پوستر فیلم دی‌ان‌ای

ناگفته‌ها

دی‌ان‌ای
DNA
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

سکانس افتتاحیه‌ی فیلم با نشان دادن خانواده‌ای پرجمعیت که همگی در کنار یکدیگر در خانه‌ی سالمندان نشسته‌اند آغاز می‌شود. آنها هر از چندگاهی برای دیدار پدربزرگ‌شان که حال چندان خوشی ندارد به اینجا می‌آیند تا او را خوشحال و امیدوار به زندگی کنند. اما زمانی که خبر مرگ پدربزرگ به آنها داده می‌شود همه‌چیز تغییر می‌کند و هر یک سعی می‌کنند غم مرگ پدربزرگ را که برای آنها به پدر شباهت زیادی دارد، بپذیرند. در این میان «نیجه» دچار تردید در هویت خود نیز می‌شود و تلاش می‌کند بار دیکر خود را بیابد.
فیلم «دی‌ان‌ای» در داستانی ساده سعی دارد از غم از دست دادن حرف بزند. فیلم در ابتدا یک خانواده را نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد همه با هم خوب هستند و خوشحال. اما با مرگ بزرگ خانواده همه‌چیز تغییر می‌کند. این فیلم نیمه‌ی اول خود را به زیبایی و به آرامی صرف افراد این خانواده می‌کند که چگونه هر یک برای مراسم خاکسپاری پدربزرگ‌شان و البته قبول پذیرش مرگ آن تلاش می‌کنند. این نیمه آنقدر واقعی و ملموس است که به راحتی می‌توان با تک‌تک افراد خانواده ارتباط برقرار کرد و هر یک را در درون همین روابط تا حدودی هم شناخت اما رویه در نیمه‌ی دوم تغییر می‌کند و این تغییر کل روایت را تحت تأثیر قرار می‌دهد. چرا که به ناگاه تمام شخصیت‌های دیگر خانواده غیب می‌شوند و فیلم تمرکز خود را بر روی نیجه می‌گذارد و اولین ضربه را به روایت خود می‌زند. ما که در نیمه اول مدهوش شخصیت‌های نیمه کاره‌ی این خانواده شده بودیم می‌خواستیم در نیمه‌ی دوم آنها را بهتر بشناسیم و دلیل روابط بد میان آنها را بفهمیم اما فیلم با تمرکز بر روی یک نفر به راحتی مابقی شخصیت‌ها را نادیده گرفته و داستان خود را خراب کرده است. شاید فیلم اگر در نیمه‌ی اول این‌چنین شخصیت‌های زیادی را وارد روایت خود نکرده بود یا به همان نیجه توجه بیشتری کرده بود ما نیز توقعی برای شناخت دیگران نداشتیم اما حالا فیلم ما را تشنه‌ی دیدن روابط شخصیت‌های مختلف کرده است اما در نهایت ما را تشنه هم باقی می‌گذارد و پرداخت بیشتری بر روی آنها ندارد.
نیمه‌ی دوم این فیلم اما در مسیر خودش نیمه‌ای جذاب می‌تواند باشد یعنی اگر دیگر شخصیت‌های فیلم را از همان ابتدا نادیده بگیریم می‌توانیم نیمه دوم را باز هم روایتی جذاب ببینیم. درواقع این فیلم می‌توانست خود دو فیلم جداگانه باشد که هر یک نیز جذابیت‌های خاص خود را حفظ کند و ما را با آن همراه کند. در نیمه دوم شخصیت نیجه برای یافتن ریشه‌ی خود تلاش می‌کند و با دادن آزمایش دی‌ان‌ای می‌خواهد بداند چقدر به سرزمین پدربزرگ‌ الجزایری‌اش نزدیک است. همین جدا شدن روایت در دو نیمه باعث شده است علی‌رغم بازی خوب، روان و قابل باور بازیگران و به طور کلی میزانسن مناسب آن، این فیلم نتواند آن‌چنان که باید مسیر خود را حفظ کند و اثر بیشتری را بر روی مخاطب خود گذارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟