«سامی» در شهری کوچک به همراه مادر و برادر ناتنیاش -تراویس- زندگی میکند. این شهر به خاطر آبوهوای خوبی که دارد، تابستانها میزبان خانوادههای ثروتمندان است تا در کنار رودخانه و مناظر طبیعی بکر و زیبای آن تعطیلات خود را سپری کنند. سامی در یکی از باشگاههای تفریحی به عنوان مربی تنیس کار میکند. آشنایی او با دختری همسنوسال خودش به نام «امیلی» که دختر یکی از این خانوادههای ثروتمند است، باعث ایجاد دوستیای صمیمی بین آنها و در ادامه اتفاقات دردناکی میشود که قرار است زندگی هر دوی این دختران را تغییر دهد.
فیلم «آنچه که سر صحبت را باز میکند» درامی تینیجری و نوجوانپسند است که سعی کرده است با ایجاد فضایی صمیمی میان دو دختر نوجوانِ داستان خود، بیننده را با آنها همراه کند. فضایی که در ابتدا آرام است و منجر به برقرار کردن راحت ارتباط با این شخصیتها میشود. این دو دختر در همان ابتدا با دیدن یکدیگر و همکلام شدن با هم متوجه اشتراکات خود میشوند و در ادامه رازها و احساسات خود را نیز به سادگی با هم در میان میگذارند. احساساتی که از عمق تنهایی و عموماً درکنشدنهاشان توسط افراد بزرگسال پیرامونیشان نشأت میگیرد. این فیلم در نشان دادن این احساسات به خوبی عمل کرده است و فشارهای زیادی را که به یک نوجوانِ دختر وارد میشود را هم به خوبی به تصویر درآورده است. مانند زمانی که امیلی دربارهی رابطهی جنسی و البته اولین ارتباط جنسی با شخص دیگر سخن میگوید. او به این حرف که «تنها پنج درصد دختران نوجوان در یک رابطهی جنسی به اوج لذت میرسند» باور دارد و از آن تعجب نمیکند. حرفهایی که مادر و پدرش سر میز شام به او و سامی میزنند نیز دلیل دیگری بر آن است که مغز نوجوانان دختر و حتی پسر چگونه با حرفهایی که نباید از همان ابتدا پر میشود. درواقع این فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه از همان دوران نوجوانی و حتی کودکی تبعیضهای جنسیتی به وضوح در رفتارهای پدران و مادران و جامعه دیده میشود و چگونه این رفتارها میتواند بر زندگی فرزندان اثر گذارد. در ادامه همین فشارها و باورهای غلط است که منجر به ایجاد اتفاقی میشود که دیگر نمیتوان از آن گذشت.
فیلم «آنچه که سر صحبت را باز میکند» اگرچه داستانی خاص ندارد و روایت خطی و حتی قابلپیشبینیاش میتواند بیننده را در زمانهایی خسته کند اما توانسته است هدفی خاص را برای فیلم خود ایجاد کند. هدفی که تصاویر آن را هم، همسو با روایت داستان آن قرار داده است و با وجود بازیگران خوب و قابلباورش نیز اثر این هدف را بر بیننده میتواند، بگذارد. کاملاً قابل مشاهده است که کارگردان این فیلم؛ «ربهکا اسکریس» که سابقهی کارگردانی و تهیهکنندگی چند فیلم کوتاه را هم در کارنامهی خود دارد، با شناخت احساسات دنیای زنان و دختران سعی کرده به انتقاد از جهانی بپردازد که ادعای تغییر دارد. جهانی که هنوز هم همان تبعیضهای جنسیتی را در عمق خود دارد و تنها با شعارهایی بزرگ میخواهد به مقابله با این تبعیضها بپردازد. غافل از اینکه برای از بین بردن این تبعیضها باید چیزهای بسیاری را تغییر داد و این تغییر را باید از همان کودکی آغاز کرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.