پوستر فیلم دخترک و عنکبوت

فرمالیست‌های شاعر

دخترک و عنکبوت
The Girl and the Spider
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

سال ۲۰۱۴ بود که به پیشنهاد یکی از دوستان قرار شد فیلمی را محصول سوئیس که کار اول کارگردان‌های‌اش بود تماشا کنیم. نام فیلم «گربه‌ی کوچکِ عجیب» بود و از همان افتتاحیه نشان داد که نگاه جدید از فرمالیسم آلمانی را مقابل ما قرار خواهد داد. غالب قاب‌های فیلم مدیوم‌شات‌هایی با لنز واید بودند که رفت‌و آمد افراد خانه را درون قاب به‌راحتی نشان می‌داد. کارگردان‌ها سعی کرده بودند قاب خود را طوری ببندند که یک نفر مرکز قاب باشد و مابقی کاراکترها یا به او اضافه می‌شدند یا در پس‌زمینه در حال فعالیتی دیگر بودند. نکته‌ی دوم این فیلم دیالوگ‌هایی بود که کم اما متناسب با تصویر بودند. اما وسواس شدید این کارگردان‌ها در ارائه‌ی تصویری شاعرانه از حس لامسه بسیار خودنمایی می‌کرد و در برخی از صحنه‌ها مخاطب دیگر درگیر این لمس‌ها می‌شد. حال «سیلوان و رامون زرچر» در سال ۲۰۲۱ اثری دیگر با نام «دخترک و عنکبوت» را روی پرده برده‌اند.
این فیلم هم مانند کار اول فیلم‌سازان خود همان امضاها را دارد. اما این‌بار مدیوم‌شات با لنز واید دچار قوام بیشتری شده است. کاراکترها در فیلم بیشتر شده‌اند و آن همهمه‌ای که فیلم‌سازان نیاز داشتند تا بتوانند اثر را با استفاده از آن دچار خلوص کنند به‌ثمر نشسته است. در سکانس اول با هجمه‌ای از کاراکترها مواجه هستیم که در یک آپارتمان مشغول جابه‌جا کردن اسباب هستند و در همان قاب مدیوم‌شات رفت‌و آمد دارند. دوربین از همان ابتدا ساکن است. با هر کات دوربین زاویه‌اش تغییر می‌کند اما حرکتی از آن نمی‌بینیم. گویی دوربین یک مصاحبه‌گر است و هر کدام از کاراکترها در مقطعی سوژه‌ی آن هستند.
فیلم روایت دختری با نام «مارا» است که هم‌خانه‌ای‌اش در حال اسباب‌کشی به آپارتمانی جدید است. روایت فیلم قرار است آن آشوب ابتدایی انسان را در از دست دادن کسی که سال‌ها کنارش بوده و حال به‌یک‌باره در حال ترک اوست نشان دهد. این آشوب با چاشنی اندکی جنون لحظه‌ای و گاه بی‌خیالی همراه است. فیلم‌سازان این اثر درست روی این نقطه‌ی بحرانی دست گذاشته‌اند. در طول فیلم و رفته‌رفته آن همهمه جای خود را به سکونی همراه لبخند می‌دهد.
تفاوت این اثر با فیلم قبلی سازندگان خود در این است که گویی قطعه‌ای شعر با موسیقی در حال سروده شدن است. شاعر این روایت مارا است و گروه کر را دیگر کاراکترها تشکیل می‌دهند. ترکیب تم موسیقی و دیالوگ‌ها با تصاویر قدرتمند این اثر را تبدیل به فیلمی کرده که در حال پررنگ کردن یک نقطه در روایت‌های روزمره‌ی انسان‌هاست.
هر دو کارگردان وسواس عجیبی روی کادربندی خود دارند. مدیوم‌شات‌هایی که تنظیم می‌کنند دیگر فقط یک سوژه دارند و حتی اگر کاراکتری هم وارد قاب شود مهم همان سوژه‌ی مرکزی است. به‌همین سبب است که چشم مخاطب در این فیلم کاملاً متمرکز روی تصویری است که کارگردان‌ها قصد دارند به او ارائه دهند. این ترکیب‌بندی تصویر و پالت رنگی هوشمندانه‌ی کارگردان‌ها باعث می‌شود حتی پس‌زمینه‌ی تصویر نیز در نظر مخاطب دارای اهمیت شود.
و باز نگاه مخصوص هر دو فیلم‌ساز به حس لامسه؛ در این فیلم هم مانند فیلم قبلی این تماس سرانگشتان کاراکترها با اشیاء پیرامون است که باعث انتقال حس لحظه‌ای آن‌ها به مخاطب می‌شود. ما می‌توانیم آشفتگی درونی مارا را در تبخال روی لب‌ها، انگشت زخمی، تعویض چسب زخم، خوردن سر به پنجره، خاموش کردن سیگار روی نرده‌ی تراس و در نهایت بازی با عنکبوت حس کنیم. مارا نیازی به تغییر نمی‌بیند و تغییر مکان لیزاست که او را تحت تأثیر قرار داده. فیلم خود را در خاطره‌ای از کودکی مارا تعریف می‌کند؛ همان خاطره‌ای که عنکبوتی بالای تختخواب او روی دیوار بود و مادر قصد داشت آن را بیرون ببرد. اما مارا تا می‌توانست جیغ زد و گفت: به آن عادت کرده‌ام. بدون او خوابم نمی‌برد. مارا فرزند عادت‌هاست.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟