طمع و زایش کوسه خاکستری
ژانر جنایی بسیار حرفها برای گفتن دارد و هنرمندان چه در عالم ادبیات و چه در سینما قطعاً میتوانند به ایدههای ناب خود به آفرینش اثری دلچسب و مانا کمک کنند. داستانها و مضامینی که گاهاً تکراری اما با پرداخت بهجا و اصولی توانستهاند در اذهان جاودان بمانند. سینمای کره طی دهههای اخیر توانسته با نیروی دوچندان حتی گوی سبقت را از هالیوود بگیرد و فیلمهای ماندگاری از خود بهجای بگذارد. حتی در رقابت با کشورهای خاور دور نیز موفق عمل کردهاست. از موضوعات ظاهراً معمول و پیشپا افتادهای همچون سرقت، فقر و طمع و حسادت فیلمهای جذابی پدید آمده که نمیتوان از آن آثار به راحتی چشمپوشی کرد. سینمای کره با آثاری شایسته همچون: انگل(۲۰۱۸)، مادر(۲۰۰۳)، کنیز(۲۰۱۶)، داستان دو خواهر(۲۰۰۳)، میزبان(۲۰۰۶)، خاطرات قتل(۲۰۰۳)، من شیطان را دیدم(۲۰۱۰)، پیر پسر(۲۰۰۳)، پسران بد: سیطره هرجومرج(۲۰۱۹)، خروج(۲۰۱۹)، پول(۲۰۱۹) و شاهد بیگناه(۲۰۱۹) مخاطبان بسیاری را در اقصی نقاط جهان به خود اختصاص داده و باعث تحسین همگان شدهاست.
حال نیز «کیم یانگ هون» با فیلمهایی مثل: نزدیکتر به بهشت(۲۰۰۹)، ضربان قلب(۲۰۱۰)، جانور(۲۰۱۱)، شریک مخفی من(۲۰۱۱)، کارآگاه کِی(۲۰۱۱) و هیچجا خونهی آدم نمیشه(۲۰۱۲) که معرف حضور علاقهمندان به وی است، در اثر اخیر خود تلاش کرده با ارائهی داستانی جذاب شگفتی همه را برانگیزد و تلاشی که کرده نیز ستودنیست. این فیلم بر اساس رمانی به نام «بیائید در کاهها چنگ بزنیم» اثر «کیسوکه سونه» است. داستانی که با نمایش «فصل اول: بدهی» گوئی تداعیکنندهی این امر است که مخاطب شاهد فصول دیگر و قسمتهایی از همگسیخته و متنوع است، درحالیکه اینگونه نیست و تمامی بخشها به قصهای مشترک پیوند میخورند. فیلم شامل ۶ فصل است که بهترتیب عناوینی شامل: بدهی، نزولخوار، زنجیرهغذائی، کوسه، خوشبختی و کیف پول را تشکیل میدهند. داستان از جایی آغاز میشود که کیفی پر از پول در صندوق امانات مشتریان در استخر پیدا میشود. مردی نظافتچی آن را یافته و به انبار محل کار خود برده و مخفی میکند. او که با مشکلات مالی فراوانی مواجه میشود به ناچار به دستهای از پولها چنگ میزند و بخش کوچکی از مشکل مالی خود را برطرف میکند. بهتدریج سروکلهی افرادی در فیلم ظاهر میشود که بیارتباط با این کیف نیستند. زنی که در یک بار مشغول بهکار است و با همسرش اختلاف دارد و همسرش او را مورد ضربوشتم قرار میدهد؛ همین امر باعث رابطه میان زن و یکی از مراجعهکنندگانش میشود و قتلی را منجر میشود. مردی که از دست نزولخوار در امان نیست و روزبهروز به بدهیاش نزد وی افزوده میشود و همدستاش توسط پلیس دستگیر شده و پلیس سمجی که در تعقیب وی است و خواهان کسب اطلاعاتی شخصی از وی است. زن صاحبِ بار که بیوهای متمول است و پول کلانی به جیب زده و قصد دارد به خارج از کشور بگریزد. همگی زنجیروار بههم متصل هستند و داستانی جذاب را رقم میزنند.
این فیلم شاید درآغاز با ریتمی کند همراه باشد، اما ماجراهای متصلبههم و گیرائیِ ماجرا مانع از این میشود که مخاطب دست از ادامهی تماشا بردارد و در نیمهی راه آن را رها کند. کیم یونگ هون، فرمی خارقالعاده و دلنشین به اثر خود ارزانی کرده که این فیلم را از هر حیثی ارزشمند برای تماشا میتوان تلقی کرد. موسیقی و نورپردازی فیلم هم به مدد تصویربرداری آمدهاند تا در سال جاری بتوانند در این بلبشوی سهمگین آثار نامطلوب، کمی مرهم نگاه بینندگان با پیدایش این اثر باشند. اثری منسجم و یکپارچه که علیرغم دارا بودن چند داستان گوناگون، در پی ایجاد معماهایی در ذهن مخاطبان و همراه کردن او با خود است.
واکنش تو به این نقد
بدون نوشتن نظر، با یک کلیک بگو چه فکر میکنی.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
بعد از ورود میتوانی با هویت سینمایی یا با نام مهمان نظر بدهی.