بعد از مرور مکرر قوانین مربوط به مشروبخواری و عیاشیهای پس از آن، دولت ایالات متحده تصمیم میگیرد که فقط یک روز در سال را با نام «روز عیاشی» در نظر بگیرد تا مردم فقط در همان روز به سرو و نوشیدن مشروبات الکلی مشغول شوند. فیلم با این گزاره در تیتراژ شروع میشود و جامعهی هدفاش نوجوانان یک دبیرستان و نزدیک شدن به جشن اولین «روز عیاشی»شان است. داستان حول سه پسر میچرخد که قرار است خود را به مهمانی بزرگی که در این روز بهخصوص ترتیب داده شده برسانند. بدون تماشای فیلم و مرور کلی داستان، شاید در ذهن بیاید که با کمدیِ موقعیت خوب و – اگر بخواهیم سختگیر باشیم، یک کار متوسط و قابل تحمل روبهرو خواهیم شد؛ مخصوصاً که نام بازیگری همچون «وینس وگن» هم در لیست بازیگران آن باشد. اما از همان افتتاحیهی فیلم تمام این تصور فرو میریزد و دوباره شاهد بمباران دیالوگهای حفظشده و تند اداشده توسط عدهای نابازیگر نوجوان هستیم. بازی غلوشدهی آنها برای در آوردن صحنههای بهاصطلاح طنز و ناتوانی در برقراری رابطه با شخصیتی که به آنها سپرده شده دست به دست هم میدهند تا این فیلم را تبدیل به یک اثر کاملاً ضعیف کنند.
حضور اضافی بازیگری همچون وگن در این فیلم که تقریباً نقش ناظم مدرسه در سری «امریکن پای» را دارد، فقطوفقط بهخاطر دیده شدن فیلم در نگاه ابتدایی مخاطب است. فیلم با هر نگاهی ضعیف است. نه میتواند موقعیتی که در تیتراژ خود با نام «روز عیاشی» معرفی کرده را در آورد و نه قادر است شخصیتهای خود را در این موقعیت قرار دهد. مخاطب فقط مکرراً نام این روز بهخصوص را از زبان کاراکترها و توصیفاتی که میکنند میشنود و شاهد همان مزهپرانیهای فیلمهای نوجوانی و تکراری و بی رنگوبو است. حتی خلاقیتی در نوع انتخاب شخصیتها وجود ندارد. اصلاً در نظر بگیریم که کادر اصلی در ذهن کارگردان همان کاراکترهای فیلمهای کمدی-تینیجری باشد؛ کاراکتر دختری که بهسبب جذاب بودن میتواند از پسرها سوءاستفاده کند، کاراکتر دختر نجیبی که پسر اول فیلم (که معمولاً ناتوان در برقراری رابطه با اوست) برای رسیدن به او همه کار میکند، کاراکتر پسر مکمل که وظیفهی بر دوش کشیدن تمام احمقانههای داستان بر عهدهی اوست و در نهایت موقعیت روایت که طوری بنا نهاده شده که پسر و دختر اول فیلم در سکانس پایانی در کنار هم قرار بگیرند و تمام. فیلم در چینش و ایجاد این موقعیتها و کاراکترها هم نتوانسته مانند همگونههای خود در سینما عمل کند و از ابتدا تا انتها شاهد ابتر ماندن بسیاری از صحنهها هستیم و در این بین ساعت را هم نگاهی میاندازیم که ببینیم وقتمان چند دقیقه است که در حال تلف شدن است.
همانطور که در بالا ذکر شد، برای ساخت کمدی-تینیجریها و باتوجهبه فراوانی آثار در این نوع سینما، موقعیتها و کاراکترها مشخص هستند. اما فیلمهایی در این بین قابل تحمل خواهند بود که بهرهای از تخیل و ذکاوت کارگردان را در پرداخت خوب کاراکترها و موقعیتهای کمدی و عاشقانه داشته باشند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.