سینمای هنگکنگ سالهاست که با نمایشهای رزمی در قاب سینما برای مخاطبان آشناست. در هر دهه یک چهره در این سینما به شهرت میرسد و قالب آثار مهم اکشن-رزمی هنگکنگی نیز حول این شخصیت چیده میشوند. «دانی ین» یکی از این کاراکترهاست و پس از اکشن-بیوگرافی «ایپ-من» بیشازپیش شناخته شد. حال او در همکاری جدیدش با کارگردان سری فیلمهای «داستان پلیس» یعنی «بنی چان» سعی کرده تجربهای جدید را در سینمای اکشن مقابل بینندهی مشتاق این سینما قرار دهد. اما ظاهراً همچنان مشکل اصلی این نوع اکشن عدم درک فیلمساز برای ایجاد تعادل بین صحنههای اکشن و درام یک اثر است.
دانی ین در این فیلم در نقش یک مأمور موفق پلیس ظاهر شده است که اخلاق حرفهای را فدای روابط دوستانه نمیکند. همین امر باعث ایجاد کینه میان بخشی از نیروهایی میشود که بهواسطهی همین اخلاقگرایی او از پلیس اخراج شده و به زندان میروند. اولین نکتهای که در این روایت مخاطب را اذیت میکند پرشهای پیدرپی به نقاط کور آن است که باعث میشود فیلم در پردهی اول خود قوام نیابد. این پرشهای تصویری آنقدر زیاد هستند که روایت تا پردهی دوم خود حتی برای لحظهای در مقابل چشمان مخاطب تبدیل به یک اثر سینمایی نمیشود. حال بهنظر شما چنین شروعی آیا میتواند فیلم را در پردهی دوم و متعاقب آن در پردهی گرهگشایی نجات دهد؟ باید گفت که پاسخ چیزی جز «خیر» نیست. فیلم در پردهی دوم خود نیز همچنان در حال دست و پا زدن برای رسیدن به سکونی است که بتواند درام خود را پایهریزی کند اما چنین اتفاقی رخ نمیدهد. قصه هیچگاه شکل نمیگیرد و مخاطب در پردهی دوم بیشازپیش دچار سردرگمی میشود.
این فیلم نمونهی ناموفق از عدم شناخت یک کارگردان برای بهتصویر کشیدن تلفیقی از درام جنایی و اکشن است. بنی چان چنان در روایت خود گم شده است که هر بار که سعی دارد به این تعادل برسد به زاویهی دوربین بد یا یک برش نابههنگام همهی آن سکانس را ویران میکند. این فیلم حتی در بهتصویر کشیدن صحنههای اکشن و رزمی نیز دچار مشکل است. جلوههای ویژه و تسلط دانی ین نیز نتوانستهاند کمکی برای نجات فیلم انجام دهند. مشکل بازیگران اکشنی چون دانی ین همین است که آنقدر در سینمای اشکن-رزمی اسمشان پررنگ شده است که حضورشان در چنین آثاری مخاطب این نوع سینمای اکشن را کسل میکند. از سویی دیگر خود بازیگر نیز توانایی تفکیک روایتها را ندارد که بخواهد بر اساس آن شخصیت مورد نظر را در ذهن پرداخت کند. همانطور که مشخص است این عدم تعادل نه به کارگردان بلکه به خود بازیگران نیز بازمیگردد و در نهایت اثری پر سر و صدا اما منفعل در برابر دیدگان مخاطب قرار میگیرد. باید گفت که این تجربهی بد برای مخاطب سینمای اکشن-رزمی که شاید هر دو یا سه سال یکبار منتظر روی پرده آمدن یک اثر جریان اصلی از این سینماست کمی ناامیدکننده بهنظر میرسد. اما خاصیت این سینما همین است که گاه میتواند مخاطب را راضی نگاه دارد و گاه حتی از سرگرم کردن لحظهای او نیز عاجز است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.