پوستر فیلم ضیافت

دلهره با طعم خاک

ضیافت
The Feast
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

بگذارید قبل از اینکه وارد روایت فیلم شویم، پلات فیلم «قضیه» محصول ۱۹۶۹ اثری از پیر پائولو پازولینی را مرور کنیم؛ در آن فیلم غریبه‌ای وارد زندگی یک خانواده‌ی بورژوآ در شهر میلان می‌شود و تمام ساختارهای زندگی آن‌ها را که پیش از این در زیر لایه‌ای از زندگی مدرن و مرفه پوشانیده شده بود نمایان می‌کند. «لی هِیوِن جونز» نیز در فیلم «ضیافت» دختری غریب را به‌عنوان پیش‌خدمت وارد زندگی یک خانواده‌ی ثروتمند می‌کند و تا پایان فیلم و لحظه‌به‌لحظه تأثیرات خود را روی زندگی این خانواده‌ی چهارنفره می‌گذارد. مطمئناً این کارگردان ولزی سعی ندارد وارد درون‌مایه‌ی فیلم پازولینی شود و احتمالاً سعی کرده با همان پلات ساده روایت خود را داشته باشد.
این فیلم را اگر بخواهیم در ژانر دلهره دسته‌بندی کنیم مانند داستان‌اش کمی عجیب است . بهتر است آن را در زیرژانر «وحشت جسمی» دسته‌بندی کنیم تا بهتر بتوانیم به فیلم بپردازیم. این فیلم در روایت خود دو تکه‌ی مجزاست؛ ابتدا ورود غریبه به این خانه و معرفی تک‌تک اعضای خانواده با تمام ویژگی‌های رفتاری‌ای که دارند. اما پاره‌ی دوم نمایان شدن روی پنهان هر کدام از اعضای خانواده است که گویی این دختر عجیب‌و‌غریب و به‌ظاهر معصوم آن را هویدا می‌کند.
من به‌شخصه با نیمه‌ی ابتدایی فیلم هیچ مشکلی ندارم. دوربین آن‌قدر آرام و گاه ساکن تمام شخصیت‌ها را معرفی می‌کند که انتظار داریم زیر این همه قاب و میزانسن دقیق رازی نهفته باشد؛ رازی که گاه با موسیقی رازآلود بیشتر ذهن ما را دچار تعلیق می‌کند. پاره‌ی ابتدایی بی‌مهابا ما را وارد دنیای یک سینماگر مستقل می‌کند که قرار است با المان‌های کلیشه‌ی سینمای دلهره و رازآلود حرف خود را بزند. اما مشکل اصلی فیلم در بخش دوم است؛ آن‌جا که این دخترک به‌ظاهر معصوم به‌نوبت در حال قلع‌وقمع این خانواده است. برخی صحنه‌ها آن‌قدر آبکی و سرسری در حال اطلاعات دادن به مخاطب هستند که گویی کارگردان از این ترس داشته که نتواند با زبان تصویر هدف خود را به مخاطب برساند. از سویی دیگر آیا این دختر همان مادر زمین است که در کالبدی بی‌جان حلول کرده و قصد دارد انتقام بگیرد؟ اما چه انتقامی؟ انتقام از چه کسی؟ اینکه بخواهیم به افتتاحیه‌ی فیلم و افتادن کارگر معدن اشاره کنیم که باید گفت این ارجاع کاملاً مضحک است. اینکه کارگردان در پاره‌ی اول فیلم خود به‌دنبال چه بوده و چرا در پاره‌ی دوم این‌قدر عجولانه سعی دارد به پاسخ برسد به‌اندازه‌ی خود فیلم عجیب‌و‌غریب است. اگر بخواهیم ساده بگوییم این فیلم همان اندازه که در پاره‌ی اول خود فرم تصویری و حساب‌شده‌ی خوبی دارد، در پاره‌‌ی دوم تا حد یک اسلشر گروه ب پایین می‌آید. این عدم تعادل در فرم روایی و تصویری باعث می‌شود از این فیلم زده شویم. مخاطبی که با تأمل پاره‌ی اول فیلم با آن ضربآهنگ پایین را پذیرفته انتظار دارد پاره‌ی دوم او را وارد لایه‌ی زیرین روایت کند. اما این‌گونه نمی‌شود و فیلم ابتر باقی می‌ماند؛ فیلمی که می‌توانست یکی از آثار مستقل و قابل احترام در ژانر خود باشد.