آنچه یک درام را در سینما تأثیرگذار میکند تکههای روایت است که با هنرمندی فیلمساز کنار یکدیگر جمع میشوند و در نهایت یک اثر سینمایی را میسازند. «نورا فینگشاید» را بهسبب فیلمهای کوتاهی که از سال ۲۰۱۱ تا کنون تولید کرده است میشناسیم. این کارگردان زن آلمانی اولین اثر بلند سینمایی خود را در سال ۲۰۱۹ تولید کرد؛ فیلم «بنی» روایت دختربچهای عاصی با همین نام است که هیچکس جز مادر نمیتواند او را لمس کند. این درام زیبای آلمانی به درون آن خوی تهاجمی بنی نفوذ میکند و رابطهی سینوسی او، جامعه و مادر را بهتصویر میکشد. حال فینگشاید با همکاری نتفلیکس دومین اثر بلند سینمایی خود با نام «نابخشوده» را این بار در سیاتل تولید کرده است.
«روث» با قرار آزادی مشروط پای خود را به بیرون از زندان میگذارد. مخاطب در ۱۵ دقیقهی اول با مرور ذهنی روث دلیل زندانی شدن او را متوجه میشود؛ او ۲۰ سال بهجرم قتل یک افسر پلیس آن هم هنگامی که پلیس برای مصادرهی خانه هجوم آورده بود در زندان سپری کرده است. حال او و دنیای ناآشنای بیرون و اتفاقاتی که انتظار او را میکشند قرار است ساختار روایت این فیلم را بسازند. کارگردان که گویا هنوز اثر درام قبلی روی ذهن او باقی مانده است سعی دارد این بار بین روث و خواهرش، «کاترین»، فاصلهای به پهنای قانون ایجاد کند. اما مشکل اینجاست که کارگردان این بار تحت سیاستهای سینمای سرگرمی هالیوود این اثر را تولید کرده است؛ یک اینکه موسیقی هر چند بسیار زیر باید جاری باشد چون مخاطب و منتقد آمریکایی حوصلهی صحنهها و سکانسهای بدون موسیقی را ندارند. دوم اینکه او باید بهسوی قلمروی ملودرام گام بردارد و تکههای پازل خود را بهگونهای بچیند که ایجاد خشونتی بیشازحد نکند.
اگر خانم فینگشاید قصد داشت این درام را با همین درونمایه در آلمان تولید کند باز هم اتفاقات بههمین صورت رخ میدادند؟ کارگردان بسیار سعی داشته که رابطهی حسی بین کلاویههای پیانو، انگشتان روث و دستان کاترین را در اثر خود پررنگ کند. حتی گاهی موسیقی با تمرینهای نامنظم کاترین و صدای نامنظم کلاویههای پیانو هماهنگ است و کارگردان با برشهای موازی این دو را بهتصویر میکشد. اما مخاطب تا با این زیبایی خو میگیرد بهسرعت به بیرون پرتاب میشود. گویا هر از چندگاهی به او یادآوری میشود که در حال تماشای یک اثر در دنیای سرگرمی است و نه یک درام.
اما کاراکترهای فرعی داستان چه؟ کاراکترهایی که سر راه روث پیدا میشوند، کارشان را انجام میدهند و بی هیچ دلیلی حذف میشوند. اینکه پسران آن افسر پلیس در سودای انتقام بهسر میبرند میتوانست یک پیرنگ فرعی بسیار قدرتمند در کنار سیر اصلی روایت باشد. اما نه این دو کاراکتر خوب شخصیتپردازی شدهاند و نه پیرنگ بیرمقی که برای آنها طرح شده میتواند مخاطب را با این دو کاراکتر همراه کند. مخاطب در همان ابتدا این دو کاراکتر را به گوشهای پرت میکند و بههیچ عنوان آنها را در فیلم حس نمیکند. سعی و تلاش بیفایدهی کارگردان برای پررنگ شدن نقش این دو هم نمیتواند اثر را از این بیرمقی نجات دهد. فیلم «نابخشودنی» هم مانند بازیگر نقش اول خود، ساندرا بولاک، نیروی لازم برای آزاد شدن از دست کلیشههای ملودرام را ندارد و روی این زمین سست حرکت میکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.