«استارگرل» یک دختر نوجوان تازه وارد است که با ورودش به مدرسهی جدید تحولی عظیم را در مدرسه باعث میشود. او که لباسهای رنگارنگ و متفاوتی میپوشد، رفتارهای متفاوتی با بقیه دارد و همین امر باعث میشود توجه دیگر اعضای مدرسه را جلب کند. «لئو» هم یکی از پسران مدرسه است. او در دوران کودکی پدر خود را از دست داد و با مادرش به این شهر -مایکا- نقل مکان کرد. در روز اول مدرسه که روز تولد لئو بود استارگرل با آن ساز «یوکللی» کوچک خود به لئو تولدش را تبریک میگوید و همین باعث توجه بیشتر لئو به او میشود. لئو با صحبت با «آرچی» مسئول مکان باستانشناسی متوجه میشود که استارگرل که زیاد آنجا میآمده است هم مانند او با مادرش زندگی میکند و بهخاطر شغل مادرش که خیاط گروههای تئاتریست همواره در حال تغییر مکان است. به مرور لئو با استارگرل دوست شده و اتفاقاتی شکل پیدا میکند. استارگرل که سعی دارد متفاوت باشد و تلاش میکند با همگان مهربان باشد ابتدا مورد ستایش تمام مدرسه است، اما زمانی که همین مهربانی را برای یکی از اعضای آسیب دیدهی تیم فوتبال رقیبشان استفاده میکند، مورد بازخواست همه قرار گرفته و طرد میشود. و همین طردشدگی او را دچار بحران شخصیتی کرده و نمیداند باید مانند دیگران باشد یا باید آنگونه که فکر میکند رفتار کند.
اولین نکتهای که توجه بیننده را در فیلم جلب خواهد کرد زیبایی مناظر فیلم است که فیلمبردار به خوبی و در زمان مناسب با لانگ شاتهایی زیبا آنها را به رخ تماشاچی میکشد و در واقع محیط ساده و آرام آن شهر را به ما نشان میدهد. در فیلم قرار نیست اتفاق هیجان انگیز و خارق العادهای رخ دهد و ما تنها شاهد ارتباط چندین نوجوان خواهیم بود که برای شناخت بهتر خود و اطرافیانشان تلاش میکنند.
دومین و مهمترین قسمت فیلم خواندن ترانههایی اورجینال با موسیقیای ملایم و زیباست که فضای فیلم را تغییر میدهد. میتوان گفت این فیلم اولین فیلمیست که یک نوجوان تازه وارد با خواندن یک آهنگ خود را به مدرسه میشناساند و از آن اتفاقات تکراری همیشگیای که قرار است برای یک تازه وارد بیفتد خبری نیست. در واقع روایت داستان از جایی همیشگی ولی به شکلی جدید آغاز میشود و اگرچه خالی از کلیشههای معمول نیست، اما از زیبایی اثر کم نمیکند.
یکی دیگر از نکات جالب فیلم را بازیگر شخصیت اصلی فیلم یعنی «گریس واندروال» رقم میزند. دختری که در واقعیت با آپلود یک آهنگ ساده و اوریجینال از خود در یوتوپ، تحیر همگان را برمیانگیزد و در سن سیزده سالگی برندهی مسابقات استعدادیابی آمریکا شده و اولین آلبوم خود را با صدا و موسیقی و متن خود روانهی بازار میکند و مورد استقبال بسیاری قرار میگیرد و البته منبع الهام بسیاری. حتی باتوجهبه زندگی خود گریس، این فیلم میتوانست داستان واقعیای از خودش باشد، اما فانتزیای شد که صدای زیبای گریس و تصویر چهرهی او باعث تأثیر فیلم شود و فضای دلانگیزی هدیه دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.