«گریس» که شاهد خودکشی زنی جوان در رودخانه بوده کنار همان رودخانه و همان منظره ایستاده و خیره به آبِ رودخانه نگاه میکند و به زنی زردپوش که در رودخانه غرق شده و دختری نوجوان که از آن بیرون آمده، فکر میکند. ناگهان بیمهابا رو به سوی خانهی همان زن که نویسندهای معروف بوده روانه میشود. دیدار گریس با «کلودیا» در خانهی آن نویسندهی جوان باب آشنایی این دو نفر با هم میشود تا اولین تابستان واقعی آنها با دوستی در سنوسالهای خودشان رقم بخورد. کلودیا دختر نوجوان همان نویسنده است که هرگز پا را فراتر از این خانه نگذاشته و کسی هم از وجود او اطلاعی ندارد.
فیلم «اولین تابستان من» تقابل دو نوجوان از دو دنیای متفاوت است که هرگز آنچه بودهاند را کشف نکردهاند. درواقع خود واقعی خودشان را نمیشناسند. دیدن دختری دقیقاً در سن و سالهای خودشان در برابرشان آن هم از دنیایی دیگر باعث میشود آن دو وجه دیگر خود را ببینند و شروع به کشف دیگری یا بهتر است بگوییم خودشان کنند. این دو نوجوان که یکی زیرسلطهی حرفهای مادر خود در گوشهای دورافتاده زندگی میکرده در برابر دختری قرار میگیرد که او نیز به نوعی در زیرسلطهی جامعهای قرار دارد که در آن زندگی میکند. هر دو تنها هستند و هر دو احساس میکنند چیزی از خود نمیدانند. از این روست که دیدار آنها در گوشهای دور افتاده از همه آغاز یک تجربهی شناختی یا حتی هستیشناخته از خود و دنیای پیرامونیشان میشود. آنها شروع به تجربه کردن و آموختن میکنند. این آموختن از لمس دستان یکدیگر و ساختن چیزی مانند دستبندهای کوچک نوجوانانه تا رنگ کردن ملحفههای دنیای بزرگترها ادامه پیدا میکند و به لمس و شناخت بدن یکدیگر بر روی تختخواب بدون اینکه به چیزی جز شناخت خود فکر کنند، کشیده میشود.
فیلم «اولین تابستان من» آغاز یک سفر رویاییست که کارگردان نوپای آن «کیت فوند» تمام سعی خود را کرده که از وجه زنانه وارد آن شود و دنیای صادق و پاک دو نوجوان آرام را به تصویر بکشد. دنیایی که کاملاً متأثر از دنیای «ویرجینیا وولف»، نویسنده سرشناس انگلیسی، است. چه خودکشی مادر کلودیا که تداعیکننده خودکشی وولف است و چه انگیزههای فلسفی نشان داده شده در این دنیای پاک که همگی به یادآورندهی افکار وولف است. این فیلم با نشان دادن دنیایی فاقد هر گونه ادعا به زیبایی توانسته است دو نوجوان را نشان دهد که برای شناخت خود از سادهترین راههای ممکن که لمس طبیعت و لمس خود است شروع کنند و رابطهای عاطفی و عاشقانه را ورای روابط مرسوم دنیای امروزی ایجاد کنند.
صدای موسیقی طبیعت، آب و باد، نشان دادن دو دختر که زیر یک درخت به سادگی دراز کشیده و دنیای خود را دستبند میسازند، قرار دادن آوازهایی کوتاه اما پر معنا در میان تصاویر، نشان دادن خنده، ترس، آرامش و اضطراب زندگی در کنار نور خوشیدی که بر صورتهای این دو نفر انعکاس مییابد همگی از عواملی است که توانسته در ایجاد ارتباط ما با دنیای این دو نفر کمککننده باشد. طراحی لباس و البته گریم و درنهایت بازی بسیار خوب دو بازیگر اصلی آن نیز هر چه بیشتر برای انتقال احساسات دنیای ساخته شده توسط فوند موثر بوده است. لباسهایی که صادقانه از دنیای پاکی نوجوانان حرف میزنند و بازیهای روانی که میتوانند صداقت این شخصیتها را به تصویر درآورند.
لینک دانود از ملوویز
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.