پوستر فیلم اثر جانبی

تقلیل یک فاجعه در اثری دیگر

اثر جانبی
Side Effect | Mara
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«آندری» برای پاک کردن حافظه‌ی همسرش سراغ زنی رفته که مدعی است می‌تواند با خوراندن قارچ‌هایی خاص به افراد حافظه‌ی آنها را از دردها و رنج‌هاشان پاک کند. آندری هم که می‌خواهد «اولیا» درد اتفاقات گذشته را فراموش کند حاضر به این کار می‌شود اما همه‌چیز آنطور که او می‌خواهد رخ نمی‌دهد و اثرات این فراموشی بیش از آن است که او تصور می‌کند.
فیلم‌های بسیاری برای از بین بردن دردها و رنج‌های آدمی به پاک کردن حافظه‌ی کاراکترهای خود پرداخته‌اند. گاه این کاراکترها بعد از رخ دادن اتفاقاتی دردناک ناخودآگاه خاطرات گذشته را فراموش می‌کنند و چیزی از گذشته به یاد نمی‌آورند و گاه نیز خودشان برای رهایی یکباره از این درد دست به دامن کارهایی می‌شوند که فراموشی‌ را برای آنها منجر شود. در هر دو حالت هم اگر ما با داستانی عمیق و البته نو روبه‌رو نباشیم بعد از مدتی هم آن فیلم و هم اثر آن فیلم از خاطرمان خواهد رفت. فیلم «اثر جانبی» را هم باید از آن فیلم‌ها دانست که اگرچه با نیت و هدفی خاص و مهم ساخته شده و حتی طرح اولیه‌ی نو و حساسی را هم برای روند داستان خود برگزیده است اما هرگز آن عمق لازم برای اثرگذاری هرچه بیشتر را بر مخاطب ندارد و بیننده بعد از مدتی می‌تواند از روند آن خسته هم شود.
فیلم «اثر جانبی» با پرداخت‌های بسیار ضعیف به شخصیت‌های خود و دست کم گرفتن احساسات آنها تنها به نشان دادن اتفاقاتی سطحی بسنده کرده و هرگز نتوانسته آن روی دردناک و رنج‌آور اتفاقات خود را نشان‌مان دهد. اولیا که تا مرز تجاوز توسط دزدانی که وارد خانه‌شان شده‌اند نیز رفته است احساسات‌اش نشان داده نمی‌شود و بیننده نمی‌تواند آن رنج و ترس و عدم‌اعتماد را در رفتارها و حرکات او ببیند. او فقط از آندری دوری می‌کند و فیلم سعی نکرده با پرداخت درست به احساسات او ما را به او یا آندری نزدیک کند. آندری هم در این فیلم به جای اینکه احساس گناه‌اش واقعی جلوه کند بیشتر فردی خودخواه دیده می‌شود که خواهان داشتن اولیا به هر قیمتی است و دقیقاً به همین دلیل هم است که اتفاقات جذاب نیمه دوم هرگز آن اثر اصلی را بر مخاطب نگذاشته و باورپذیر نیستند. در صورتی که نیمه‌ی دوم فیلم با داستانی سوررئال می‌توانست مسیری بسیار دقیق برای گذشتن شخصیت‌های داستان از دردها و رنج‌های خود و مواجهه با آنها شود.
«آلکسی کازاکوف» کارگردان و نویسنده این فیلم است که اگرچه اولین فیلم بلند خود را ساخته اما ما او را پیش از این برای نوشتن فیلم‌نامه فیلم «چرنوبیل: مغاک» می‌شناسیم. مشکلی که در فیلم‌نامه‌ی فیلم «چرنوبیل: مغاک» ما شاهدش بودیم را در اینجا نیز می‌توانیم ببینیم. در هر دو فیلم یک فاجعه‌ی بسیار بزرگ در طرح اولیه تبدیل به ملودرامی احمقانه شده که اثر روایت اصلی را به کل از بین برده است. اتفاقاتی چون آزارواذیت زنان توسط مردان یا فاجعه‌ی وحشتناکی چون چرنوبیل آنقدر بزرگ و عمیق هستند که اگر بگوییم اثرش بر زندگی افراد هرگز از بین نمی‌رود پربیراه نگفته‌ایم، از همین رو هم است که اگر قرار باشد به آنها پرداخته شود کارگردان و نویسنده باید تعارف و ترس را از خود دور کند و هر آنچه که رخ می‌دهد را با شهامت کامل برای بیننده به تصویر بکشد. فیلم «تجاوز» (۲۰۲۱) را به یاد بیاورید. چگونه فیلم‌ساز بدون لحظه‌ای تردید توانسته این اتفاق دردناک را با شهامت کامل به تصویر درآورد و اثرات و نتیجه آن را هم نشان‌مان دهد.