچنان تا ساعتی زندگی ری را ادامه میدهد و او را بهصورت انتزاعی در مواجهه با اتفاقات بعدی تصویرسازی میکند.
دانلود از سینمادریم