«پال ورهوون» کارگردان کهنهکار هلندی فیلمسازی است که در بیشتر آثارش درونمایههای اروتیسم مشاهده میشود. او در طول مدت فعالیت خود در سینما به سراغ ژانرهای مختلفی رفته و آثار شاخصی چون «غریزه اصلی»، « توتال ریکال »و «اِلِ» ..ارائه داده است. او هم سینمای تجاری را به خوبی میشناسد و در ساخت فیلم در ژانر اکشن و علمی-تخیلی موفق عمل نموده است و هم درامهای جنایی رازآلود با چاشنی اروتیسم را به خوبی روایت میکند. این بار اما او سراغ یک سوژه کاملاً متفاوت با آثار پیشین خود رفته است. روایتی مربوط به دوره زمانی حولوحوش قرن هفدهم پس از میلاد که در آن کلیسا، دین و مذهب در تقابل با امیال و شهوات انسان و روح آزاد و تسخیرناپذیر او قرار میگیرد و باید اذعان داشت که او سوژه بسیار جنجالبرانگیز و منحصر به فردی را برای ساخته جدید خود انتخاب کرده است.
این فیلم از جهات مختلف، فیلم منحصر به فردی در ژانر خود محسوب میشود. میتوان به آثاری چون «آخرین وسوسه مسیح» اسکورسیزی و «مصائب مسیح» مل گیبسون اشاره داشت که از جهاتی با این فیلم قابل مقایسه هستند چرا که آنها نیز معصومیت ذات انسان را زیر سؤال میبرند اما حتی این فیلمها هم بیشتر به طور استعاری به این مفاهیم میپردازند و تا کنون هیچ فیلمی با درونمایههای مذهبی و به طور خاص مسیحیت ساخته نشده که تا این حد اروتیسم بصری و مفهومی را به تصویر بکشد.
«بندتا» راهبه جوانی است که از کودکی به صومعهای در یکی از شهرهای کوچک ایتالیا فرستاده میشود. این راهبه که از خانواده متمولی است از همان کودکی با خلوص ویژهای وارد صومعه شده و از همان کودکی نمودهایی از معجزات روحالقدوس در او متبلور میشود اما او همزمان در مظان اتهام به تقلب و فریب در مورد این معجزات نیز قرار میگیرد. از طرفی با ورود زن جوانی به صومعه و شکلگیری روابط عاشقانه بین او و بندتا، جایگاه بندتا در صومعه و کلیسا دچار فراز و فرود معناداری میشود.
نگاه هجوآلود و کاریکاتوری ورهوون به عیسی مسیح و افرادی که در طول تاریخ مسیحیت به واسطه معجزاتی که به آنها نسبت داده شده، قدیس لقب گرفتهاند و زیر سؤال بردن مفهوم قدیسیت به طور کلی نگاهی در خور توجه و تأملبرانگیز است که در کمتر اثری این چنین به آنها پرداخته شده است.
با توجه به طولانی بودن مدت زمان ساخت فیلم بندتا انتظار میرفت که با پروداکشن باشکوهتری مواجه باشیم. فضاهای خارجی محدود نمایش داده میشوند و به نظر میرسد در یک شهرک سینمایی کوچک فیلمبرداری شده است. بهتر بود فضای صومعه و زندگی روزمرهای که در آن جریان دارد کاملتر و واقعیتر پرداخت میشد. شخصیت بندتا آن چنان قوی و محکم نمایش داده میشود که در واقع میتوان گفت پرداخت شخصیت او بیشازحد تحت تأثیر فمینیسم است.
بندتا کاملاً در اختیار ناخودآگاه خویش است. الهامات و سیر و سلوکی که دارد چیزی جز جوشاش ناخودآگاه عظیم او نیست که از امیال و عقدههای طبیعیاش سرچشمه میگیرد. ذهن او از طریق آموزهها و اعتقاداتی که از بچگی مغز او را به تسخیر در آورده به سادگی کنترل میشود. ناخودآگاه او برای توجیه احساسات ممنوعهای که بر او حادث شده از هر چیزی استفاده میکند حتی نازل شدن مسیح شهوتران بر او. بدین ترتیب در فیلم به معصومیت مسیح هم به نوعی طعنه زده شده است. در عین حال گویی برآورده شدن شهوات و امیال و ایمان به طبیعت خود منتج به تبلور قدرت در بندتا می شود.
درونمایه این فیلم به ما نشان میدهد که چگونه خواناش دگماتیسم و خلاف طبیعت انسان، از دین و مذهب در ابعاد رادیکال، ذهن و ناخودآگاه انسان را به تسخیر در میآورد و نه تنها به پالایاش او نمیانجامد بلکه وجدان و روح پاک انسان را در سایه قرار میدهد، میبلعد و ایمانی قوی برای پلیدی به او میبخشد.
فیلم «بندتا» به خوبی به ما نشان میدهد که چرا تاریخ ادیان سراسر ظلم و فریب و دروغ و خیانت توسط روحانیون و قدیسها بوده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.