«فیل تیپت» را با طراحی دایناسورهای سری فیلمهای «پارک ژوراسیک» میشناسیم. او و گروهاش تقریباً در سینمای هالیوود برای بهدست گرفتن بخشی از طراحی جلوههای ویژه بین انتخابهای اول هستند. تیپت از سال ۲۰۱۵ شروع به ساخت یک استاپموشن پادآرمانشهری با نام «خدای دیوانه» کرد. در این اثر بهنوعی با یک دور باطل از شکستهای پیدرپی برای رهایی از سیاهیها روبهرو هستیم.
روایت جدید تیپت در ادامهی دو سری قبل اما سیاهتر است. این فیلم هم مانند دو اثر قبلی بدون هیچ دیالوگی روایت خود را نقل میکند. در پردهی اول با نوعی مأمور ویژه روبهرو هستیم که از سطح به دنیای تاریک زیرین میآید تا بمبی را که در چمدان دارد در جای مخصوصی که روی نقشه علامتگذاری شده است قرار دهد. تیپت فضای فیلم خود را چنان شلوغ میزانسن کرده است که در هر قاب با انبوهی از سمبلهای دنیای مدرن و کلاسیک سر و کار داریم. او در این فیلم از عنوان خدا بهصورت کنایی استفاده کرده است چرا که بهعقیدهی او در این سری فیلمها انسان مدرن نه یک خدا بلکه انواع خدایان را دارد. شاید در پردهی اول فیلم یک نما بیش از دیگر نماها تأثیرگذارتر است؛ آن مأمور ويژه درب یک اتاق را باز میکند. یک میمون و سمندری که در آکواریوم اسیر است به او خیره میشوند و ملتمسانه او را مینگرند. گویی ریشههای انسان داروینی در آن اتاق زندانی شدهاند و هر آنچه که در دنیای سیاه بیرون است چیزی غیر از این انسان است.
در این دنیای تاریک و تباه هیچ ارادهای وجود ندارد. گویا همگان در یک دور باطل سیر میکنند. آدمکهای کارگر تولید میشوند، کار میکنند و کشته میشوند. حتی برخی از آنها در همان نقطهای که تولید میشوند همچون یک بازی کامپیوتری توسط موجوداتی عجیبوغریب، یا توسط بلوکهای بزرگ از بین میروند. گویی این دنیا یک شوخی تلخ است که هر لحظه در آن فقطوفقط نابودی انتظار تو را میکشد. تیپت همان ابتدای فیلم نیز با آن کتیبهای که مانند ده فرمان موسی نگاشته شده است مخاطب را بهسوی درک بیشتر این دنیا میبرد. تیپت این دنیا را بهگونهای خلق کرده که حتی نمیتوانیم انگ پادآرمانشهر را به آن بزنیم. در این دنیا هر چه هست نابودیست و هیچ چیز مصون از ویرانی نیست. حتی همین مأمورین ویژه خود بخشی از این بازی هستند و انبوهی از آنها خلق شدهاند تا همین مسیر باطل را طی کنند. تمام فیلم طعنه به زندگی مدرن و انسانیست که در آن زیست میکند. در دنیایی که تیپت خلق کرده همهی باورهای کلاسیک تبدیل به تکه مجسمههای شکستهشده، نمادهای زنگ خورده و تلی از زباله شدهاند و هر آن چه که مشمئزکننده است فقط رنگ تازگی دارد. تیپت در فیلم خود هیچ بیان مستقیمی ندارد. او فقط قصد دارد انسان مدرن را در معرض هر آنچه که وجود دارد قرار دهد و برای منحرف نشدن ذهن مخاطب، از سمبلها در پس و پیش زمینه استفاده میکند. این انیمیشن هر آنقدر که تلخ است اما برای درک بیشتر جهانی که انسان برای خود خلق کرده ضروری است.
دانلود از سینمادریم
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.