تفاوتی ندارد که لوکیشن در ولز باشد یا در لندن و ایرلند و اسکاتلند، سینمای ابزورد بریتانیا میتواند در هر کدام از این لوکیشنها قصهی خود را روایت کند. در طی این مدت که از سال ۲۰۲۰ و در ادامهی آن سال ۲۰۲۱ میگذرد بارها با سینمای بریتانیا و آن نگاه منحصربهفردش روبهرو شدهایم و هر بار بهنحوی بخشی از این خاستگاه منحصربهفرد را در این سینما بررسی کردهایم. اینبار در لوکیشن ولز شاهد شکل گرفتن این درام هستیم.
فیلم «عوارضی» در باب یک شهر بیاتفاق با نام «پمبروکشایر» است. در این شهر یک باجهی عوارضی وجود دارد و کاراکتر اصلی فیلم متصدی این باجه است. این شخص بینام است و باتوجه به شغلی که دارد بهنوعی هم تمام ساکنان شهر با او آشنا هستند و هم مرموزترین فرد در این بین است. کارگردان برای اینکه مخاطب با انفعال ذاتی شهر آشنا شود کاراکتر پلیس شهر با نام «کاترین» را در برابر متصدی عوارضی قرار داده است. اما مانند تمام روایتهای ابزورد بریتانیایی این فقط سطح ماجراست و همهچیز بهمرور دگرگون میشود. کاراکترهایی که در پردهی اول بهسادهترین شیوهی ممکن با اتفاقات روبهرو میشوند در ادامهی ماجرا تبدیل به گنگسترهایی میشوند که گویی همهی پردهی اول را نقض میکنند.
این فیلم با همان لایههای طنز سیاه که مخصوص سینمای بریتانیاست روایت خود را پی میگیرد. کارگردان سعی کرده در انتخاب سکانسها وسواس بهخرج دهد و تا جایی که توانسته در هر سکانس روایت را دچار افتتاحیه، اوج و فرود میکند. مفصل این سکانسها همان باجهی عوارضی است که هر کاراکتری گویا بهمانند کلیسا برای اعتراف به آنجا میرود. داستان سیسالهای که در زندگی گذشتهی متصدی عوارضی وجود دارد راز سربهمهر این روایت است که مخاطب هر بار با تکهای از این پازل روبهرو میشود.
«رایان اندرو هوپر» در اولین فیلم بلند داستانی خود نشان داد که بهخوبی سینمای بریتانیا را میشناسد و میداند چگونه یک کمدی سیاه را روایت کند. اما این فیلم یک تفاوت با آثار همرده در این سینما دارد؛ کارگردان در صحنههای درگیری بسیار ملو رفتار میکند و دوربیناش از نشان دادن آن ذات خشن این نوع روایتها خودداری میکند. اینکه باید این را به عدم جسارت کارگردان نسبت داد یا دلیل دیگری ممکن است داشته باشد را خود او بهتر از هر کس دیگهای میداند. اما این خودداری او از بهتصویر کشیدن خشونت باعث ناقص شدن روایت شده و فیلم تبدیل به بدن بیسر شده است. هوپر باید بداند که در کمدیهای سیاه بریتانیایی درونمایهی اصلی روایت همین خشونت پنهان است. البته که او این خشونت را روایت میکند اما جسارت بهتصویر کشیدن آن را ندارد. شاید برای گسترده کردن طیف مخاطبان دست به چنین کاری زده و شایدهای دیگری که احتمالاً در دومین اثر بلند سینمایی پاسخ آنها را میتوانیم پیدا کنیم. باید منتظر بود و دید هوپر در اثر دوم خود میتواند یک پله صعود کند یا همچنان با نقص ذاتی اثر خود سروکله خواهد زد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.