تروریستها حالا بیش از آنکه در زندگی واقعیمان باشند، در فیلمهای پیشرویمان وجود دارند؛ آنقدر که اختصاص دادن یک ژانر مخصوص به این آثار چیزی عجیب به نظر نخواهد رسید. فیلمهایی که همواره آدمهای مزدور و یا معتقد و یا شکستخورده دست به عقدهگشایی زده و دیگران را قربانی عقدهی خود و نه حتی عقیدهی خود میکنند. در این فیلم هم «سارا بروون» خبرنگاری معروف و معتبر توسط عدهای تروریست گروگان گرفته میشود تا تروریستها خشم خود را نشان دهند. حال این خشم از چه است و برای چیست؟ میتوان گفت از همه چیز و هیچ چیز، چرا که فیلم حرف دقیقی برای زدن ندارد و از یکسری تصاویر و حرفهای شعاری تشکیل شده است که همه چیز را در نهایت در هم میپیچد و چیزی نصیب بیننده خود نمیکند. تروریستها با یک کلام احمقانه سعی دارند کارهای خود را توجیه کنند: «دیگر هیچ جا امن نیست»؛ سخنی که بر زبانشان جاری میشود تا ناامنی را به مخاطب خود انتقال دهد. در ابتدای فیلم پسر «اسد» به طرزی وحشیانه کشته میشود و اسد تا انتها با خاطرهی کشته شدن پسر توسط یک مزدور آمریکایی خاطره بازی کرده و برای خشم خود منطق میسازد. اسد که یکی از گروگانگیرهاست باید نقش اساسی در بزرگ بودن و خطرناک بودن تروریستها میداشت! اگرچه بازیگر این نقش «فران طاهر» سعی کرده است نقش خود را به خوبی بازی کند، اما نداشتن شخصیتی روشن باعث از بین رفتن بازی او شده است. از سویی فیلم برای نشان دادن جسارت و شجاعت سارا از حربههایی احمقانه استفاده کرده است. او با حرفهای مهمل و شعارهای دهنپرکن به گروگانگیرهایاش و نشان ندادن هیچ گونه ترس در چهرهاش میخواهد قهرمان داستان باشد و از گروگانگیرها انتقام بگیرد. حتی درخواستاش برای کشیدن نقاشی همانقدر احمقانه است که قبول این درخواست توسط گروگانگیر. گروگانگیری که وسایل نقاشیِ لوکس را در اختیار او قرار میدهد تا سارا یکی دیگر از هنرهای خودش را نشان دهد! حتی هنگامی که ما میفهمیم این خبرنگار در واقع خبرنگار نبوده و یک موجود عجیب است – حتی نمیتوان برایش نامی دقیق نهاد؛ تخیلیست؟ فرشته است؟ انتقامجوست؟ کنستانتین است؟… یا چه؟ – هم چیزی از مهمل بودن رفتارها و اتفاقات داستان کم نمیکند، بل آنها را بیشتر هم میکند. در این میان خوابهایی که اسد و مابقی گروگانگیرها میبینند و سعی دارد ترس را در مخاطب ایجاد کند و شوم بودن شخصیت سارا را این نشانهی آن بداند هم در نوع خود عجیب است! خوابهایی از مردههایی که خون سروصورتشان را پر کرده است!
فیلم مزخرفی به تمام معناست که با ادغام کردن تروریستها، مزدورها، انتقام عربی، افرادِ معتقد و کلماتی مانند تخیل، خشم و ترس، سعی دارد چیزی بسازد که نام فیلم را یدک بکشد. این تصاویر عملاً چیزی برای دیدن و دنبال کردن ندارند. توانایی مقایسه شدن با دیگر فیلمها را هم ندارد و سوال اینجاست هدف اصلی برای ساخت این سری تصاویر چه بوده است؟
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.