درامهای رازآلود با همین عنوان جذاب سعی بر این دارند تا مخاطب را وارد هزارتویی از پرسشها کنند. در این ژانر بیننده خود را تا زمان گرهگشایی فیلم در انبوهی از سوالات غوطهور میبیند و هر لحظه انتظار این را میکشد تا پاسخ تمام سوالات و حدسیات خود را از کارگردان دریافت کند. حال این هنر کارگردان است که در این تودرتوی داستانی، مخاطب خود را در معرض هیجانی که انتظار میرود بگذارد.
فیلم داستان مردیست که دچار بحران روحی بعد از مرگ همسر است؛ آنقدر در این فقدان غرق شده که حتی فرزند خردسال خود را نیز گاهی فراموش میکند. او معمار موفقیست که بههمراه پدر و مادر و فرزند خود این دوران گذار را در حال سپری کردن است. اما نامهای از یک پرورشگاه صفحهی جدیدی از زندگی را روی آنها باز میکند؛ خواهرش که در شش سالگی و در شهربازی و بعد از رها کردن دست او گم شده بود، دوباره پیدا شده. او متعجب و مشکوک و پدر و مادرش خوشحال. ورود این خواهر به زندگی آنها باعث اتفاقاتی میشود که درونمایهی اصلی این فیلم را خواهند ساخت.
حضور این خواهر یا همان مزاحم، مصرف قرصهای آرامبخش و شکاک شدن کاراکتر اصلی داستان به اتفاقاتی که در جریان است، فیلم را وارد تودرتویی جذاب اما بسیار سادهانگارانه میکنند. همهچیز در این سیر اتفاقات فقط نوشته شدهاند و بس و هیچ خلاقیتی در نوع پروردن آنها و بهنوعی رازآلود کردن ماجرا وجود ندارد. اتفاقات یکی پس از دیگری در حال رخ دادن هستند و درست همان چیزهایی قرار است باشند که مخاطب انتظار میکشد و بهنوعی کارگردان خود را از غافلگیر کردن مخاطب عقب کشیده است. اصل «شک» وقتی در دنیای یک کاراکتر وارد میشود باید تمام ابعاد زندگی او را در بر بگیرد و همین امر در روابط او تأثیر خواهد گذاشت. همکاران شخصیت اصلی داستان فقط در دو یا سه صحنه حضور دارند. اگر قرار است آن جنبهی معمار بودن شخصیت یکی از ارکان اصلی داستان باشد، پس افرادی که در این حوزه همراه او هستند نیز باید نقش بیشتری را در اتفاقات ایفا کنند و چند تماس تلفنی نمیتواند این خلأ را پر کند.
حضور فرقههایی با قوانین عجیبوغریب سالهاست که در کنار فیلمهای رازآلود خودنمایی میکنند. اما فقط نام گذاشتن روی آنها، نشان دادن چند شات از عبادتهای مرموز آنها و حرکات عجیبوغریب برای ارتباط برقرار کردن با یکدیگر، ثبت کردن این فرقه در فیلم و اینکه مخاطب باید آنها را بپذیرد، بسیار سادهلوحانهست. هیچگاه نمیتوان با موسیقی و چند حرکت عجیبوغریب، موضوعی را دچار رازآلودگی کرد.
فیلم شاید اگر چیزی برای گفتن داشته باشد، همان بازیگر نقش خواهر است که توانسته بار زیادی از اتفاقات و پیشبرد فیلم را به دوش بکشد. فیلمهای کرهی جنوبی در این ژانر همیشه نمونههای خوبی را روانهی سینماها کردهاند و مطمئناً در تولیدات با کمیت بالا، باید شاهد آثار ضعیفی از این دست هم بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.