پوستر فیلم سقوط‌شان سخت‌تر است

غرب وحشی این‌بار رنگ دیگری داشت

سقوط‌شان سخت‌تر است
The Harder They Fall
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

کلیشه‌ی سینمای وسترن در این است که فردی در برابر دسته‌ای خشن عصیان می‌کند یا روایت به‌گونه‌ای چیده می‌شود که دسته‌ی ضعیف‌تر در طول فیلم به رستگاری برسند و آن دسته‌ی خشن و بی‌رحم را حذف کنند. ژانر وسترن آن‌قدر شاخه‌شاخه شد که پس از ظهور پست‌مدرنیسم یکی از اولین ژانرهای سینمایی بود که تحت تأثیر این جنبش نوپا قرار گرفت. رویکرد کارگردان‌ها به سینمای وسترن عریض‌تر شد و سعی می‌کردند تا جایی که می‌توانند از المان‌های کلاسیک این ژانر برای پیشبرد روایت‌های تلفیقی خود استفاده کنند. حتی کارگردان‌های معاصری هم پیدا می‌شدند که با حفظ ساختار وسترن روایت شاعرانه‌ی خود را از نمادهای این ژانر داشته باشند. چه مثالی بهتر از «قتل جسی جیمز توسط رابرت فورد بزدل» یا فیلم جدید دیگری که همین چند ماه پیش روی پرده رفت؛ «هنری پیر». از آن سو کارگردان‌هایی چون تارانتینو نیز با حفظ امضای آثار قبلی خود از ژانر وسترن نهایت استفاده را می‌کنند تا روایتی جذاب و تقریباً عامه‌پسند را به مخاطب ارائه کنند؛ «جانگوی آزادشده» و «هشت نفرت‌انگیز». حال در سال ۲۰۲۱، کارگردانی تازه‌کار دومین فیلم بلند مهم داستانی خود را روی پرده برده است. «جیمز ساموئل» پس از موفقیت در فیلم «آنها تا سحر خواهند مرد» حال به‌سراغ کلیشه‌ی وسترن رفته تا روایت جذاب خود را به‌تصویر بکشد.
یک هفت‌تیرکش با نام «نت لاو» به‌دنبال انتقام از تمام کسانی است که در کودکی مقابل چشمان‌اش پدر و مادرش را به قتل رساندند. افتتاحیه‌ی فیلم با همین سکانس مخاطب را وارد داستانی می‌کند که دیگر مطمئن است هیچ فلش‌بکی توالی سکانس‌ها را برهم نخواهد زد. بخشی از فیلم که می‌گذرد ناخودآگاه به‌یاد یکی از فیلم‌های موفق سال ۲۰۲۰ با نام «ماتحت ما-رِینی» می‌افتیم. تمام کاراکترهای درگیر در این فیلم سیاه‌پوست هستند. اما دنیایی که ساموئل خلق کرده است از آن دست جهان‌های غلوشده‌ای نیست که در آن دنیا همه‌اش سیاه است و هیچ سفیدپوستی وجود ندارد. نه، در این دنیا سیاه‌پوستان در مکانی بین سفید‌پوستان قرار دارند اما کاملاً ایزوله و به‌دور از هر تنشی. حتی اگر تنشی باشد بیرون از دیواره‌های فرضی روایت است. درست مانند فیلم «ماتحت ما-رِینی» در این فیلم نیز دائم در حال تماشای دیالوگ‌هایی هستیم که سیاه‌پوستان علیه یکدیگر به‌کار می‌برند و نوعی مازوخیسم کلامی به‌حساب می‌آید. سفیدپوستان در این فیلم همیشه در مخمصه‌ای که عده‌ای سیاه‌پوست برای آن‌ها درست کرده‌اند گرفتار می‌شوند. در این دنیا غرب وحشی و هفت‌تیرکش‌های معروف‌اش رنگی دیگر دارند. ساموئل با وسواس تمام این دنیا را خلق کرده است و احتیاط و وسواس شدید او را می‌توانیم در دیالوگ‌هایی که بین کاراکترها ردوبدل می‌شود ببینیم. هیچ‌کدام از صحنه‌ها حاوی کلام غلوشده و به‌نوعی حاصل از رستگاری کاراکترها نیستند.
به‌لحاظ فرم بصری با فیلمی روان و راحت‌الحلقوم طرف هستیم که کارگردان‌اش از تمام تکنیک‌ها برای رسیدن به این سادگی استفاده کرده است. گاه با تیلت از بالا‌به‌پایین مواجه هستیم که قرار است با چند برش دو نمای نزدیک از طرفین درگیری را شاهد باشیم. گاه استیدی‌کم و دالی‌زوم برای کم‌ و کم کردن فاصله‌ی تنش قریب‌الوقوع بین دو طرف به کار می‌آیند. از آن سو روایت فیلم کاملاً خطی و ساده است. کارگردان سعی دارد تضاد بین دنیاها را نه با پالت رنگی پر از کانتراست بلکه با پیش‌روی کاراکترها به‌سوی هدفی که برای خود در نظر گرفته‌اند نشان دهد. از سویی دیگر با یک اثر کاملاً پست‌مدرن مواجه هستیم. از المان‌های پست‌مدرنیسم استفاده از موسیقی هیپ‌هاپ است که وقتی روی صحنه‌ها می‌نشنید مخاطب را دقیقاً روی نقطه‌ای که کارگردان می‌خواهد متمرکز می‌کند. مخاطب در این دنیا با کاراکترهایی مواجه است که به‌دنبال حق‌خواهی‌های کلیشه‌ای از دنیای سفیدپوستان نیستند بلکه تمام آن چیزی که بین‌شان می‌گذرد فقط‌و‌فقط مربوط به خودشان است. این رویکرد جدید در خلق دنیای اعتراضی با استفاده از کلیشه‌های روایت در سینما بسیار تأثیرگذارتر از شعرهای تصویری و نخ‌نما در آن‌سوی سینمای بدنه‌ی هالیوود است. جیمز ساموئل با فیلم جدید خود نشان می‌دهد که فرم روایی جدید در دنیایی که رنگ پوست هم‌چنان باعث بالا و پائین شدن افراد می‌شود، توانایی این را دارد که در عین قصه‌گویی جذاب درون‌مایه‌ی پنهان خود را نیز در ذهن مخاطب بکارد؛ مخاطبی که نیاز دارد در جامعه‌ای زندگی کند که همه‌ی اطرافیان را همچون خود مشاهده کند و نه دسته‌بندی آن‌ها بر اساس رنگ پوست و جغرافیای تولد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟