پوستر فیلم اتاق بلوط

داستان‌‌ در داستان

اتاق بلوط
The Oak Room
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«پل» به تمیز کردن بارش می‌پردازد که غریبه‌ای با صورتی پوشیده وارد آنجا می‌شود. پل که در ابتدا به غریبه گوشزد می‌کند؛ بار تعطیل است بعد از اینکه توسط او جدی گرفته نمی‌شود، می‌ترسد و با چوب بیسبال خود به سمت غریبه می‌رود. ناگاه غریبه کلاه خود را از سر برداشته و پل، «استیو» را می‌شناسد. استیو پسر صمیمی‌ترین دوست پل است که سه سال پیش این مکان را ترک کرده و حتی برای مراسم تدفین پدر هم باز نگشته است. از این روست که پل نمی‌تواند استقبال خوبی از استیو کند و از همان ابتدا تنش در رفتارهای او دیده می‌شود.
چندی پیش بود که فیلم «خوشی شریرانه» را مرور کردیم. فیلمی از کارگردانی قدیمی که عموماً فیلم‌های‌اش که بیشتر ترسناک‌ نیز بودند، در رده‌ی فیلم‌های ضعیف قرار می‌گرفتند. اما او بالاخره بعد از سال‌ها توانسته بود در سال ۲۰۲۰ با این فیلم توجه مخاطبانی را جلب خود کند. «کودی کالاهان» در فیلم «خوشی شریرانه» ما را با تجربه‌ای طنز و پر از خون همراه کرد که در آن پسری ترسو خود را در میان قاتلانی شوم می‌دید و تلاش می‌کرد خود را از دست این قاتلان نجات دهد. فیلمی با طنزی قابل‌قبول و تصاویری جذاب. -فیلمی که در یک بار و مکانی محدود رخ می‌دهد، درست به مانند فیلم جدید کالاهان.- حال کالاهان در فیلم دیگر خود در سال جدید با فیلم «اتاق بلوط» سعی کرده است ما را با فیلمی معمایی و هیجان‌انگیز روبه‌رو کند. فیلمی که باز هم توانسته است استعداد این کارگردان را نشان دهد اما هنوز هم از تبدیل شدن به کارگردانی کاربلد و فاخر فاصله‌ای بسیار دارد. چراکه علی‌رغم پلات خوب داستان و حتی تصاویر حرفه‌ای او هنوز عملکرد منطق روایی داستان‌های‌اش به بلوغ لازم نرسیده است و ابهاماتی را در روند اصلی داستان دارد. با این حال آن جنبه‌ی سرگرمی و لذت‌بخش بودن داستان را می‌شود به راحتی در میان این فیلم جدید او نیز دید.
فیلم «اتاق بلوط» تشکیل شده از داستان‌هایی در داستان اصلی است. استیو با ورود به بار پل شروع به روایت داستانی می‌کند که به گفته‌ی خودش واقعی است و هفته‌ی پیش در باری دیگر رخ داده است. شخصیت‌های داستان استیو نیز داستان‌هایی را روایت می‌کنند. سپس پل داستانی را از پدر استیو نقل می‌کند که درواقع پدر استیو برای‌ا‌ش تعریف کرده است. از این روست که ما مدام با داستان‌هایی در داستانی دیگر روبه‌رو هستیم که قرار است ذهن ما را به سمت داستان اصلی راهنمایی یا حتی منحرف کند. این فیلم درواقع از همان ابتدا شروع به دادن سرنخ‌هایی می‌کند تا ما را هم گیج کند و هم به اصل داستان نزدیک‌تر. همانند همان بطری آب‌جویی که در ابتدا بر روی میز است و سکانس ابتدایی فیلم با یک چرخش سی‌وشصت‌ درجه‌ای دوربین بر روی این بطری، می‌تواند به خوبی توجه ما را به آن جلب کند. این بطری بعدها بارها در داستان‌ها نشان داده می‌شود تا ذهن ما را دچار چالش کند. در سکانس ابتدایی بعد از چرخش دوربین ما با تصویری تار از مردی مواجه می‌شویم که خمیده در حال کتک زدن فردی دیگر است. از این روست که ما با دیدن این بطری مدام آن تصویر کتک زدن وحشیانه به ذهن‌مان خطور می‌کند و می‌خواهیم پیش از رخ دادن آن اتفاق، آن را پیش‌بینی کنیم. همین امر است که اولین کنجکاوی را برای ما به ارمغان می‌آورد. این مرد کیست و چرا دیگری را تا سرحد مرگ کتک می‌زند؟ البته که نشان دادن تیتراژ ابتدایی فیلم با تصویری با نمای دید پرنده از جنگل و برف و سرمایی که در بطن داستان وجود دارد یکی دیگر از اتفاقات اولیه‌ای است که توانسته ما را به شرایط داستان نزدیک‌تر کند.
درواقع یکی از مهم‌ترین مزیت‌های این فیلم را باید در میزانسن آن که تشکیل شده از حرکت دوربین و قاب‌های به‌جا و نیز بازیگران کاربلد آن است دانست. بازیگرانی که به خوبی توانسته‌اند ما را با شخصیت‌های داستان همراه کنند. همچنین موسیقی این فیلم را نباید فراموش کرد که توانسته تعلیق لازم را در بطن روایت ایجاد کند و ما را مدام هوشیار نگه دارد.
اما یکی از اشکالات این فیلم را باید در پرداخت شخصیت‌های اصلی داستان دانست و سؤالاتی که در پایان ذهن ما را پر می‌کند. سؤالاتی که از پیچش داستانی پایان آن به ذهن ما می‌رسد و می‌تواند اعتبار این فیلم را به راحتی زیرسؤال ببرد. اما با این حال مسیر روایت داستان و میزانسن آن آنقدر خوب است که ما می‌توانیم از این سؤالات صرفه‌نظر کنیم یا چنان‌‌‌چه مسیر داستان، ما را مجاب می‌کرد بیشتر اتفاقات را در ذهن‌مان بازسازی کنیم، پاسخ این سؤالات را هم خود در ذهن‌مان بسازیم تا منطق روایی داستان شکل گیرد. اگرچه این اتفاق از ایراد کار کالاهان کم نمی‎کند اما می‌تواند بیننده و ما را راضی نگه دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟