پوستر فیلم ونوم: بگذار قتل‌عام به‌راه بیفتد

و کاراکتری که همچنان معلق است

ونوم: بگذار قتل‌عام به‌راه بیفتد
Venom: Let There Be Carnage
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

ماه نوامبر همیشه ماهی بوده که آثار اصلی و عامه‌پسند سینمای جریان اصلی روی پرده‌ها ظاهر می‌شوند. هالیوود در این ماه گیشه‌های فروش را به مرز انفجار می‌رساند و مخاطبان عام برای دیدن آثار پرهزینه‌ی سینمای سرگرمی لحظه‌شماری می‌کنند. یکی از ارکان این گیشه‌های سرگرمی کاراکترهای دی‌سی و مارول هستند که هر از چندگاهی یکی از آن‌ها روی پرده ظهور می‌کند. در سال ۲۰۱۸ نوبت به کاراکتر «ونوم» رسید که یک موجود فضایی و انگلی است که از بدن میزبان خود برای هویت یافتن استفاده می‌کند. این پلات ساده را پیش‌ از این در قالب مرد عنکبوتی دیده بودیم که یک نوجوان توسط عنکبوتی آزمایشگاهی نیش زده می‌شود و تبدیل به یک ابرقهرمان می‌شود. اما نکته‌ای که در فیلم سال ۲۰۱۸ ونوم بیش از هر چیزی خودنمایی می‌کرد اظهارات ضدونقیض پس از اکران آن بود. کارگردان اثر عنوان کرد فیلمی که روی پرده‌ی سینما رفته برای گسترده شدن سن مخاطبان دچار ویرایش‌های بسیار سنگینی شده و آن خشونتی که در فیلم استفاده شده در حد بسیار زیادی تقلیل یافته است و مخاطبان را نوید داد که ویرایش کارگردان طی یک سال آینده پخش خواهد شد. اما نه‌تنها از آن ویرایش خبری نشد بلکه سری دوم فیلم را به «اندی سرکیس» سپردند بلکه بتواند شخصیت ونوم را جانی تازه ببخشد.
در سری دوم این روایت «ادی بروک» و ونوم به هم‌زیستی مسالمت‌آمیزی رسیده‌اند. از شخصیت سرکیس و آثاری که در آن‌ها به ایفای نقش پرداخته چنین برمی‌آید که رویه‌ی طنز فیلم در تقابل و هم‌زیستی این دو کاراکتر رنگ بیشتری داشته باشد. البته که همین اتفاق هم می‌افتد و در برخی سکانس‌ها به‌یاد فیلم «تد» و تقابل این عروسک محبوب خرسی و کاراکتر «جان بنت» می‌افتیم. سرکیس تلاش کرده خشونت ذاتی اثر را با این سکانس‌ها کمی تقلیل بخشد. اما مشکل اینجاست که فیلم گویی دچار هیچ روایتی نیست. فیلم اندی سرکیس روی دور تند برش‌ها و اتفاقات پیاپی قرار دارد و فیلم یک آن هم آرام ندارد. مخاطب از همان ابتدا درگیر حوادث پی‌در‌پی است. ضدقهرمان‌های این اثر نه‌تنها هیچ هویتی ندارند بلکه کاملاً مقوایی هستند. گویا کارگردان با خود چنین فکر کرده با همان افتتاحیه می‌تواند این ضدقهرمان‌ها را باورپذیر کند. اما چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد و هر چه با فیلم پیش می‌رویم این بی‌هویتی بیشتر نمود می‌کند.
اما یکی از مرثیه‌های فیلم ونوم حضور میشل ویلیامز و تام هاردی است؛ دو بازیگری که کم فیلم‌های قابل احترام در کارنامه‌ی خود ندارند. این بحث که چرا برخی بازیگران و ستاره‌های درخشان دنیای سینما بالاخره در برابر وسوسه‌های دنیای دی‌سی و مارول تسلیم می‌شوند همچنان هم محل مناقشه است. این مسئله پس از اظهارنظر چند سال پیش مارتین اسکورسیزی در باب تفاوت سینمای واقعی و دنیای مارول و دی‌سی بیشتر مورد بحث قرار گرفت که در نهایت بدون هیچ نتیجه‌ای تبدیل به اظهارنظرهای توئیتری بازیگران موافق و مخالف این مسئله شد. در هر حال تجربه ثابت کرده که بازیگران توانایی که اسیر این وسوسه می‌شوند چند سالی را رو به افول می‌گذارنند و دیگر نمی‌توان از آن‌ها انتظار داشت در اثری مهم به ایفای نقش بپردازند. حال باید دید عاقبت تام هاردی و میشل ویلیامز رو به کجا دارد و آیا این دو بازیگر همچنان در این دنیای بدون درام غوطه خواهند خورد یا باز هم می‌توان شاهد حضور آن‌ها در آثاری باشیم که روایت سینمایی دارند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟