دختری جوان به همراه مردی میانسال در اتاق هتلی بر روی تخت دیده میشوند. این دو غریبه شب را با هم میگذرانند و فردا صبح زمانی که دختر خواهان رفتن از اتاق است با دستهای پول در برابر خود مواجه میشود. مرد از دختر میخواهد امروز را با او بگذراند و این دسته پول را به عنوان هدیه از او بپذیرد. دختر در ابتدا دچار شک شده اما کمی بعد میپذیرد.
مواجه شدن دو غریبه که هیچکدام دیگری را نمیشناسند همواره سوژهای خاص در سینما بوده است. سوژهای که تقابل دو غریبه را با توجه به ناشناس بودن هر دو طرف از هم جذاب و دیدنی میتواند بکند. درواقع همچنان که دو کاراکتر این داستانها به دنبال کشف حقیقت یکدیگر هستند، بیننده نیز برای درک بهتر آنها تلاش میکند از این رو است که بیننده هر چه بیشتر خود را میتواند وارد جریان اصلی داستان کرده و به درک بهتری از شخصیتها برسد. البته که این مهم زمانی صورت میگیرد که همهچیز در آن فیلم به خوبی در کنار هم قرار گرفته و داستان اصلی منطق روایی خود را داشته باشد. فیلم «آخرین روز سرمایهداری» نیز سعی کرده است با کنار هم قرار دادن دو غریبه و نشان دادن رفتهرفتهی وجوه مختلف هر یک از این دو نفر بیننده را همراه خود کند. کاری که تا حدودی نیز توانسته انجام دهد اما توجه بیش از اندازه به روایت داستان یا به زبان سادهتر دست بالا گرفتن فیلم توسط خودس باعث شده است در سکانسهایی اتفاقات کمی اغراقآمیز و البته غیرقابلباور شوند.
فیلم «آخرین روز سرمایهداری» با ایجاد مکالمات متفاوتی میان دو شخصیت خود سعی کرده این دو نفر را با توجه به اینکه قرار نیست آنها چندان به هم نزدیک شوند برای ما بشناساند. مکالمات میان این دو نفر درباره همهچیز است و قرار نیست هدف خاصی را دنبال کند به همین علت اگرچه در ابتدا این مکالمات میتواند جذاب باشد اما رفتهرفته حس ملال و خستگی به بیننده مستولی میشود. مکالمات میان این دو نفر دقیقاً شبیه مکالمات افرادی است که میخواهند فقط زمان خود را بگذرانند. در این میان سکانسهای همخوابگی، نوشیدن و خوردن نیز بعد از مدتی ملال بیننده را بیشتر هم میکند. هدف از این همه مکالمات و حرفهایی که بیشتر از پول است چیست؟ فیلم در یکسوم پایانی خود به ناگاه رویهی خود را تغییر داده و تازه شروع میکند به نشان دادن چهرههای واقعی شخصیتهای خود. اینجاست که جذابیت کمی به فیلم باز میگردد و بیننده با پیچش داستانی آن کمی خیالاش از زمانی که پای این فیلم گذاشته است راحت میشود.
از سوی دیگر از آنجا که فیلم «آخرین روز سرمایهداری» قرار است تنها در یک اتاق و با دو کاراکتر تمام هشتاد دقیقه خود را بگذراند باید علاوه بر شخصیتها فضای خوبی نیز برای رخ دادن اتفاقات ایجاد کند. یکی از مزیتهای این فیلم ایجاد همین فضا است که توانسته با تغییر مدام زاویه دوربین هر بار همان اتاق کوچک را برای ما نو و جذاب کند. استفاده از زوایای مختلف دوربین در زمانهای متفاوت نشان از هوش کارگردان این فیلم و دانستن زبان دوربین دارد. «آدام مرویس» در اولین تجربهی فیلمسازی خود هم از تجربهی بازیگری تئاتر خود بهره برده است و هم از پیشینهی نویسندگی برای فیلم و تئاترش و دقیقاً به همین علت هم است که بازیگران فیلماش بازیهایی روان و واقعی را به نمایش گذاشتهاند. باید منتظر بود و دید آیا مرویس میتواند در آینده نیز از استعدادهای خود بهترین بهره را ببرد و فیلمهای بهتر را بسازد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.