پوستر فیلم کریسمس ۸ بیتی

کریسمس و آرزوهای کودکانه

کریسمس ۸ بیتی
8-Bit Christmas
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

برخی از حسرت‌های دوران کودکی را نسل دهه‌ی ۱۳۶۰ یا همان نسل دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی درک می‌کنند. کودکانی برای داشتن کنسول‌هایی چون میکرو، نینتندو، سگا و آتاری چه خیال‌بافی‌هایی که نمی‌کردند. در کلوب‌های بازی خیل این کودکان آرزو‌به‌دل را شاهد بودیم که هر کدام برای ساعتی بازی از هزینه‌های خوراکی خود می‌زدند و هنگامی که دسته‌ی کنسول را در دستان خود لمس می‌کردند گویی دیگر هیچ آرزویی نداشتند. فیلم جدید «مایکل داوس» در باب همین آرزوست.
«جیک» و دوستان‌اش در آرزوی داشتن یک نینتندو به استقبال کریسمس می‌روند. روایت فیلم در اصل فلش‌بکی به زندگی جیک در دوران کودکی است. جیک که این داستان را برای دختر کوچک‌اش در حال تعریف کردن است به‌عنوان راوی فیلم فضا را به دهه‌ی ۱۹۸۰ می‌برد. روایت به‌گونه‌ای است که مخاطب ایرانی دهه‌ی ۱۳۶۰ نیز می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند و همین امر باعث می‌شود شکافی بین گستره‌ی مخاطبان این فیلم ایجاد شود. مطمئناً کودکان نسل جدید چندان نمی‌توانند با چنین اثری رابطه برقرار کنند چرا که این فیلم در باب بزرگسالانی است که گهگاه با دوران کودکی پر افت‌و‌خیز خود خاطره‌بازی می‌کنند. البته از مایکل داوس چنین روایتی بعید نیست چرا که در اثر قبلی خود با نام «کافی و کریم» نیز چنین فضایی را ایجاد کرده بود. از این نظر می توان گفت که این اثر کریسمسی او تبدیل به یک ملودرام آبکی از نوع آثار کریسمسی معمول نشده است.
روایت فیلم که اقتباسی از یک رمان با همین نام است ساختار محکمی دارد و در آن همه‌ی کاراکترها حتی دورترین آن‌ها که شاید یک نما سهم‌اش نباشد هم درون فیلم جا افتاده‌اند. کارگردان بدون هیچ ترسی کاراکترهای بسیاری را در فیلم خود قرار داده است و باید گفت تمام بازیگران کودک به‌خوبی توانسته‌اند همچون یک کودک دهه‌ی ۱۹۸۰ فضای آن دوران و عطش کودکانه برای رسیدن به یک رؤیا را به مخاطب انتقال دهند. بسیار سخت است که برای یک کودک هزاره‌ی سومی روایت را به‌گونه‌ای توضیح داد که بتواند محدودیت‌های آن دوران را درک کند؛ کودکانی که داشتن یک نینتندو برای‌شان همچون فتح قله‌ی اورست بود و برای رسیدن به آن حاضر بودند ساعت‌ها مقابل خانه‌ای که پسرشان تنها فرد شهر بود که این کنسول بازی را دارد منتظر بمانند.
فیلم «کریسمس ۸بیتی» خاطره‌بازی با دورانی است که کودکان با تمام وجود کودکی می‌کردند. کودکانی که برای گذران وقت انتخاب‌های محدودی داشتند اما برای خود انتخاب‌های جدیدی خلق می‌کردند. کودکانی که همیشه در قالب جمع‌های دوستانه به‌سوی مأموریت‌های خودساخته می‌رفتند و برای خود داستان‌هایی از این نبردها می‌ساختند. لذت تماشای این فیلم شاید برای هر آن‌کس که این کودکی را تجربه کرده لذت‌بخش باشد. مخاطبی که دیگر بزرگسال است و گهگاه با دیدن این تصاویر با جیک و دوستان‌اش هم‌ذات‌پنداری می‌کند. یکی از فاکتورهای لذت‌بخشی چنین فیلمی در سینمای سرگرمی هم‌ذات‌پنداری مخاطب غیرآمریکایی با یک اثر کریسمسی است؛ اتفاقی که چندان در چنین آثاری معمول نیست.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟