پوستر فیلم دلهره‌ی خیابان شصت‌و‌یکم

دلهره‌ای انتزاعی از دل واقعیت

دلهره‌ی خیابان شصت‌و‌یکم
The Scary of Sixty-First
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سال ۲۰۱۹ بود که خبر خودکشی «جفری اپستین»، بانکدار و کارآفرین معروف آمریکایی، در زندان تیتر یک تمام روزنامه‌ها شد. اپستین متهم بود که از دختران زیر سن قانونی سوءاستفاده‌ی جنسی می‌کند و در قاچاق دختران جوان نقش دارد. از سویی دیگر او متهم شده بود که چند باب از خانه‌های خود در نیویورک را مجهز به انواع دوربین مداربسته کرده بوده و افراد مشهور را برای مصرف مواد مخدر و رابطه‌های جنسی با دختران منتخب خود دعوت می‌کرد. افشای این سبک زندگی اپستین و شهادت بسیاری از دختران قربانی باعث شد که دلهره جامعه‌ی آمریکایی را فرا بگیرد. اپستین کسی بود که به بسیاری از مؤسسات از جمله نیویورک‌تایمز (کنایه‌ی این اسم در آن است که این روزنامه به‌نوعی جنبش می‌تو را با افشاگری‌های‌اش به راه انداخته بود) کمک‌های مالی بلاعوض کرده بود. حال «داشا نکراسوآ» در اولین فیلم بلند داستانی خود با دوربین ۱۶ میلی‌متری روایت دو دوست را به‌تصویر می‌کشد که ندانسته یکی از منازل مسکونی اپستین در نیویورک را اجاره می‌کنند.
«نوئل» و «ادی» خوشحال از اینکه توانسته‌اند با قیمت ارزان آپارتمانی شیک را در منهتن اجاره کنند وارد این آپارتمان می‌شوند. اما آن‌ها کم‌کم و به‌صورت اتفاقی مشاهداتی دارند که آن‌ها را نسبت به این آپارتمان مشکوک می‌کند. کارگردان برای اینکه روایت خود را به‌سرعت وارد خط اصلی کند دختر ناشناس را وارد زندگی آن‌ها می‌کند. نکراسوآ از همان ابتدا تکلیف خود را با مخاطب روشن می‌کند و به او می‌گوید که شروع این خط روایی با همان تئوری توطئه است و قصد دارد با استفاده از این مواد اولیه دنیای انتزاعی خود را خلق کند. شاید مخاطبی که فیلم «انزجار» محصول ۱۹۶۵ اثر پولانسکی را دیده باشد به‌راحتی تأثیر آن فیلم را روی دنیای انتزاعی نکراسوآ حس می‌کند.
ادی کم‌کم دچار دگرگونی می‌شود. گویی بدن او تسخیر شده و لذت جنسی‌اش دیگر دست خودش نیست. از آن سو دختر ناشناس و نوئل بیشتر و بیشتر درگیر این داستان می‌شوند و هر لحظه بر دلهره‌اشان افزوده می‌شود. شاید باید این را به حساب کار اول این کارگردان زن جوان بگذاریم که نتوانسته خط وصلی بین اتفاقاتی که برای ادی می‌افتد و تحقیقات نوئل و دختر ناشناس ایجاد کند. فیلم در پرده‌ی دوم خود دچار این انفصال می‌شود و دیگر نمی‌تواند این ارتباط را برقرار کند.
اما این کارگردان جوان که خود سابقه‌ی بازی در آثار مستقل را دارد به‌راحتی توانسته دلهره‌ی انتزاعی را به مخاطب انتقال دهد. این فیلم تلاش کارگردان برای به تصویر کشیدن بردگان جنسی قدرتمندان است. غلوشدگی در اکت بازیگران نیز به‌همین سبب است. این فیلم را نباید روایتی ساده در ژانر دلهره دانست که کاراکترها در آن اسیر بازی موش‌و‌گربه می‌شوند، بلکه باید آن را تلاش کارگردان برای انتقال احساسی که نسبت به هم جنس خود دارد درک کرد. کارگردان مالیخولیای موجود در دهشت‌کده‌های اپستین را در کالبد نوئل و ادی تصویر می‌کند. او نه با نگاهی فمینیستی رادیکال این دنیا را می‌سازد و نه قصد شعار دادن دارد. او بدون درگیر کردن نگاه سوبژکتیو تصویری از اسارت زن مدرن در چنگال سرمایه را تولید می‌کند.

دانلود از سینمادریم

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟