فیلم با نشان دادن تصاویری آرشیوی از تاریخ سیاسی و اجتماعی کشور جامائیکا آغاز میشود که در میان نماهایی از رقص آزادانه و بیپروای «آکیلا» قرار گرفتهاند. آکیلا وقتی پانزده ساله بوده پدرش را که رئیس مافیای خیابانی مواد مخدر است از دست میدهد و حالا که نزدیک به چهل سال دارد خود کار تولید و توزیع ماریجوانا را با کمک گروهی یونانی در تورنتو -کانادا- انجام میدهد. اما یک شب درست زمانی که او تصمیم گرفته است دیگر دست از این کار بردارد مواجههاش با گروهی دزد که اموال گروه یونانی را دزدیدهاند باعث میشود بار دیگر گذشته و خاطرات پدر را به یاد آورد. شبی طولانی که قرار است تمام اتفاقات این فیلم در همین یک شب رخ دهد.
فیلم «فرار آکیلا» در روایتی غیرخطی به طور موازی آکیلای پانزده ساله و چهل ساله را نشان میدهد که چگونه یک اتفاق باعث میشود او خود را در دوراهی زندگی در گذشته یا در حال ببیند. او که به نظر میرسد تجربیات این شب را سالهای پیش از سرگذرانده است تلاش میکند بهترین راهحل را برای گذشتن از آن برگزیند. این فیلم در نیمهی اول خود چنان توانسته شخصیتهای خود را به درستی به تصویر درآورد و موقعیتی که در آن گرفتار شدهاند را نشان دهد که در نیمه دوم علیرغم قابلپیشبینی بودن بیشتر سکانسها باز هم بیننده محو شخصیتهای آن میخواهد سرنوشت آنها را به گونهای دیگر ببیند. اما سرنوشت طرح خود را به گونهای ریخته است که پایانی جز آنچه نشان میدهد را نمیتواند برای شخصیتها و اتفاقاتاش متصور شود. آکیلا با گذشتهای که در میان تصاویر مدام فلشبک شده و نشان داده میشود و سرنوشتی که برای او نوشته شده دستوپنجه نرم میکند و میداند سرنوشت او محصول جامعهای است که در آن بزرگ شده است. جامعهای که در آن آزادی رویایی بیش نیست و سرمایهداران و ثروتمندان همواره سوار بر مردم و خواهان حکومت بر افراد کمدرآمد و بیدرآمدند. حتی قانونی شدن توزیع و پخش ماریجوآنا هم به دنبال خواستهی همین افراد است و آکیلا که خود متوجه این امر شده در تلاشاش برای پایان دادن به حرفهی خود مطمئنتر شده است چرا که او به بلوغ بزرگسالی رسیده و حالا به دنبال آرامشی است که در هیچ کجا تا کنون نتوانسته آن را بیابد.
فیلم «فرار آکیلا» با دوربینی که بیشتر ثابت است تلاش میکند زندانی بودن شخصیتهایاش را در موقعیتی که در آن گرفتار آمدهاند بهتر نشان دهد. اما از دیگر سوی با ایجاد کلوزاپهای بسیار از صورت این افراد سعی کرده احساسات هر یک از آنها را به خوبی به تصویر درآورد. از این روست که بازیگران این فیلم اصلیترین نقش را در ایجاد ارتباط ما با شخصیتهای این روایت و مسیر آن بازی میکنند. نقشی که هر یک از آنها نیز توانستهاند به خوبی اجرا کنند. در این میان «ساول ویلیامز» در نقش آکیلا بزرگسال البته که بهتر و مسلطتر از دیگر بازیگران توانسته است کار خود را انجام دهد. چشمان و نگاه نافذ او حتی چین و چروک پیشانی و صورت او و نیز موتیفهای رفتاریاش که اعتماد بهنفس بالای او را در کنار ترسهای قدیمیاش نشان میدهد همگی در ایجاد این ارتباط مثمرثمر بودهاند. نورهای نئونی قرمز و استفاده از سایههای طولانی و سیاه در طول این شب طولانی دیگر مزیت این فیلم محسوب میشوند که شخصیتهای رازآلود و ناچار آن را توانسته بهتر هم به تصویر درآورد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.